حالت جنگ،

 تاریخ روابط سری سازمان سیا وادارۀ بوش

نام اثر: «حالت جنگ، تاریخ روابط سری سازمان سیا وادارۀ بوش» (درجستجوی سلاح کشتارجمعی)

نویسنده: جیمز رایزنJames Risen 

مترجم: شاه جهان رویان

پیشگفتار:  تحلیل وارزیابی مترجم است.

تذکر: ترجمه یکسال پیش صورت گرفته است. 

پیشگفتار

تاریخ یازدهم سپتامبرسال 2001، هنگامیکه تروریستها با یک حملۀ هم زمان وبرنامه شده، مرکزتجارت جهانی(برجهای دوقلو) درشهرنیویارک را کاملاً منهدم ودفترپنتاگون را قسماً خساره مند ساخته واضافه از2800 تن ازافراد بیگناه را بقتل رسانیدند، همه کشورهای جهان این حمله را بحیث تجاوزآشکاربرحریم سیاسی- اقتصادی وحمله برارزشهای ملی مردم امریکا تلقی نموده، نه تنها آنرا محکوم وتقبیح نمودند، بلکه جهان با همدردی کامل درکناردولت ومردم امریکا قرارگرفت.

همچنان چند ماه بعد ازاین مصیبت انسانی، بازهم کشورهای جهان بشکلی ازاشکال ازحملۀ امریکا برافغانستان وتخریب مراکزفرماندهی القاعده وطالبان پشتیبانی نموده ودرکنارملت امریکا قرارگرفتند. اما حملۀ امریکا برعراق درسال 2003 که بدون رسیدن به نتیجۀ قاطع جنگ درافغانستان وخلاف قطعنامه های شورای امنیت ملل متحد صورت گرفت با مخالفت تقریباً اکثریت کشورهای جهان به شمول یکتعداد کشورهای اروپایی هم پیمان امریکا روبروگردید. این حمله چهرۀ امریکای مظلوم بعد ازسانحۀ یازدهم سپتامبررا دوباره به کشورتجاوزگروقلدر، به کشوری که با چشم پوشی ازاساسات منشورسازمان ملل وبا اتکاء بقدرت نظامی واقتصادی اش خلاف همه اصولهای قبول شدۀ بین المللی میخواهد سرنوشت جهان وجهانیان را تعین نماید، تبدیل نمود. اینک زیاده ازچهارسال ازتهاجم قوای امریکایی برعراق میگذرد. پنتاگون وادارۀ بوش زمانیکه قوای امریکایی را به عراق می فرستادند به ملت امریکا وجهان حالی ساختند که تهاجم امریکا برعراق دومقصد اساسی دارد، اول استحکام وبرقرارنمودن یک رژیم دمکراتیک وانسانی درعراق ودوم نابود سازی سلاحهای کشتارجمعی ای که صدام حسین دراختیارداشته وبقول ادارۀ بوش، یقیناً آنرا روزی دراختیارتروریستها قرارخواهد داد.

