
استیضاع
یامعافیت
نصیر
خالد
بعد
از حادثه هشتم
ثور که منجر
بکشته و زخمی
شدن تعدادی از
هموطنان ما شد. بدنبال
ان ولسی جرگه
افغانستان
وزرای دفاع و
داخله و رئیس
عمومی امنیت
را جهت استیضا
ع بروز سه
شنبه به شورای
ملی
فراخوندند.
جریان مفصل را
به یقین که
هموطنان عزیز
ما از طریق
تلویزیونها
در سراسر جهان
مشاهده نموده
اند. مردم
انتظار انرا داشتند
تا با هر سه
مسوول امنیتی
بخاطر غفلت و
سهل انگاری
برخورد
قانونی صورت
بگیرد که در
پایان مجلس
ولسی جرگه، از
دید صاحب
نظران نتیجه
برعکس بدست
امد یعنی
مسوولین
امنیتی که در
پیشگاه
نمایندگان
خود رامسوول
خطاب نمودند
برنده شدند و
دوباره بسوی
دفاتر خود
شتاقتند و
نمایندگان مردم
بازنده شده و
از اعتبار خود
نزد مردم
کاستند. جریان
استیضاع
مسوولین
امنیتی نزد
مردم بمثابۀ
یک نمایشنامه
خنده اوری بود
که بیننده از اول
پایان آنرا
نزد خود حدس
زده میتوانست.
هر
هموطن گرامی
ما جریان
استیضاع
مسوولین
امنیتی را بضم
خود مورد بررسی
و نقد قرار
داده اند ولی
از دید من
باید موشگافی
بیشتر روی
صحبتهای اقای
امرالله صالح
صورت بگیرد.
وزرای دفاع و
داخله حرفهای
جالب و قناعت
بخشی برای
گفتن نداشتند
و بهتر آن بود
تا هر دو وزیر
در عوض گزارش
و معذرت خواهی
در كوتاهي
وظايف شان
استعفی خود را
به پیشگاه
نمایندگان
ملت تقدیم
مینمودند،
زیرا از
لابلای
صحبتهای ایشان
مشخص بود که
انها در آینده
نیز کاری بهتر
از امروز را
انجام
نخواهند داد پس
دوام وظایف
شان از جانب
نماینده گان
ملت معنی
پاشیدن آب سرد
روی احساسات
پاک مردم شریف
ما نیز
میباشد. هنوز
هم
برای هر دو
وزیر صاحب فرصت
مساعد است تا
قبل از اینکه
بار دیگر مورد
ملامتی بخاطر
بی کفایتی در
امور محوله
قرار گیرند. استعفی
خود را به
اقای کرزی
تقدیم نمایند.
اگر در همان
روز دشمن موفق
ميشد و جان
آقاي كرزي را
مي گرفت آيا
بازهم وزراي
محترم معذرت
خواهي
مينمودند و
نمايندگان
محترم شورا
نيز معذرت
آنها را مي
پذيرفت؟ سو
قصد عليه رئيس
جمهور، اعضاي
كابينه،
نمايندگان
ملت، ديپلوماتهاي
خارجي و مردم
حاضر در صحنه
صورت ميگيرد
ومسوولين
امنيتي دوپا
دارند و دوي
ديگر قرض
مينمايند و
راه فرار را
زودتر از
ديگران در پيش
ميگيرند. فرار
يك نظامي از
صحنه نبرد
بمثابه فرار
يك غير نظامي
نيست و بايد
مورد پيگرد قانوني
قرار بگيرد.
گرچه صاحب
نظران نظامي
را عقيده
براين است كه
مسوولين
امنيتي
بمنظور
جلوگيري از
حملات بيشتر و
سوق اداره خود
ها را بمراكز فرماندهي
خود
رسانيدند،
اما بازهم اين
مساله براي
مردم ما قناعت
بخش نمي باشد.
آنها قبل از
ترك منطقه
ميتوانستند
به عساكر حاضر
در صحنه دستور
حمله بالمثل
صادر نموده وبعدآ
منطقه را ترك
مينمودند.
اما در
مورد امرالله
صالح، با
وجودیکه بار
مسوولیت
بیشتر متوجه
ایشان میباشد.
اما اقای صالح
توانست با چند
کلمۀ مختصر
اما پر مفهوم
مطالبی زیا دی
را بمردم
برسانند.
