منهم کوچی ام ! 2

خودم را " جا " ، خرم را " جو " !

 

تنشی که از یکماه قبل پس از سخنان اهانت بار نمایندۀ کوچی ها ، به آدرس دیگر اقوام شریف ساکن کشور، بین اعضای مجلس ملی، بمیان آمد هنوز هم ادامه دارد. به قول محترم حاجی الماس ، که مسوولیت رهبری گروه میانجی را بین طرفین عهده دار است، مسئله رنگ قومی بخود گرفته و حل آن مشکل شده است. یکصد تن از نمایندگان متعرض که گروه خودشانرا به نام کمیسیون دفاع از قانون اساسی، مسما کرده اند در قدم اول خواستار آنند که نمایندۀ کوچی ها از نمایندگان مردم معذرت بخواهد، و سخنانش را پس بگیرد، ولی طوریکه به نظر میرسد این مامول برآورده شدنی نیست و شاید تنش به این زودی ها فرو ننشیند.

 با آنکه در کشور ما معمول بوده که همیشه سوالات مهم حل طلب در امور اجتماع را بی جواب بگذارند، یا آنرا در لایه های از تقدس پیچیده از مردم بخواهند که همانگونه سربسته آنرا بپذیرند، ولی نتیجۀ چنین روشی طوریکه به مشاهده میرسد نه تنها به حل مشکلات ما نیناجامیده، بلکه برعکس به حجم آن نیز افزوده است. با توجه به این نکته بنده کوششی فراخور حال خود کردم تا به پدیدۀ کوچی در فرا مرز های کشور نگاهی داشته و با بدست آوردن تصویری از وضعیت این قشر در اجتماعات دیگر کشور ها ، یک نتیجه گیری مقایسوی مختصر داشته باشیم. با این امید که اینکارم اسباب تحرک و تفکر درحلقات وسیع تر آگاهان تاریخ و اجتماع کشور گشته، راه حل همه پذیری برای دراز مدت پیش پای ما نهد.

 کولی، یا کوچی ، یا جوگی ، یا هم سیگان، اسم های مختلفیست برای قشری از مردم که در روی زمین سرگردان اند.

 تا آنجا که بنده کم دان میدانم، بیشترین تعداد این گروه از مردم، در جهان متمدن امروز باشندگان رومانیا، و اوکرائین اند.

به همین دلیل امروز یعنی مورخ 08/04/22 بنده به خاطر بدست آوردن معلومات بیشتر در باره چگونگی وضعیت حقوقی این قشر از مردم در کشور اوکرائین، با یکتن از شهروندان کشور اوکرائین، که اینجا ایشان را  با اسم کوچکش آقای لیونید، خطاب خواهم کرد، صحبت داشتم که جوابات ایشان را حضور خواننده گان تقدیم میدارم.

آقای لیونید که قبل از مهاجرت به کانادا، در بخش مردم شناسی دانشگاۀ دولتی اوکرائین پژوهشگر بوده اند، و فعلا با بنده درکارخانه تولید آلات پلاستیکی مشغول کاراند، با خوشرویی به سوالات بنده جواب گفتند. در اول برایش جالب بود که چرا من میخواهم در مورد " سیگان ها " یعنی کوچی ها بدانم؟ با لبخند همراه با شوخی گفت :" آه ... دختران زیبای سیگان آه ؟"

گفتم نه دوستم، چیزی دیگری هست.... وقتی علت کنجکاویم را برایش گفتم آنگاه با دقت بیشتری به جواب گفتن پرداخت.

 حرف اولش خیلی برایم جالب بود که فرمود " سیگان ها " ( کوچی ها ) اصلا مردمان هندی الاصل اند.

از او پرسیدم  که قشری به اسم سیگان یا همانا کوچی های ساکن اوکرائین از چه امتیازاتی برخور دار اند که آنانرا از شهروندان دیگر متمایز بسازد؟

تعجب کرد ! گفت مقصدت را درست نه فهمیدم؟ چگونه امتیازی را در نظر داری؟

 پس از شنیدن پاسخ بنده، جواب داد : اگر قانونی در کشور حاکم باشد _ این اگر را برای آن گفت که همیشه شکایت دارد در اوکرائین زر و زور حاکمیت دارند نه قانون - شهروندان در برابر قانون حقوق یکسان دارند. و طبعا وجایب و مکلفیت هایشان هم یکسان است. بعد افزود اما فراموش نکن که سیگان ها شهروند اوکرائین نیستند ، همانطوریکه خیال کنم شهروند هیچ کشور دیگری هم نباشند. بلکه میتوان آنها را نوعی تابع قانون کشوری که مدتی در آن مقیم اند قلمداد کرد. بناً امتیازی ندارند و اصولا نمی توانند داشته باشند.