اما بعد ازگذشت چهارسال واندی وکشته شدن ومجروح گردیدن هزاران تن ازعراقیهای محروم وگرسنه واضافه از4500 تن ازافراد نظامی امریکا وانگلیس، نه تنها اینکه سلاح کشتارجمعی بدست نیامد، بلکه هنوزملت عراق مانند دوره های استبداد صدام حسین شکنجه می گردند. اگردیروزصدام وبعثیها براین ملت توهین وشکنجه روا میداشتند، امروزعراقیان درزیرشکنجۀ مدعیان دمکراسی بازهم شکنجه میشوند وجان میدهند. وآن رژیمی که بنام آزاد سازی ملت عراق ازاسارت تک حزبی حزب بعث، برعراق وعراقیها تحمیل گردیده است، نه تنها اینکه خودش با مشکلات واختلافات جدی مذهبی، زبانی ونژادی دست به گربیان میباشد، بلکه خود باعث جنگهای خونین داخلی دربین طبقات مختلف مردم عراق گردیده است. اختلافات وبرخوردهای خونین مذهبی، زبانی وقبیلوی هرروزده ها تن ازعراقیهای مظلوم وگرسنه را بکام مرگ فرو میبرد. بعدازگذشت چهارسال هنوزسیستمهای آب آشامیدنی، ترانسپورت، صحی، برق و آموزش وپرورش درسطح پائین ترازمعیارهای پیش ازجنگ ودوران تعزیرات غیرانسانی ملل متحد قراردارد. اکثریت عراقیها به سطح پائین ترازفقرزندگی میکنند. وعراق این سرزمین کهن وتاریخی با آن همه ثروت های طبیعی وداشته های دیرینۀ فرهنگی، درراه رسیدن به دمکراسی مدرن امریکایی، به کشورفقیر، بی هویت وپرآشوبی تبدیل گردیده است وهنوز آنانیکه درادارۀ بوش برای حمله برعراق، نابود ساختن سلاحهای هسته ئی آن کشوروبرانداختن رژیم صدام گلو میدریدند، خود نمیدانند که سرنوشت این کشورباستانی وآن ملت بافرهنگ به کجاها خواهد انجامید وبطوریقین باید به این نتیجه رسیده باشند که دمکراسی را نمیتوان با تفنگ وتانک وبمبهای آتش افزا برمردم قبولاند.

تأثیرات منفی اقتصادی، سیاسی وروانی وتلفات انسانی این تجاوزبرملت عراق وامریکا برای ده ها سال باقی خواهد ماند. دراین تأثیرات منفی، خود کافی است تا جنگ ودشمنی بین تمدنها، تا آینده های دورودرازی ادامه یابد.

درساحۀ نظامی، هنوزاسامه زنده وسلامت بفعالیتهای تروریستی اش ازطریق مناطق قبایلی پاکستان، برضد افغانستان ادامه داده وبا پخش اعلامیه های ضد امریکایی وضد غربی، بصورت عموم مسلمانان وبطورخاص همزبانان وهم وطنان عربش را برای مقابله با دشمن بقول اوصلبیون ترغیب مینماید. درداخل عراق، طبق گزارشات مطبوعات، روزانه ده ها تن ازجنگجویان ازکشورهای عربی همجوار ازطریق صدها کیلومترمرزهای باز، داخل عراق گردیده وبرضد قوای امریکائی میجنگند وچنین معلوم میگردد که این جنگ نه تنها اینکه به تشویق القاعده به جنگ بین صلبیون ومسلمانان تبدیل گردیده، بلکه برخورد درعراق حس ملیت خواهی عربی (Arab Nationalism) را درجهان عرب زنده ساخته وورود جنگجویان ازکشورهای همسایۀ عربی برای مقابله با تجاوزگرانیکه، بقول آنها، درطی ده ها سال برمسلمانان ظلم رواداشته وبرعربها توهین نموده اند برای مدتهای نا معلومی ادامه خواهد یافت.

تصمیم تجاوزبرعراق، درزمانیکه جنگ برضدتروریستان القاعده وطالب درافغانستان ادامه داشت، ازجمله تصامیمی است که بحیث یکی ازغلط ترین، غیرمنصفانه ترین وغیرعادلا نه ترین پالیسی درتاریخ امریکا وجهان ثبت خواهد شد. زیرا نتیجۀ این جنگ نه تنها به سود امنیت امریکا نخواهد بود، بلکه این امکان نیزوجود دارد که تندروان اسلامی به تدریج با ادامه این جنگ وکسب محبوبیت، قدرت سیاسی را درکشورهای خلیج بدست بگیرند که درآن صورت اولین اقدام ایشان بدون شک دسترسی به سلاحهای هسته ئی، کیمیاوی وبیولوژیکی خواهد بود.

