نویسنده : جیمزرایزن
مترجم : شاه جهان رویان
تذکر : به ادامۀ پیشگفتارمطلب پیشین.

بخش چهارم وپایان
درجستجوی سلاح کشتارجمعی
سعد با شنید ن این سوالات با نگاه مملوازشک وتردید به خواهرش میگوید:«آیا آنها(سیا- مترجم) به چه اساس این سوالات راطرح نموده اند؟ آیا آنها نمیدانند که برنامۀ هسته ئی (درعراق- مترجم) وجود ندارد؟» سوسن بعداً ارقول برادرش بخاطرمی آورد:« اوتاکیداً اظهارنمود که برنامۀ هسته ئی (درعراق-مترجم) وجود ندارد. برنامۀ هسته ئی عراق درسال 1991 به آخررسید وهیچ چیزی ازآن باقی نمانده. درطی زیاده ازده سال چیزی بنام برنامۀ هسته ئی وجود نداشته، آنها باید بدانند».
سوسن درحالیکه میخواست به پرسش سوالات باقیمانده ادامه بدهد، اما برای سعد این سوالات مضحک، بی معنی ونتیجۀ خیال بافی آنانی بود که ازواقعیتها(به فرسنگها- مترجم) فاصله داشته ودرعالم رویا بسرمیبرند. سعد خطاب به خواهرش چنین گفت: « ما هیچ نوع منبع پولی برای این کارنداریم. ما حتی پرزه های یدکی کافی برای قوای مسلح دراختیارنداریم. وقادرنیستیم تا برطیارات (ایکه برما بمب میریزند- مترجم) فیرکنیم. برای ما چیزی باقی نمانده، اگرتعزیرات اقتصادی گاهی به پایان برسد درآن صورت صدام توقع دارد که این برنامه را دوباره آغازکند اما فعلاً چیزی بنام برنامۀ هسته ئی وجود ندارد. من ازاین همه افواهات درمورد بروزجنگ دیگری به ستوه آمده ام. اگرما به سیا بگوئیم که عراق هیچ نوع سلاح هسته ئی دراختیارندارد، شاید ازوقوع یک جنگ دیگری جلوگیری نمائیم». او به خواهرش گفت که او ازبیم اینکه امریکائی ها بدون دلیل موجه به عراق حمله خواهند کرد به تشویش است. زیرا بقول او، وی تاثر(منفی- مترجم) جنگ قبلی را تجربه نموده وکشورش تحمل جنگ دیگری را نخواهد داشت.
درطول دورۀ اقامت سوسن دربغداد، سعد نسبت مصروفیت ها نتوانست تا با خواهرش به تفصیل صحبت نماید. یکی ازموضوعات دیگری که سازمان سیا میخواست تا سوسن ازطریق برادرش اطلاع مؤثق حاصل نماید، درمورد گزارشاتی بود که توسط تعدادی ازدانشمندان هسته ئی عراق که درغرب مخصوصاً درامریکا پناهنده شده بودند دراختیارسیا قرارداده شده بود. طبق این اطلاعات، عراق انباری ازسلاحهای بیولوژیکی وکیمیاوی دراختیارداشته وبرنامۀ تولید سلاح هسته ئی آن کشورفعال میباشد. سعد با رد این گزارشات به خواهرش گفت که این معلومات کاملاً نادرست بوده وبقول او، اشخاصیکه این معلومات را دراختیارسیا قرارداده اند، بخاطردریافت پول به این کاردست زده اند وآنها نمیدانند که چه میگویند. قبل ازاینکه سوسن عازم امریکا گردد، سعد به او گفت که وی ضرورتی برای فراربه غرب نمی بیند، بقول او، هرمعلوماتیکه وی دراختیارداشت ازطریق سوسن فرستاده وآن اینکه برنامه برای تولید سلاح هسته ئی درعراق وجود ندارد ووی ضروری نمیداند تا با فراربه غرب این موضوع را شخصاً به سیا بازگو کند.