بار دیگر از او پرسیدم : آیا کوچی های اوکرائین، در پارلمان نماینده دارند؟

پاسخ : گفتم که " سیگان ها " ( کوچی ها ) اولا شهروند اوکرائین نیستند. در گام بعدی آنها یک اقلیت ناچیز اند که تشکیلات اجتماعی منظم ندارند. وقتی تابع یک ساختار پذیرفته شده اجتماعی نباشند پس رای دهی و انتخاب نماینده چگونه در میان شان ممکن است؟ آنها نمی توانند نمایندۀ به پارلمان معرفی کنند. متوجه شدی ؟ چون شهروند نیستند.

پرسش : در دیگر موارد، در حیات اجتماعی چه امتیازاتی دارند؟ مثلا آیا از پرداخت مالیه معاف اند؟ آیا از رفتن به خدمت سربازی معاف اند و؟

پاسخ : ببین ، آنها حق خرید مالکیت های غیر منقول را در اوکرائین ندارند. تا حال دیده نشده که سیگانی اپارتمان شخصی به اسم خودش در مرکز کیف داشته باشد، یا اتومبیلی ، یک مسله هست که این سیگان ها اکثرا مشکل ساز اند. چون شهروند که نیستند وقتی متهم به جرمی میشوند و گرفتار میگردند آخر سر باید رها شوند چون منحیث افراد حقیقی ثبت نیستند میدانی؟ بلی آن تعدادی که سکنی گزین شده اند و شهروندی دارند، یعنی اسناد هویت لازم را اخذ کرده اند و در محل مشخصی در حالیکه اسم شان درج فهرست باشنده گان محله نزد پولیس و شهرداری و دیگر ارگان ها شده باشد، از چنین حقی برخور دار اند ، اما آن اکثریت سرگردان نه .

به سربازی و مراتب لشکری ، هم پذیرفته نمی شوند چون شهروند نیستند . بار دیگر میگویم که وقتی شهروند نیستند، یعنی اقامت کننده دایمی نیستند حق تصرفات خاص در امورات اجتماعی را ندارند. مثلا حق رای.

پرسش : آیا علفچر ها برای مواشی آنان از طرف دولت مشخص میشود یا چه میکانیزمی در این مورد قابل اجرا است؟

پاسخ   : او ... این یک مقدار پیچیده است . اما هرچه باشد خود مخنار نیستند. حتم دارم ساحات از طرف مراجع با صلاحیت دولت تعین میشود برای شان. 

من بار دیگر از ایشان پرسیدم که : مثلا اگر روزی کوچی های اوکرائین از دولت اوکرائین بخواهند که ده تن از جمع آنها را منحیث وکلای شان  در پارلمان بپذیرند چه ؟

پاسخ : آیا شوخی می کنی ؟ مثل همیشه آه ؟

 نه آقا جدی هستم، خیلی هم جدی !

پاسخ : آنگاه واضح و قاطع به آنها خواهند گفت نه! شاید هم بالایشان بخندند؟

چرا ؟

 گفتم چون ساکن آن سرزمین نیستند، اوکرائینی نیستند و شهروند نیستند.

حرف های ما که به اینجا رسید، صدای سرکارگر بخش ما، انجنیرتواب لودین بالا شد که بس کنید، به کار تان برسید.

یک نکته را باید اضافه کنم که در زبان روسی واژه شهروند مستقیماَ به کلمۀ " شهر " که در روسی " گُوررد " است ، بر میگردد. " گرژدانین " یعنی شهروند و گاهی به مفهوم " ملکی " هم میاید.

هنگام تنفس نیم ساعتی که برای نهار خوردن اختصاص دارد، بار دیگر به سراغ لیونید رفتم و دنباله موضوع را گرفتم.

چیزی زیادی نداشت بگوید. با تاکید همان حرفهای اولش را تکرار کرد.

