لطیف کریمی استالفی . حکومت « پای لُچان » ؟! « درین چمن به نوایی سری رود برباد وگرنه شوق سرودن همیشه درسرماست». سرزمین خورشید را طالبان وحشی با خود کامگی ، جهت تداوم حاکمیت قبیله بسوی ظلمت و قهقرأ می بُردند وداشت آهسته آهسته فرهنگ روزیکه کُرسی ریاست دولت مؤقت را آقای «کرزی» اشغال نمود ، اینجانب بصفت منشی و محترم دوکتور محمد انور «نبییار» بحیث رییس ازجانب اتحادیۀ «ایشان» مقیم آلمان تبریکنامه ی عنوانی آقای «کرزی» گسیل داشتیم . درقسمتی ازین نامه چنین آمده : برای ما جای بسیارمُسرت است که بعد از 22 سال جنگ وخونریزی ، دربدری وخطراتیکه متوجه تمامیت ارضی ، حاکمیت ملی و استقلال ما بود ، سرانجام دریک لحظۀ حساس شیرین تاریخی ازصفحۀ روزگارمحو و نابود گردید ... یقین کامل داریم که تحت رهبری خردمندانه وتوانایی سیاسی شما وحدت ملی ما استحکام ومؤثریت بیشتر کسب خواهد کرد ... امید واریم تشکیل ادارۀ مؤقت نه تنها گامی باشد برای بهبود زندگی روبنایی افغانها ، بلکه آغازی باشد جهت یک دگرگونی کامل و ریشه ای درافغانستان زخمی . ازآنجائیکه ویران کردن کارآسان است وآباد ساختن کاربس مشکل ، وجناب «کرزی» برویرانه های 22 ساله کشورقدم می نهاد ، به یقین که مشکلات اوراعمیقاً درک وهیچگاهی باوجود نابسامانیها واشتباهات مکرر، یکروزهم قلمم علیه او بکار نیافتاد وچیزی ننوشت، چون درسیمای اونوریک مرد حلیم ومهربانی رامی دیدم . اما سوگمندانه باید گفت : از تاریخیکه گروه ها وحلقات مشکوک وخود خواه وقبیله پرست و سنت گرأ بدوراوحلقه زدند واو را درمحاصره کشیدند دیگرآن مرد سابق نیست و نورمهربانی در چهره اش نمی درخشد . جناب شان به عده ای از تعصب پسندان چنان صلاحیت اعطأ کردند که با گفتن واژۀ دانشگاه کارمندانی را ازحق مسلم شان محروم کردند . رفتاروکردارنامردمی برادران آقای کرزی ، مرا بیاد برادران قصاب پیشۀ نادر«غدار» آورد ، چگونه محمد ظاهر را وسیله ساخته وخود بی دغدغه عرابۀ سلطنت استبدادی را با زور سرنیزه به پیش می بُردند ، البته با این تفاوت که نادررا انگلیسها براریکۀ سلطنت شاهی مطلق نشاندند وآقای «کرزی» را امریکایها به عنوان رییس جمهور سیستم «ریاستی» مطلق العنان ، برادران نادر جلاد چون زالو ها خون ملت را میمکیدند وبرادران آقای کرزی هم با چوب چماق وقلدری «پای لچ گونه » خود را بر شرف و مال و ناموس مردم مُسلط ساخته اند . به این اساس بین نظام شاهی مطلق ونظام ریاستی مطلق هیچگونه تفاوتی دیده نمی شود . ناگزیربحُکم وجدان خموشی را شکستم « کسی که از گفتن حق خاموشی گزنید ، شیطان گنگ است » . هموطنان گرامی ! در شرایطی که جوخفقان آورواستبداد طالبی ابعاد گسترده ی می یابد وعرصه را برزندگی انسانی مردم روز تا روز تنگ و تنگتر می سازد و سربُریدنها بیداد می کند ، برماست که به عنوان بخش کوچکی ازهوا داران عدالت اجتماعی ، حقوق شهروندی و دموکراسی واقعی ، شجاعانه وبی باکانه محور« مثلث شیطانی » را که برجامعۀ مظلوم وبیچارۀ ما سایه افگنده اند افشأ نمائیم . واینرا نیز پوشیده نگذاریم که بنابرسیاستها ی نا معقول ارگ نشینان ، که درتلاش صلح با طالبان هستند ، کشوربسوی تجزیۀ می رود وملت ما باید بدانند که مسوولیت این روسیاهی تاریخی بدوش آنانی خواهد بود که درین « مثلث شیطانی » تشریک مساعی دارند وعبارتند از:
اینها اند که دست بدست هم داده ملت را مجال نمی دهند تا ابراز ارادۀ آزاد برای منافع و مصالح کشور خود نمایند . ملت دربند کشیده ما حق دارند تا از رییس جمهور انتخابی شان بپرسند که آقا ! حکومت شما برادران ، بنام دموکراسی ، با حکومت جلادی برادران نادر چه تفاوتهایی دارد ؟ . آنها از دیرۀ دون بادست خالی بکابل آورده شدند و امروز سرمایۀ شان دراعداد واحصأ نمی گنجد ، برادران شما که در کشور های غربی مهاجری بیش نبودند ، امروز مالک شرکت های هوایی میشوند . جناب رییس جمهور!. ـ * آیا شما روزی ازمحمود خان کرزی پرسیده اید که برادر! من و تو فرزند یک پدر هستیم ، شما که فعلاً رییس یک شرکت « سرمایه گذاری در افغانستان » ، صاحب کارخانۀ سمنت غوری و شرکت مخابراتی « تیلی کام » ، مالک صدها جریب زمین در کندهار وکابل وسایر ولایات هستید و ضمناً خبر دارم که مقامات دولتی را تطمیع می سازید تا شرکت آریانا راهم خریداری کنید ، واخیراً قراراطلاعاتی که دردست است با استفاده ازنا م ونشان من می خواهید داوطلبی ساختمان کابل جدید را نیز از آن خود سازید ، لطفاً بمن بگوید که ما ازاجداد تا اجداد این مقدارسرمایه هنگفت را نداشتیم ، این همه سرمایه را باد از کدام سمت آورد ؟ . ـ * آیا روزی ازبرادردیگرتان احمد ولی خان کرزی پرسیدید که ، برادر تمام روزنامه های داخلی و خارجی حتا نیویارک تایمزمی نویسند : شما ازجملۀ محوری ترین شخصی هستید که عضوباند مافیای مواد مخدرمیباشید ، ( تا نباشد چیزه کی ، مردم نگویند چیزه کا) وبخاطر پرده انداختن روی جنایات خویش چه سرهایی را که بشمول خبرنگاردرکندهارزیرخاک و چه زبانهای را بشمول وزرأ جبراً مهرسکوت در لبهای شان نقش نبستید ، چرا با سرنوشت این ملت بیچاره بازی می کنید ، شما درمقابل خدا ومردم چه جواب دارید وچرا نام برادر مجاهد خود را در جامعۀ اسلامی وغیراسلامی بد می سازید ؟ . ـ * آیا ازجمیل خان کرزی هم روزی سوال کرده اید که برادر! مردم افغانستان مرا بحیث رییس جمهورخود وحافظ قانون انتخاب کرده اند ، شما چرا صد ها عمل غیر قانونی را در کندهار مرتکب می شوید وهمین چند روز قبل موترت پنج انسان مظلوم را کشت و بادیگارد هایت افسرپولیس ترافیک را لت و کوب نمود ، آیا لت وکوب یکنفر پولیس درمحلۀ عام با وجود ارتکاب جرم قانون را زیر پا کردن نیست ؟؟؟ . ـ * آیا شبی از شبها که با برادرت قیوم خان کرزی روی یک سفره بودید ، این سوال را مطرح ساخته ای که برادر ! مردم شریف کندهاربا احترامی که به نیاکان ما داشتند ترا بصفت نمایندۀ خود انتخاب کردند تا از حقوق مسلم آنها درپارلمان دفاع کنی ، مگر تو به جلسات پارلمان حاضر نشدی واز وظیفۀ مقدس شانه خالی نمودی ، برای اینکه برادرت رییس جمهوراست !! به ابلاغیۀ های پارلمان هم وقعی ننهادی ، ازهمه بدتر ریسمان ذلت را به گردن انداخته با قاتلین پدرت محرمانه ، بدون نظر و رأی عموم ملت درعربستان سعودی با پلید ترین اشخاصی که مرا به گریه واداشتند ، یعنی نوازشریف دشمن خلق افغانستان که اردوی کشورما را نابود ساخت هم پیمان شدی و با طالبان احمق که بدستورهمین مولانا فضل الرحمن « نارحمان » و قاضی سمیع الحق « نا قاضی » که موجبات دربدری این ملت را با کمکهای شاه سعودی فراهم ساختند ، سرمذاکره را بازکردی . آیا جای شرم برای برادرت که دم از محو مواد مخدر و تروریزم می زند ، نیست ؟ . جناب رئیس جمهور ! این بود شمه ای از نا روایهای برادرانت ، میگذریم ازفساد اطرافیان و دلقکان دوربرت که بلی بلی میگویند وهرروز فاجعه می آفرینند . چشم پُت می کنیم که خلقی ها ، حزب اسلامی حکمتیار وطالبان با یک برنامۀ بسیاروسیع و منظم درشکست وحدت ملی ما و حذف کامل اشخاص سرشناس ترین اقوام دیگر کشورپا لچ کرده اند . علیرغم تمام ناهنجاری ها میتوان صبر و تحمل کرد ، اما نمیتوان تحمل کرد که جاهلترین گروه تروریستی ، سربُر، ضد موسیقی ضد هنر ضد خندیدن وسرور، ضد ژورنالیست و فرهنگ ، گروگان گیران زن و مرد ضد معلم و داکترومکتب وسازمان دهندگان تصفیۀ قومی وزمین سوخته وجنایت پیشگان ضد بشری را بنام گروه « مقاومت ملی » پذیرفت . و با آنها بخاطر حفظ قدرت مطلقه برسرنوشت ملت معامله کرد . آیا بدین زودی قتل عام انتحاری کندهار ، بغلان ، هلمند ، کابل و جوزجان را فراموش کردید . آیا خون بیست چارنوجوان لغمانی که به خاطرپیدا کردن لقمه نانی راه هجرت در پیش داشتند وخلاف تمام موازین انسانی و اسلامی همین دیروزاز طرف طالبان درمسیرراه سربُریده شدند وهزارن هزاربدعت دیگری که از طرف این گروه وحشی صورت می پذیرد ، بدست باد فراموشی سپردید . در صورتیکه شما بنابرملحوظات قومی و ایدئولوژیکی ، آرمانهای سوم حصۀ ملت را نادیده گرفته گروه شیاد را دوباره وارد میدان می سازید ، بیاد داشته باشید که یک اشتباه سخت تاریخی را مرتکب می شوید ووحدت ملی ما را از بنیاد فرو می ریزید ، ملت ما سخت دروحشت فرو رفته اند و نمی دانند که جنابعالی چه نوع سیاستی را دنبال می کنید ، لطفا قبل ازینکه وارد مذاکره با طالبان شوید یکبارازملت هم بپرسید که ملت چی میخواهند و برنامۀ مثبتی غیر از سر بُریدن که طالبان در آینده دارند چی است ، آیا طالبان را میتوانید ازراهی که انتخاب کرده اند برگردانید ! یا فریب دیگری درراه است ؟ . ازآنجائیکه دولت شما و حتا سیمای شهر کابلیان روز تا روز رنگ و بوی تک قومی را بخود میگیرد وطالبان خواهان اخراج سران و اعضای جبهۀ متحد و برقراری شریعت طالبانی هستند ، اگراقوام دیگردست به اسلحه ببرند و کشور را به تجزیه مواجه سازند ، روسیاهی ابدی در تاریخ کشور بنام کی ثبت خواهد شد ؟ زیرا مردم سخت نگرانند و تجزیۀ کشوررا بهتراززندگی ننگ آورزیر پرچم طالبان می دانند . جنابعالی ! سرانجام ازکارکرد های هفت سال زمامداری شما که به بیچارگی ملت انجامید چنین نتیجه می گیریم که . 