سوسن دراواسط ماه سپتامبربه امریکا برگشت. بزودی سیا با او ارتباط برقرارووی را برای تشریح نتائیج سفرش به واشنگتن پروازمیدهد. چهارتن اعضای سیا که با اشتیاق تمام منتظرنتائیج این سفربودند اورا درهتلی درگوشه ای ازشهرورجنیا ملاقات مینمایند. دراین دیدارسوسن به اعضای سیا خاطرنشان می سازد که برادرش سعد توفیق نتوانست به همه سوالات سیا جواب ارایه نماید چون برنامۀ هسته ئی درعراق وجود نداشت. وی به افراد سیا ازقول برادرش گفت که آنعده دانشمندان هسته ئی عراق که درغرب زندگی میکنند واطلاعاتی درمورد برنامۀ هسته ئی صدام دراختیارسیا قرارداده اند، نا دانسته صحبت نموده ودرمورد آنچه اظهارنموده اند، معلومات کافی ندارند. اوازقول برادرش اظهارداشت که حتی قبل ازجنگ اول خلیج عراق ازتولید سلاح هسته ئی سه سال عقب بود. بغداد بعد ازجنگ اول خلیج ازادامۀ برنامۀ تولید سلاح هسته ئی کاملاً صرف نظرنموده وتا حال هیچ اقدامی برای ازسرگیری این برنامه صورت نگرفته است. واین ازامکان بعید است برنامه شروع شود وکسی ازآن آگاه نگردد.
سوسن بعد ازتشریح نتائیج سفرش، ازاینکه موفق نشده بود تا به تمام سوالات طرح شدۀ سیا جواب دقیق بدست بیاورد ازاعضای سیا معذرت خواست.
درجریان تشریح نتائیج سفرش به اعضای سیا درهتلی درورجنیا، سوسن متوجه گردید که اعضای سیا ازشنیدن سخنان اومتعجب به نظرنمیرسیدند، آنها درمورد خریداری یورانیوم ازخارج ازسوسن معلومات خواستند، سوسن ازقول برادرش خاطرنشان ساخت که چنین چیزی ابداً رخ نداده وبرادرش سعد تعجب میکرد که این سوالات احمقانه را سیا به چه اساسی طرح نموده است.
دیدارسوسن با اعضای سیا، درحدود دو ساعت ادامه یافت. آنها بعد ازختم گزارش سوسن، ازوی تشکری نموده وگفتند که همۀ معلومات او مفید بوده وبا تشکرازخدمات وی قدردانی نمودند. اعضای سیا بعد ازختم دیدار، سوسن را ذریعۀ طیاره به کلیفلند فرستادند.
چند روزبعد ازرسیدن سوسن به کلیفلند، کریس عضوسیا درپتزبرگ (شخصیکه قبل ازسفرسوسن به بغداد با وی تماس گرفته وسفروی را تدارک دیده بود- مترجم) به دیدن سوسن آمد. اویک قطعه بیرق ملی امریکارا که درقطی شیشۀ جا سازی شده بود نیزبحیث تحفه با خود آورد تا به سوسن به نشانۀ تقدیرازخدمات وشجاعت وی به او اهدا کند. بیرقیکه به قول کریس، درفرازمرکزسیا درینگلی، ورجنیا دراهتزازبود.
اما کریس به اطلاعاتیکه سوسن با خود آورده بود، اعتماد نداشت. وی حین خدا حافظی به شوهرسوسن اظهارداشت: «ما فکرمیکنیم سعد به خواهرش دروغ گفته است. ما به این نظرهستیم سعد معلومات زیادی دراین مورد دارد اما مقدارکمی ازآن واقعیت را به خواهرش اقرارنموده است».
نظرکریس درمورد اینکه سعد به خواهرش سوسن دروغ گفته است، برای شوهرسوسن احمقانه بنظرمیرسید. او به کریس اظهارداشت: «چرا اوباید دروغ بگوید. ازپنهان سازی حقایق هیچ شهره ای نصیب او نمیگردد. شما میخواستید تا او ازعراق فرارکند اما او واضحاً به سوسن اقرارنموده که هیچ نوع برنامۀ هسته ئی درعراق وجود ندارد تا (با پناهنده شدن به غرب- مترجم) به شما بگوید».
معلوماتی را که سوسن با خود آورده بود، یکجا با اطلاعاتیکه ازطریق دیگراقارب دانشمندان هسته ئی که موافقه نموده بودند تا به عراق مسافرت کنند، جمع آوری شده بود، جمعبندی وبه آنانیکه درمورد صلح وجنگ تصمیم میگرفتند سپاریده شد.
اطلاعاتیکه ازطریق تقریباً سی تن ازاقارب دانشمندان هسته ئی عراق که تعدادی ازآنها ازطرف سیا به عراق فرستاده شده بودند، همۀ آنها ازقول این دانشمند به این نکته تاکید می ورزید که عراق اضافه ترازده سال قبل ازتولید سلاح های بیولوژیکی، کیمیاوی وهسته ئی صرف نظرنموده وهیچ نوع سلاح کشتارجمعی دراختیارندارد.