واما درجبهۀ دیگرجنگ علیه تروریسم درافغانستان، ملا عمررهبرگروه طالبان، یا بقول دولت بیل کلینتن بنیادگرایان خوب وگلبدین حکمتیار با همکاری القاعده وکمکهای نظامی ومالی پاکستان ومخصوصاً سازمان آی اس آی(ISI)، بفعالیت های شان تشدید بخشیده وروزانه با عبور ازمرزوحمله براهداف ملکی ونظامی درداخل افغانستان مرگ ونابودی می آفرینند. مدارس اسلامی تولید تروریسم وبنیادگرایی درداخل پاکستان که می بایست براساس موافقۀ جنرال مشرف مسدود میگردیدند، مانند سابق فعال بوده ودرراه رسیدن به اهداف سیاسی ونظامی پاکستان درافغانستان، دوش بدوش گروه های مسلح مربوط طالبان وگلبدین درکشتارمردم افغانستان وقوای آیساف به فعالیت شان ادامه میدهند.

اینکه روی چه علتی، ادارۀ بوش بدون رسیدن به نتیجۀ قاطع درجنگ افغانستان علیه القاعده وطالبان به عراق حمله میکند سؤالیست که جواب آن به تحقیق بیشترنیازدارد. اما ظاهراً ادارۀ بوش درمورد قلع وقمع طالبان والقاعده که بعد ازحملۀ امریکا درمناطق قبایلی بین افغانستان وپاکستان پناه داده شده اند، بوعده های میان خالی وترفندهای جنرالان پاکستانی دردستگاه آی اس آی بیش ازحد اعتماد نموده است. زیرا درطول این مدت، دولت پاکستان بجزازحملات نمایشی ایکه درآن بقول پاکستانیها، تعدادی زیادی ازکسانیکه ازطرف دولت افغانستان مسلح میگردند، کشته ویا دستگیرگردیده اند تا افراد القاعده وطالبان، کارمثبتی که فعالیتهای این جنگجویان را خنثی وازورود شان به افغانستان جلوگیری نمایند، انجام نداده است.

طبق گزارشهای مطبوعات درافغانستان وجهان وهمچنان طبق اظهارنظرمقامات آیساف درافغانستان، درحملات وفعالیتهای تخریبی این گروه ها که ازسرحد عبورمینمایند افزایش قابل ملاحظه ای بعمل آمده است.

اما آنچکه درمورد حمله برعراق تأسف آوروتأثرانگیزاست این واقعیت است که ادارۀ سیا حتی تا چند ماه پیش ازحملۀ امریکا برعراق درسال 2003، هیچ نوع اطلاع مؤثقی درمورد سلاحهای کشتارجمعی عراق دردست نداشت. واگرمعلوماتی هم دراختیارداشت اکثراً کهنه ویا ازطریق منابع دست دوم، سوم وحتی چهارم بدسترس سیا قرارگرفته بود. سیا برای موجه جلوه دادن حمله برعراق، گاهی براساس این اطلاعات کهنه وغیرمؤثق، گزارشهایی را که اکثراً مبالغه آمیزبوده ترتیب ودراختیارقصرسفید ووزارت دفاع امریکا قرارداده وازآن بخش اطلاعاتیکه ازمنابع نسبتاً مؤثق دریافت ودرآن ازعدم موجودیت سلاحهای هسته ئی، بیولوژیکی وکیمیاوی درعراق معلومات ارایه نموده بودند، چشم پوشی نموده ویا این گزارشات را درجملۀ اطلاعات غیرمؤثق وخالی ازمعیارهای علمی درجه بندی نموده است. همچنان سیا گاهی درترتیب گزارشات، خواسته ها واهداف وزارت دفاع وقصرسفید را درنظرگرفته واطلاعات خویش را مطابق میل آنها ترتیب نموده است. اینکه معلومات واطلاعت سیا درمورد سلاح کشتارجمعی عراق ویا روابط صدام حسین با القاعده، تا چه حد درتصمیم ادارۀ بوش ووزارت دفاع درحمله برعراق تأثیرداشت نمیتوان بدرستی حد س زد. چون بوش بنابردلایلی تصمیم گرفته بود تا به عراق حمله کند. چنانکه وی شخصاً دریکی ازمصاحبه هایش با مطبوعات، با اشارۀ بدلایل حملۀ امریکا به عراق وبراندازی رژیم صدام حسین ازقدرت گفته بود: « او(صدا) میخواست پدرم را بکشد». درضمن عطش جهان سرمایه برای نفت وتصاحب ذخایرطلای سیاه درعراق مانند همیش درشرق میانه، بدون شک ازدلایلی است که عراق را به قربانگاه انسانهای معصوم تبدیل نموده است.