متاسفانه
آنچه که مایه
تاسف بود این
است که
امرالله صالح
به صراحت
اعلام نمود که
اسرار
استخباراتی
حادثه 8 ثور را
که هنوز تکمیل
نشده است
نمیتواند در
اختیار عامه
قرار دهد اما
بعضی از وکلای
محترم اصرار
داشتند که
باید تمامی
جزئیات حادثه
توضیح داده
شود. این
اصرار وکلا از
ديد صاحب
نظران، پختگی
و علاقمندي
آنها نسبت به
منافع ملي نه
بلکه از خامی
شان و نداشتند
درک درست از
منافع ملی کشور
میباشد. آقای
صالح با
مسوولیت
اعلام نمود که
تحقیقات در
مورد قضیه که
ریشه بیرونی
دارد جریان
دارد و برای
بدست اوردن اطلاعات
میلیونها
دالر مصرف شده
است. اما در مقابل
بعضی از وکلا
اصرار داشتند
تا تمام جزئیات
در معرض دید
خبرنگاران
قرار گیرد و
حتی با تاسف
در اینمورد
رای گیری هم
صورت گرفت.
اسرار
استخباراتی
در هیچ کشور
از دنیا معمول
نیست که قبل
از وقت در اختیار
خبرنگاران
قرار گیرد،
اگر چنین شود،
پس مفهوم
استخبارات و اسرار
از بین میرود
و وموجودیت
ارگانهای
استخباراتی
نیز زیر سوال
قرار میگیرد.
وکلای محترم
باید منافع
ملی کشوررا در
قدم نخست در
نظر بگیرند و
با مسایل
عجولانه و به
اساس
خواستهاي
شخصي و گروهي برخورد
ننمایند و اگر
معلومات کافی
در باره ارزشهای
منافع
ندارند،
مطالعه کنند و
بر معلومات
خویش بی
افزایند تا در
آینده دچار
اشتباه نشوند.
گر
بدین غفلت رود
دنیای ما وای بر
ما وای بر
فردای ما
قبل
از استیضاع
اوازه های
مردم چنین بود
که شب قبل
محافلی از
جانب مسوولین
امنیتی برای
وکلا در گوشه
و کنار شهر
کابل براه
افتیده و پولهای
بی شماری تحفه
گویا به انها
تقدیم شده بود
تا در تصامیم
خود بر علیه
انها قاطع
نباشند و کاری
نکنند که آنها
سلب اعتماد
شوند. اگر این
مساله با واقعیت
هم نزدیک باشد
سوالی بوجود
میاید اگرسه
تن سلب اعتماد
نیز می شدند.
بی اعتمادی
شان چه فرقی
با سرنوشت
اقای اسپنتا
داشت، ایشان
نیز وزير
خارجه بوظایف
خویش ادامه
میدادند. مگر
در کشور ما
قانون در
برابر
زورمندان
زمینه تطبیق
دارد؟
مسوولین
امنیتی کشور
در اساس ترین
لحظات جز و تامهای
خود را در
میدان نبرد رها
نموده و پا
بفرار
میگذارند و
بار دیگر و بدون
مجازات
دوباره از
جانب ولسی
جرگه بوظایف
شان توظیف
میشوند. با
ابرو و حیثیت
ملي و نیروی
های امنیتی
کشور در سطح جهان
بازی میشود و
ومسوولین فقط
با عذر خواهی دوباره
بوظایف شان
ادامه
میدهند؟ انها
در وظایف سهل
انگاری نمودند
اما آیا
نمایندگان
ملت صادقانه
در برابر آنها
تصمیم
گرفتند؟.
اینگونه
برخورد های غیر
مسوولانه،
این آگاهی را
بملت ما میدهد
که در دور
بعدی
انتخابات در
انتخاب نمایندگانشان
از دقت و
هوشیاری
بیشتر کار بگیرند
و به کسانی
رای بدهند که
آنها بمردم
خود صادق باشند
و منافع ملی
کشور را نسبت
بمنافع شخصی
شان برتر
بشمارند. اما
در رابطه به
سربازن
قهرمان و نيرو
هاي امنيتي
كشور بايد
تبريك بگوئيم
كه در اساس
ترين لحظات و
بدون فرمانده
توانستند در
برابر حمله
دشمن عمل كنند
و آنها را
سركوب نمايند.
با تاسف
ارگانها هاي
نشراتي مخصوصا
تصويري كشور
در نشرات خود
پيوسته از
فرار اردو
گزارش ميدادند.
كه عدم درك
آنها را از
واقعيتها
نشان ميدهد.