بنده به او گفتم که ما در پارلمان مان ده نفر نماینده از کوچی ها داریم. در حالیکه ایماق ها که نفوس شان ده فیصد کل جمیعت کشور را تشکیل میدهد، خیلی کمتر از کوچی ها در پارلمان نماینده دارند. و تازه هم برای اینکه آقایان کوچیان منت بگذارند و رای دهند، سراسر کشور حوزه رای دهی آنان اعلام شده است.

لیونید، در حالیکه دست هایش را به علامت تعجب به دو طرف باز کرده بود و ابرو هایشرا تا فرق سرش بالا برده بود، گفت نمیدانم؟ شاید آنان همه شهروندان کشور شمایند؟ یا هم تعداد شان بیشتر از نصف جمعیت باشندۀ کشور شما باشد؟

 گفتم : نگو شهروند ! چون خلاف اصول اسلامی و شرعی است. بعدش آنان " خاوندان " اند نه شهروندان !

توضیح خواست، چون برایش جالب بود که کلمات با دین چکار دارند؟ ولی پاسخ نهایی اش جالب بود که گفت : خوب پس شما دولت در درون دولت برای کوچی ها ایجاد میکنید آری ؟

این پرسش  و پاسخ اگرچه به گونۀ اکادمیک برگزار نشده، چون در محیط کاری و سرپایی صورت گرفته، با آنهم بی پیام نیست.

پس از تاکید لیونید بروجه داشتن امتیاز شهروندی، و در عوض برخوردار شدن از حقوق دیگر، ذهنم متوجه این امر شد که کوچی ها در کشور ما نیز شهروند نیستند؛ و مادامیکه چنین باشد چگونه از دیگر حقوق و امیتازات میتوانند برخوردارشوند؟

بناَ حرفی را که شوخی گونه به آن دوست گفته بودم، اینجا جا پیدا میکند که کوچیان قشری برتر از شهروند و یا اتباع اند!

شهروند که نیستند، چون باشندۀ دایمی هیچ شهر و دیاری نیستند. اتباع هم نیستند زیرا خیال نکنم تا امروز فرمانی مطابق قانون بر ایشان جاری گشته باشد و آنان متابعت کرده باشند. اینست که به کنه مطلب آقای گل عالم ، نمایندۀ کوچی ها میتوان پی برد ، وقتی کسی شهروند نیست؛ و در عین حال تابع هیچ قانون و نمایندۀ قانونی هم نیست؛ بناَ بالاتر از هر دو قرار دارد و آن کسی نیست جز " خاوند " !

" خاوند " در خاک خودش از قانونی که از طرف " مهاجرین " ساخته شود ، تابعیت نمی کند !

پس چی باید کرد ؟ چگونه میتوان کاری کرد که هم " خاوند " نرنجد و هم " شهروند " حقوق اش ضایع نشود ؟

بالاخره  سر این موضوع را باید به بالین گذاشت و این استخوان از لای زخم بیرون کرد.

بنده پیشنهاداتی را اینجا مطرح می کنم و از همین طریق به رای گیری میگذارم ، امیدوارم دوستان خواننده نظریات مفید شان را ارائه  نموده ممنون سازند.

 اول باید تعریفی که هویت و شخصیت والا مرتبت کوچی را برساند در قانون اساسی انعکاس یابد تا در گام بعدی حقوق و وجایب کوچی ها به آسانی تعیین شود ، پیشنهاد بنده در این مورد چنین است :

" کوچی ها قشری واجب الاحترام؛ صاحب صلاحیت ،امتیاز  واختیار، بی مسوولیت و بی وجیبه میباشند."

 چنانکه عرض شد، و ثابت گشت  که ادعائی آقای نماینده کوچی ها چندان بی اساس هم نبوده، زیرا قانون آنها را برتر از خود می نشاند، در اولین قدم باید یک دولت جدید به اسم " د کوچیانو اسلامی امارت " که قلمروش از خاستگاه این طایفه، یعنی سرزمین هند آغاز و به طرف رومانیا وسعت داشته باشد، احداث و به جامعه بین المللی معرفی گردد.

 این امر سبب آن میشود که بیشتر از این حق " خاوندان " از طرف " شهروندان " که مهاجر اند، ضایع نشده و از جانبی کوچی های سراسر جهان  دو باره بهم رسیده و وحدت ملی تامین شود.