1 ـ در کشور افغانستان بنابرتنوع ملیتها ، زبانها ، مذاهب و گرایشهای قومی هرگز سیستم سیاست ریاستی با صلاحیتهای بیشماررییس جمهور ولو ازهرقومی که باشد وبلاخره آنرا به سمتی می لغزانند خلاف منافع و مصالح ملی میباشد ، بناً سیستم ریاستی را که شما ازروزاول به آن پافشاری داشتید درد ملت را دوا نکرد و نمیتواند بکند . 2 ـ با وجود کارکرد های تلخ وشرین دورۀ زمامداری شما نتیجه گیری میشود که نظام ریاستی یک نظام کاملاً « اریستوکراسی + الیگارشی » ، انحصار طلبی ، خود گزینی ، تعین سیاست و تمرکزقدرت بدست افراد تبارگرأ ازویژه گیهای نظام ریاستی که آنرا میتوان با پادشاهی مطلق العنانی تشبه کرد ، بود . 3ـ در سیستم سیاست نظام ریاستی رییس جمهور شامل قوۀ مقننه نبوده واین رییس جمهوراست که تمام ارگانهای ذیصلاح را انتخاب و نتنها اعضای کابینه نزد رییس جمهور مسوول میباشد ، بلکه پارلمان نیز به اصطلاح نزد قوۀ مجریه ( دهن پُراو) است ، اقتداروصلاحیت پارلمان که عالیترین مرجع ومظهرارادۀ مردم میباشد مُقید ساخته میشود ، وواژۀ دموکراسی درسیستم ریاستی نمایشی بیش نیست ، زیر پا کردن بسیاری از فیصله های پارلمان از طرف رئیس جمهور مؤید این ادعاست . 4 ـ در سیستم ریاستی و قدرت مرکزی و مرکز گرایی صلاحیت والیان نیز محدود بوده ، مرد م و ارگانهای دولتی بخاطر اجرای کارهای نه آنچنان مشکل مجبورند بطرف مرکز بدوند . با آنچه که گفته آمدیم درآخرین تحلیل برای ایجاد یک کشور سالم دارای حقوق شهروندی ، تأمین عدالت اجتماعی ، ثبات دایمی واز بین بردن اختلافات قومی ، چه باید کرد ؟ . چاره ای نیست ، جز اینکه خود مان دست بکار شویم وبرای فردای عاری ازهمه محرومیت ها ، منطقی باندیشیم که چطورزندگی انسانی را در جامعۀ فقرزده وبه غم فرو رفتۀ خویش بسازیم و یگانه راه بیرون رفت ازین همه بدبختی ها همانا آوردن نظام فدرالی در کشورمی باشد وبس . من دریکی از مقالات خویش نوشتم : اگر پیاده شدن سیستم دموکراتیک فدرالی باثر پافشاری های قبیله سالاران در کشور تحقق نپذیرد ، پس تکلیف مردمی که سالها به زنجیر اسارت سنت های قبیلوی بند هستند چه خواهد شد ، یا همیشه از آرمانهای انسانی شان چشم پوشی کنند یا به ذلت ابدی تن دهند . که مورد خشم عده ای عقبگرأ واقع شد . ملت ما سیستم های گونه گونه را پشت سرگذاشتند که یکی ازآنها هم نتوانست مشکلات ومصائب ملت را برطرف سازد ، بلکه روز تا روزمصائب اجتماعی بیشترو وجب وجب خاک ما کربلا وهرروزما عاشورا شد . درحالیکه انتطارداشتیم با روی کارآمدن حکومت اسلامی با درنظرداشت قوانین اسلام ، تمام اختلافات قومی زبانی حل میگردد اما با تأسف که نتنها کم نشد بلکه بیشترهم گردید . اگردقیقتر به مسایل ادرۀ کشورنگاه کنیم ، دیده میشود که همین اکنون نظر به خواست زمان ، افغانستان قسماً و ذهناً به سیستم فدرالی غیررسمی و یا واضح بگویم ملوک الطوایفی اداره می شود که باعث صف بندی هایی شده ، هرگاه این سیستم بصورت قانونمند تشکل یابد بسیاری ازین بی بند باریها رخت می بندد. داشتن