آنانيكه فرار
نمودند عساكر
تشريفاتي بودند
كه اسلحه ي
بدون مرمي
بدست داشته و
فرقي با مردم
عادي نداشتند
اما
سربازانيكه
اسلحه واقعي
بدست داشتند
در برابر دشمن
ايستادند و
نگذاشتند كه
دشمن مرتكب
جنايات بيشتر
شوند. در
گزارشات امده
بود كه افراد
حمله كننده با
واسكتهاي
انتحاري مجهز
بودند و اگر
حمله اردو
بالاي آنها
صورت نميگرفت
و انها
ميتوانستند
بجمع مردم
نزديك شوند
آنوقت عمق
فاجعه بيشتر
از حال ميبود
و تعداد كثيري
از هموطنان ما
جام شهادت
مينوشيدند. پس
نبايد
بيرحمانه
قضاوت نمايم و
بسيار بجا بود
كه دولت
افغانستان از
جانفشاني
سربازان
قهرمان هشت
ثور قدرداني
مينمود كه از
بروز يك فاجعه
بزرگ انساني
جلوگيري
نمودند.
در
این نوشته من
نمیخواهم تا
جریان سوال و
جواب پارلمان
و مسوولین
امنیتی را
مورد بررسی
قرار دهم، ولی
صرف میخواهم
در باره
حرفهای اخیر
اقای امرالله
صالح در
پارلمان
توضیحات
مختصر داشته
باشم
امرالله
صالح راه برون
رفت از مشکل
امروزی را در
تغییر ساختار
رژیم کنونی
خوانده و نظام
فعلی را فاقد
تصمیمگیری
قاطع برشمرده اضافه
نمود که ارگان
مربوط به
ایشان بمراتب
تروریستان را
با پشتاره
دستگیر و
تحویل مقامات
قضائی کشور
داده اند اما
باتاسف هیچکدانم
آنها مورد اشد
مجازات یعنی
اعدام قرار
نگر فته تا
برای دیگر
تروریستان
درس عبرت شود
و بعد از این
ازادانه در
کشور ما
بفعالیتهای
تخریبی دست
نزنند.
این بخش از
سخنان رئیس
امنیت واقعا
قابل بحث و
موشگافیست که
منظور وی از
کدام مقام
دولتی است؟ از
مسوولین
قضائی و یا
شخص رئیس
جمهور؟ زیرا
در گذشته
بمراتب دیده
شده است که
تنی چند از
تروریستان
بدستور رئیس
جمهور از حبس
و مجازات معاف
گردیده است و
کسانی هم توسط
کمیسیون
تحکیم صلح
بریاست اقای
مجددی از
مجازات سند
معافیت بدست
اورده و به ان
طرف سرحد
فرستاده شده
اند و تعداد
دیگری از
تروریستان که
در زندانها
قرار دارند
هنوز
انطوریکه
اقای صالح
تقاضا کرده
اند مورد
مجازات قرار
نگرفته اند.
مشکل اساسی در
کجاست و تا چه
زمانی ملت
رنجدیدۀ ما در
بی خبری از
جریانات کشور
قرار خواهند
گرفت. یک فرد
افغان بجرم
دزدی محکوم به
اعدام میشود،
کارمند بی
بضاعت بجرم اخذ
رشوه
از وظیفه
برکنار و
روانه زندان
میشود به اساس
گزارشات همين
اكنون صد ها
تن بعد از فيصله
محكمه در لست
انتظاربراي
اعدام قرار
دارند. اما در
مقابل
تروریستان در
جریان 6 سال
هرگز مورد
مجازات قرار
نگرفته و هیچ
فردی از انان
محکوم به
اعدام نشده
است؟ آیا
تطبیق قانون
همین است؟
آنانیکه
منافع ملی و
امنیت کشور را
بمخاطره
انداخته اند
در کشور ما نه
تنها مجازات
نمیشوند بلکه
از امتیازاتی
هم برخوردار
میشوند. بر
عکس و با تاسف
کسانیکه همین
اکنون در
پروسه صلح
شامل و حتی در
برابر تروریستان
برای تامین
امنیت مبارزه
مینمایند از
جانب
ارگانهای به اصطلاح
حقوق بشر
مجرمین جنگی
خوانده
میشوند و
تقاضا برای
محاکمه شان
صورت میگیرد. مسوولین
محترم دولت
لطف بفرمائید
بمردم تان
صادقانه جواب
بگوئید دلیل چیست؟
و این سیاست
یک بام و دو
هوا تا چه
زمانی ادامه
خواهد یافت؟
مگر متوجه
نشده اید که
کاسۀ صبر ملت
لبریز شده است
و باالاخره
روزی فراخواهد
رسید همین
ملتیکه
خاموشانه
جریانات کشور
را تعقیب
مینمایند
صدای اعتراض و
تطبیق عدالت
اجتماعی را
بلند
نمايند که
انروز دشوار
تر از سیاست
بازی هاي
نادرست دولت و
جامعه جهاني
امروز خواهد
بود.
سخن ها
گفتمت بی
پرده، افسوس
نگفتم
راز دل، یک از
هزاران