اکنون بعد ازگذشت چهارسال واندی به تعداد مخالفین این جنگ دربین امریکائیان افزایش قابل ملاحظ ای بعمل آمده وبراساس نظرخواهی های اخیرازطرف ادارۀ سی، اِن، اِن(CNN) محبوبیت جورج بوش به %31 تنزل نموده وبالا ترازشصت فیصد امریکائیان ازآنچه درعراق می گذرد ناراض اند وبیشترازپنجاه درصد امریکائیان به این نظراند که ادارۀ بوش درمورد عراق وسلاحهای کشتارجمعی آن کشوربه مردم امریکا دروغ گفته است.

همچنان جنگ درعراق، درجملۀ دیگرمسایل، سبب شد تا جمهوریخواهان، درانتخابات میان دوره ئی درکانگریس وسنای امریکا اکثریت کرسیها را ازدست بدهند. چنانکه دیده میشود، جمهوری خواهان درانتخابات ریاست جمهوری بازنده خواهند بود.

نویسنده وژورنالیست معروف نیویارک تایمز، جیمزرایزن(James Risen)  اخیراً کتابی تحت عنوان «حالت جنگ، تاریخ روابط سری سازمان سیا وادارۀ بوش» به نشررسانیده است که دربخش چهارم آن که درمورد سلاحهای کشتارجمعی عراق صحبت نموده است پرده ازیک سلسله حقایق برداشته است. وی دراین بخش درمورد سوسن الهداد، خانم عراقی الاصل امریکائی که ازطرف ادارۀ سیا جهت جمع آوری اطلاعات درمورد سلاحهای کشتارجمعی صدام حسین به عراق فرستاده شده بود به تفصیل صحبت نموده است.

خانم الهداد، بعدازسفرپرخطری به بغداد وصحبت با برادرش سعد توفیق که ازطرف سیا بحیث یکی ازچهره های کلیدی دربرنامۀ تولید سلاحهای کشتارجمعی عراق، شناسائی گردیده بود، واپس به امریکا برگشته واطلاعات جمع آوری شدۀ خودرا دراختیارادارۀ سیا قرارمیدهد. اینک برگردان بخش چهارم این اثرتحت عنوان« درجستجوی سلاحهای کشتارجمعی عراق» خدمت خوانندگان وپژوهشگران ارجمند تقدیم میگردد. باید متذکرشد که درترجمۀ این بخش کتاب آقای جیمزرایزن ازاصول ترجمۀ آزاد استفاده گردید ومقدارناچیزاین بخش(درحدود دوالی سه صفحه) که مربوط به تشریح علمی ساختمان بمب هسته ئی- که عراق میخواست تولید نماید- میباشد وازترجمۀ آن منصرف گردیدم. به نظربنده این قسمت شاید برای بعضی خوانندگان مغلق وخسته کن باشد اما با اطمنان باید یاد آوری نمود که نبود این چند صفحه درمحتوا وهدف این نویشته تأثیروارد نه نموده است. به نظرمترجم، بدون شک تعداد زیادی از خوانند گان این اثردراین مورد که ادارۀ بوش بدون رسیدن به نتیجه درجنگ علیه القاعده وگروه طالبان درافغانستان، با تخلف ازاصول و اساسات پذیرفته شدۀ بین المللی بدون دردست داشتن اطلاعات واسناد مؤثق درمورد سلاحهای کشتارجمعی عراق وبدون اینکه عراق کوچک ترین تهدیدی علیه امنیت امریکا میبود، به آن کشورتجاوزنموده است، با من موافق خواهند بود.

 اصل موضوع ترجمه دربخش بعدی خدمت خوانند گان محترم پیشکش خواهد شد.