لطیف کریمی استالفی

پیر سید احمد گیلانی ، حکمتیار را ....!

درین روز ها بازار گلبدین «راکتیار» با نزدیک شدن دور دوم انتخابات ریاست جمهوری گرمتر شده میرود ، جناح های متخاصم با براه انداختن سیلی از تبلیغات آخرین تلاش های خود را بمنظور جلب و جذب « پطرول ثانی » و «تاریک اندیش یک چشم » شروع کرده اند . چقدر درد آور است که جبهه متحد ملی و دولت پوشالی ، بدین زودی بخاطر منافع گروهی و شخصی شان ، همه سیاه روزی ها و بربادی هایی را که این دو جانی معلوم الحال بر سر ملت مظلوم ما آوردند ، بباد فراموشی می سپارند ، اما بیاد داشته باشند که ملت زجر دیدۀ ما هرگز و هرگز اعمال بس شنیع و خدا نا ترسی شان را از لوح خاطرات خود زودوده نمیتوانند ، واین را هم بیاد داشته باشید ، اگر خدای ناخواسته این بار قدم های نحس این دو چهرۀ مرموز بخاک مقدس ما برسد ، گلیم همه را جمع ودر بست به آی اس آی پاکستان بفروش خواهیم رسید ، پیر سید احمد گیلانی اگر برای یکبار هم راست گفته باشد ، تنها همین گفتۀ او حقیقت داشت   .

عبدالحميد مبارز از قول پيرسيد احمد گيلاني در كتاب سقوط سلطنت و ظهور طالبان مي نويسد:

((گيلاني در صدارت حكمتيار اشتراك نكرد، زيرا او گلبدين را يك شخص جاني و قاتل مي شمارد... گيلاني بار ها ميگفت: حكمتيار طرفدار ريختاندن خون است برايم مشكل است با حكمتيار كه دشمن صلح است به يك راه بروم زيرا تمام افغانها در يك جناح و حكمتيار در جناح ديگر قرار دارد يعني با جناح (استخبارات پاكستان)

در صفحه 54كتاب (افغانستان طالبان و سياست هاي جهاني) چنين آمده است: حكمتيار حتي پس از آنكه در يك موافقتنامۀ امضاء شده در اسلام آباد در مارچ 1993 به عنوان نخست وزير تعيين گرديد با زهم خارج از كابل ماند و در جنوري 1994 ضمن ائتلاف با مجددي و دشمن سابق خود دوستم ، اقدام به يك حملۀ شديد موشكي و توپ خانه اي به پايتخت كرد كه كابل هرگز چنين حمله اي را به خود نديده بود تا پايان سال 1994 حكمتيار با بمباران نا مشخص كابل ، توانست نيمي از شهر را ويران كند و حدود 25000 شهروند كابلي را به قتل رسانيد.

قرار نوشته آقاي كوشان در كتاب (افغانستان در مسير سده بيست ((گلبدين حكمتيار خروت كه سالهاي پيش نظر به اعمال ... توسط جنرال محمد عثمان اسدي از مكتب نظامي اخراج شد بعد ها خود را امير حزب اسلامي ناميد و در قتل، حبس و زجر افغانها مخصوصاً جوانها و تعليم و تربيه يافته ها مصروف ساخت)) .

بياييد ببينم كه شاغلي حكمتيار در كتاب دسايس پنهان و چهره هاي عريان چه در فشاني دارد . ((در حاليكه زعامت او را بصفت رهبر پشتون نپذيرفتند زيرا پاكستان مي دانست كه اگر پشتونها سر قدرت شوند مسئله پشتونستان در ميان مي آيد))

اين هم يك ترفند ديگر!  ببينيد چندي قبل او افغانستان را با پاكستان در يك فدريشن شامل مي نمود و اكنون پاكستان را متهم مي سازد كه بخاطر مسئله پشتونستان نخواستند يكي از زعامت هاي پشتون سر قدرت شود . در حاليكه 257 سال زعامت افغانستان بدست حكام پشتون ، و همین پاكستان بود که ملا محمد عمر پشتون را میر غضب افغانستان ساخت ، آیا حكمتيار کدام ترفند دیگری هم دارد تا ملت را بفریبد ؟ ، بناً این اتهام دروغ وی نیز دور از حقيقت بود .

حقيقت اين است كه يكنفر پاكستاني در كتاب ((اسلام، نفت و بازي بزرگ)) بدون پرده مي نويسد: ((تسخير كابل ضربه رواني سهمگين بر پشتونها وارد كرد [ البته نه همه ] زيرا در طول 300 سال اين نخستين بار بود كه كابل از تسلط آنها خارج مي شد تقريباً بلافاصله با محاصره كابل و به توپ بستن بيرحمانه آن توسط حكمتيار جنگ بين گروه ها آغاز شد و تلاش مي كرد صفوف پشتونها را متحد سازد)) .