روشی را که چارلی آلن عضو با تجربۀ سیا برای جمع آوری اطلاعات درمورد سلاح کشتارجمعی عراق ازطریق خویشاوندان دانشمندان عراقی طرح نموده بود نتیجۀ مثبتی بباراورد. این معلومات چند ماه قبل ازتعرض امریکا به عراق (درسال2003- مترجم) دراختیارسیا قرارداشت واین اطلاعات، درحقیقت ارزیابی دقیق وهمه جانبه ای بود درمورد برنامۀ سلاح هسته ئی عراق.
مقامات مسئول درداخل سازمان سیا ازهمۀ این شواهد چشم پوشی نموده وحتی حاضرنشدند تا این معلومات را به طراحان پالیسی درادارۀ بوش برسانند. آگاهان به این عقیده اند که ریاست بخش عملیاتی درداخل سازمان سیا، که دررأس تمام عملیات مخفی این اداره قراردارد، ازدخالت آلن دراموراین بخش حسادت می ورزیده، روی این علت برنامه را ملغی ونتائیج حاصله ازآن را بی ارزش وغیرمؤثق قلمداد نمودند. رئیس جمهوربوش ازاین دید وبازدید ها هرگز آگاه ساخته نشد. (؟- مترجم)
بخش دیگرسازمان سیا که مسئول بررسی معلوماتی که ازطریق جواسیس ودیگرمنابع بدست می آید، میباشد حاضرنشد ازاطلاعات ومعلوماتیکه ازطریق اعضای فامیلهای دانشمندان هسته ئی (درخارج- مترجم) تهیه گردیده بود استفاده نماید.
تحلیل گرانی که مسئول (درداخل سازمان سیا- مترجم) بررسی گزارشات مربوط به سلاح کشتارجمعی عراق بودند ازاین اطلاعات چشم پوشی نموده وهیچ یک ازاین معلومات را درارزیابی شان نگنجانیدند.
واطلاعاتیکه ازطریق اعضای فامیل دانشمندان عراقی جمع آوری گردیده بود، درشکم سیا باقی ماند وهرگزبوزارت دفاع، وزارت خارجه وقصرسفید نرسید.
سازمان سیا، اسناد مؤثقی درمورد ختم برنامۀ هسته ئی صدام حسین وختم فعالیت برای ساختن سلاح کشتارجمعی دردست داشت اما نخواست تا این اسناد را به توجه رئیس جمهورامریکا که میخواست قوای امریکائی را به جنگ وکشته شدن بعراق بفرستد، برساند.
مسافرت خطرناک سوسن (وده ها تن دیگر- مترجم) به قلب عراق صدام حسین وآرزوی (مظلومانۀ سعد- مترجم) برادرش که میخواست با پیامش که حاوی واقعیتهای انکارناپذیری درمورد سلاح هسته ئی عراق بود ومیتوانست ازاین جنگ (بی مورد وتباهکن- مترجم) جلوگیری نماید، درسایۀ اختلافات شخصی وکوتاه نظری های مقا مات، درداخل سیا بی نتیجه ماند.
درماه اکتبرسال سال 2002، یک ماه بعد ازسفرسوسن به بغداد، مقامات امنیتی امریکا گزارش مشرحی تحت عنوان ارزیابی امنیت ملی منتشرساختند. این گزارش که درحقیقت نتیجۀ فعالیتهای همه جانبۀ سازمان سیا تلقی میگردید وباید حاوی همه معلومات واطلاعات سیا درمورد سلاحهای کشتارجمعی صدام حسین می بود با اعتماد کامل چنین نتیجه گیری میکرد: «عراق برنامۀ هسته ئی اش را دوباره احیا نموده است».
یگانه مفاد زندگی درهمسایگی مرکزاستخبارات عراق برای سعد، آخذۀ روشن تلویزیون بود. چون استخبارات عراق برای دانستن نظرات کشورهای جهان درمورد رهبرشان به اخبارتلویزیون های غربی گوش فرامیدادند. لذا اکثرشبکه های تلویزیون های غربی بشمول سی. ان. ان(CNN) وبی بی سی(BBC) را تماشا میکردند. تصادفاً سعد به اخبارگوش میداد، بیانیۀ تلویزیونی کولن پاول وزیرخارجۀ امریکا درملل متحد را که درمورد سلاحهای کشتارجمعی عراق ایراد میکرد مشاهده نمود. پاول دراین بیانیه، ضرورت حملۀ امریکا به عراق را (با ارایۀ اسناد وچارتها- مترجم) توجیه مینمود، سعد درحالیکه عمیقاً نا امید ومأیوس شده بود با خود گفت: « آنها بمن گوش ندادند. من به آنها گفتم که سلاحی وجود ندارد». پایان.