شوراهای ولایتی ، نصب والیان ازاقوام همان ولایت ، پیوند های تنگاتنگ ارگان های ذیصلاح ولایات با انجوهائیکه مستقیم وغیرمستقیم دست به یک سلسله اعمال خومختاری زده اند ، گذشته ازهمه سرنهادن دولت افغانستان به پیش شرط ها ی یکمشت جلادان رهزن ، سر بُر و بی هویت مبنی بر واگذاری ده ولایت پشتون نشین کشوربه آنها ، خود گویای نوعی عدم تمرکز بحساب می آید . اما نکتۀ جالب توجه دراینجاست که استقرار نظام نه براساس قانون اساسی ، وپذیرش آگاهانۀ ساکنان کشور ، بلکه باساس زورگویی و تفوق طلبی مستحکم شده ، که این نوع جنگ و گریز، پذیرفتن ها و نا پذیرفتن ها خود باعث هرج و مرج میگردد . شائسته آنست ، کشورهائیکه همین اکنون در کشورما بازی سوختن و ساختن را پیش می برند ، باید مطابق سیستم های کشور خود شان طومار سیستم ریاستی را برچینند و با فرهنگ نوین جهانی ، سیستم فدرالی را جاگزین سازند ، تا ازیکطرف عطش قدرت طلبی طالبا ن فروکش کرده و ازطرفی مُشتی مداح و مداری که قوانین طالبان را خواهانند و آنها را « مقاومت ملی » می نامند ، در مناطق خویش زیر چترطالبان اصالت های طبعی خود را طبعی تر بنمایش بگذارند . در اخیرقابل یاددهانی میدانم که « ناتو » توانایی آنرا دارد تا شریکمشت اوباش وپای لچ را از سرنوشت ملت ما دور سازد ، اما انگلیسها هرگز نمیخواهند تا این مملکت دارای یک نظام قوی و مردمی باشد ، آنها انتقام پدران خود را ازملتی با خدعه و نیرنگ و ارسال سیل کمکهای نقدی و جنسی می گیرند که ازماهیپر الی خیبر گورستان انگلیسها ساخته بودند . با طالب سازی ، ملا سازی ، اربکی سازی ، جنگجویی وغیره ، مناطق پشتون نشین ما را به یکی ازعقب مانده ترین سطح فرهنگی دنیا نگه داشته و سیاست ها ی شیطانی خود را به پیش می برند . تا دیروز امریکا و انگلیس بخاطر نابودی سران طالب و القاعده جایزه تعین کرده بود ، اما امروز بوساطت آنها پروگرام صلح رویدست گرفته شده ، پس به صراحت گفته می توانیم که امریکا نه بخاطر این هدف نیک بلکه برای تسلط بررقیب های سرسخت دیروزی خود و حوزه های نفتی منطقه سرگرم مبارزه اند ، و درین میانه ملت مظوم ماست که فدای هوسهای دوابر قدرت میشوند ، روشنفکران ما باید مردم را از رازهای سربه مُهرآگاه سازند ، در کشوریکه نو جوانی بخاطر مقاله دیگری به بیست سال حبس تنفیذی محکوم می شود ونوجوان انتحاری دیگری که بخاطر کشتن زن و فرزند من و تو می آید با تحفه و سوغات آزاد می شود ، چه باید کرد ، لاچاریم فریاد مُدل فدرالیزم شدن در کشوررا بلند تر به گوشهای نا شنوا برسانیم و از آن حمایت و استقبال نمایم ، تا باشد هر کس در خانۀ خود احساس غرور و مصدر خدمت شود و آنگاه در رقابت های اخلاقی ، فرهنگی و بازسازی دیده شود که کی وطنپرست تر از کیست ، رقابت های اخلاقی یک جامعۀ انسانی باعث پیوند های نا گسستنی بین ایالات حکومت فدرال میشود . بااحترام . ------------------------------ ازدوستان غزیز احترامانه توقع داریم که تنها پیرامون مطلب فوق، ابراز نظر نموده ازموضوع بحث مان خارج نشوند، و برعلاوه آن، تا جایکه لازم است عفت قلم را هم مراعات نمایند. مدیرمسؤل سایت ---------------- نظرات شما ------------------- |