در صفحه 99 اين كتاب آمده است (( شعار ما اين بود: ما با جمعيت هيچ جنگي نداريم))  مگر شليك ده ها موشك از چهار آسياب بطرف كابل نزد او عبادت خدا و عمل اسلامی محسوب مي گرديد. و جنگ او با ملت بود نه با جمعيت .

در كتاب تاريخ مسخ نمي شود مي خوانيم: پاتك ها در مسير راه چهار آسياب كابل و كابل جلال آباد توسط اين حزب هميشه سبب اذيت و آزار مردم مي گرديد و راكت هاي بي خبر آن هميشه خبر مردم كابل را مي گرفت .

بناً مردم از امير حزب اسلامي افغانستان شاغلي حكمتيار مي پرسند: اگر شما واقعاً مطابق به شريعت غراي محمدي و روش خلفاي صدر اسلام رفتار داشتيد ،آيا نمي توانستيد به زرداد هدايت می دادیدكه سگ و پاتك خود را از منطقه سروبي بردارد و به خلق الله مزاحمت نكند ، آیا به سيد جمال قومندان حزب دستور داده نمي توانستيد که 36 نفر همسنگران جمعيتی خود را در تنگي فرخار فجيعانه به قتل نرساند. آیا قومندان چمن و قلم را با نصايح سودمند اسلامي خويش روزی متقاعد ساختيد تا از چور و چپاول اموال مردم مظلوم و مسافرين صرف نظر كنند ؟.  آيا جناب شما كه روزها و شبها مهمان خاص نصيرالله بابر در منزل شخصي اش بوديد ، شبی  از جناب بابر پرسيدید كه اين همه مجسمه هاي تاريخي ملي افغانستان در منزل شما از كجا آمده است ؟  آيا از برادر حقاني ترس داشتيد و يا اينكه شريك او بوديد ، حتي يك روز هم به وي اشاره نكرديد كه شاغلي حقاني! پرزه جات طياره ها و تانكها اموال  بيت المال است و بيت المال از تعرض مصون ، چرا اموال ملت را پارچه پارچه و به قيمت كباري به پاكستان بفروش مي رسانيد ؟  آيا نمي توانستيد لا اقل براي يكماه به مليشه هاي خويش درچهار آسياب هدايت صادر مي نموديد كه بخاطر نفس كشيدن آزاد زنان و كودكان كابل ، موشك باران شهر را قطع نمايند؟  آيا شما يك روز هم منحيث رهبر حزب اسلامي  در قبال زنان مهاجر افغان در كمپ ناصر باغ كه توسط عرب ها و وهابي ها مورد تجاوز قرار مي گرفتند ، و حتي دختران افغان به قيمت ناچيزي به عرب ها بفروش مي رسيدند و شما هم خوب اطلاع داشتيد، زيرا افراد رياست شفا (استخبارات) شما خيلي مجرب هم بودند ، احساس مسووليت اسلامي نموديد ؟  سوگمندانه باید گفت که عكس العمل شما جز اغماض و خاموشي چيزي ديگري بيش نبود ! .

آيا شما از دلالان زنانۀ ارباب دوست محمد خان رياست كميشنري پشاور روزي پرسيديد كه وظيفه مخصوص شما با ارباب چيست ؟ شرم است كه اينجا موضوع را ياد دهاني نماييم چون شما بهتر از من اطلاع داريد خجالت آور است كه دامن خود را بالا بزنيم .

آقای حکمتیار !!

خون هزاران هزار انسان مظلوم افغانستانی به اضافۀ خون مرجانی جوانمرگ میرویس جلیل ودها میرویس در کوچه کوچه ، دره دره و دشت دامان کشور مان زمرد گونه می درخشد ، تا زمانیکه این درخشش باشد ، مکارگی ها ، ترفند ها و صد رنگی های تو نخواهد درخشید .

قرار نوشتۀ محمود قارییف « در مجموع حكمتيار با هدفمندي قاطعانه ، پيگيري و يك دندگي  تعصب و مبارزه ، حيله گري و مكاره گي ، خون خواري و خشونت هم در برخورد با حريف و هم زيردستانش متمايز بود .

بناً شش بار ائتلاف ووصلت او با جناح های سابق ، جدایی ، خونریزی و سقوط بار آورد ، دیده شودکه این « پطرول » بگفتۀ مردم لغمان ، اینبار  جبهۀ متحد ویا آقای کرزی ،کدام یک را خواهد سوختاند . بااحترام