 در گام بعدی، یک مجسمۀ نیم تنۀ آقای حاجی گل عالم ، بصورت فوری مقابل اکادمی علوم نصب و لقب " بابا " به او اعطا گردیده و این فیصله ثبت قانون شود.

پنج امتیاز پیشنهادی برای " خاوندان " قانع کننده نبوده با توجه به اینکه آنان خاوند اند، حتی ظالمانه است.

" پنج امتیاز برای کوچی ها در نظر گرفته شده است، امتیاز اول اینست که برای کوچی ها تمام افغانستان را یک حوزه انتخاباتی در نظر گرفته است؛امتیاز دوم تخصیص ده کرسی برای کوچی ها در پارلمان است؛ امیتاز سوم مناطقی که کوچی ها رفت و آمد دارند در شورای ولایتی برای آنها کرسی اختصاص داده شده؛امتیاز چهارم اینست که در مناطقی که کوچی ها رفت و آمد دارند در شورا های ولسوالی ها هم برای آنها چوکی در نظرگرفته شده؛امتیاز پنجم اینست که در شورا قریه هم کوچی ها رفت و آمد دارند برای آنها چوکی در نظر گرفته شده که این خلاف ماده 22 قانون اساسی است." به نقل از صالح محمد ریگستانی نماینده مردم ولایت پنجشیر.

بناَ با در نظر داشت این امتیازات نا کافی ، حاجی صاحب نماینده کوچی ها حق دارد اعتراض کند و بالاخره عنان صبر از کف بدهد!

بنده پیشنهاد میکنم که : در تمام کوچه و خیابان های که کوچی ها رفت و آمد دارند، و در دو طرف آن منازل رهایشی مردم قرار دارد، در خانه ها و در جمع فامیل برای کوچیان " جا " در نظر گرفته شود!!!

برای کوچی ها سراسر کرۀ خاکی حوزه رای دهی در نظرگرفته شود، از هند تا هرجا که یک نفر از این طایفه رفت و آمد دارد!

 شما تصور کنید که ملتی که در روی زمین پهن است، ده نفر نماینده در یک پارلمان بزرگ به چه دردش میخورد؟ پس از چهار حصۀ کرسی های پارلمان سه حصۀ آن باید به کوچی ها تخصیص داده شود!

ماده 22 قانون را اگر کاری هست با " شهروند " است و با " اتباع " ؛ نه با " خاوند " !

از طرفی کدام قانون ؟ قانونی که خود مروج و مبلغ و حتی بانی " معیار های دوگانه " باشد ؛ به چه درد ما میخورد؟

آیا با چنین قانونی میتوان امیدی به اجرای عدالت در کشور داشت ؟ و یا در چنین فضایی ممکن است به عدالت فکر کرد؟

 فلهذا بهتر است نماینده گان متعرض بیشتر از این مسایل قومی را دامن نزنند، اقلا از حاجی صاحب گل عالم که صاحب اصلی این سرزمین است بیاموزند؛ و بیشتر از این به این همه بی انصافی در حق وارثین اصلی این سرزمین ادامه نداده، به سرکار های خویش برگردند و وحدت را  ملی تخریب نکنند.

 ما در همه کار از دنیایی خارج تقلید میکنیم؛ چرا در همچو موارد چشم مانرا به روی حقایق می بندیم و از تجربه های دیگران نمی آموزیم؟ شما به آن همه امتیازات که کوچی های اوکرائینی دارند نگاه کنید و بعد آنرا با محرومیت های کوچی های که سالانه دو بار از کشور ما میگذرند مقایسه نماید؟ حقا که در حق اینان جفا میشود!

تمام اهالی مهاجر کشور مطابق به قانون ملزم ساخته شوند؛ که هنگام ضرورت برای خود کوچی ها " جا "، و برای خر کوچی ها " جو " تهیه نمایند! این امر استثنا پذیر نبوده، متخلف در برابر قانون جوابگو باشد.

احمد بهار چوپان " کوچی "

 

تذکر :  

قسمت اول این نوشته، یعنی پرسش و پاسخ ها حقیقت دارد و بنده همکاری به آن اسم دارم و با ایشان در همین مورد صحبت کرده ام. آقای محمد داود هروی، که ماستر زبان روسیست و انجنیر تواب لودین، سرکارگر بخش تولیدات پلاستیک دستگاه تولیدی " دیرو " شاهد این گفتگو بوده اند.