Date :2008/12/23: احمد فواد بواقعیت که سایت فراتر ازمرز ها مطالب بس جالب را انتخاب و به نشر می سپارید یک جهان ممنون ، مضمون جناب استالفی را مطالعه کردم و اشک از چشمانم جاری شد و بطرف آسمان رو گردانیده بخدا عرض کرد م که خدایا !! تا کی ما ملت متمدن و سرفراز در زیر شلاق های فاشیستان قبیلوی خُردو خمیر شویم ، همینکه یک روشنایی از تمدن به کشور قدم می گذارد فوراً از طرف جنوب به سیاهی کشیده می شود حتا تلویزیون ها بدار آویخته می گردند ، وای بحال این ملت با تمدن ، تمدن ستیز ، مرگ ازین زندگی طعنه آور شرف دارد .بااحترام
به همین خاطر است که چندی قبل نماینده به اصطلاح کوچی ها در خانه ملت بدون شرم،حیا و هراس با تکبر وغرور حیوانی ، خود وقوم خود را اصیل برتر وساکن اصلی این خاک خواند وسایر ملیت ها واقوام بومی این خطه را بنام مهاجر وپناهنده یاد نمود که باعث خشم، نفرت وانزجار سایر اقوام وملیت ها گردید که این نوع طرز دید منفی و قلدر مآبانه در حقیقت ریشه در گذشته ها داشته که از دوره های اسلاف جابر ونا بکار شان از قبیل عبدالرحمن خان مستبد نادر خان غدار هاشم خان جلاد ووزیر محمد گل خان مهمندی تا امروز به ارث مانده است که امروز توسط طالبان نیکتایی پوش وحلقات متعصب وتنگ نظر که اطراف ریس جمهور کرزی را احاطه کرده وتیم فاشیست افغان ملت با شدت وحدت هر چه بیشتر از پیش به پیش برده می شود. این نوع افکار واندیشه های شوم تاریخ تیر شده در شرایط حساس ونازک وضیعت کنونی کشور که به مراتب با سی سال قبل اگر تاریک اندیشان قوم گرای متعصب قبیله محاسبه نمایند قابل مقایسه نمی باشد بسیار خطر ناک است. زیرا در اثر تقرِیبا سی سال جهاد ومقاومت ساختاراجتماعی جامعهء به کلی تغییر نموده ومردم امروز بیدار شده خوب وبد را از هم تمیز داده میتوانند وکسانیکه بخواهند با حیله ونیرنگ های مختلف به چشمان مردم خاک بپاشند ودوره های استبداد طاغوتی طالبانی گذشته را زنده بسازند در اشباه خواهند بود. کسانیکه به افغانستان واحد وتجزیه نا پذیر سر فراز وآباد فکر می کنند باید دست بدست هم داده توطه ها ودسایس شوم حلقات متعصب قوم گرا وبخصوص تیم فاشیست افغان ملت راکه شاه رگ سر مایهء ملی کشور را در اختیار داشته واز مال ملت برای متفرق ساختن ملت استفادهء سوء می نماید خنثی نمایند و زمینه های بوجود آوردن نظام دیموکراتیک فدرالی که در شرایط حساس کنونی شاید یگانه راه برون رفت از بحران موجود باشد قبل ازینکه اوضاع خدا نا خواسته بیشتر ازین بحرانی گردیده ووطن به سوی تجزیه رود فراهم آورند تا همه ملیت های با هم برادر وبرابر ساکن کشور عزیز ما افغانستان در یک افغانستان واحد که احساس شهروندی واقعی را داشته باشند زندگی نموده وبرای ترقی ،اعتلا وآبادی آن مساعی مشترک به خرچ بدهند تا بتوانند در قطار ممالک متمدن دنیا به حیث یک ملت واحد محسوب شوند. با حترام |