|
تاریخ: 25/5/1387 نگارنده: منتقد گمنام اگر من هم مثل شما در تورنتو بودم با نام و عکس واقعی ظاهر میشدم
سلام خدمت مدیر مسؤل ماهنامه بینام در تورنتو پس از عرض سلام و ارادت، خواستم به پاسخ آن نامه ای که از طریق تارنمای آرایایی بقلم تان به نشر رسیده است چند دبیره یا خطی را بنویسم و آرزو دارم که خواندن آن در حد حوصله شما آقای قلم بدست بنام سید موسی عثمان باشد. بتاریخ 24/ سرطان 1387 متوجه مقاله ی زیر نام (آقای گمنام از رخ نقاب پس کنید) را در تارنمای آریایی بخوانش گرفتم و متوجه گردیم که یک آقای عزیزی بنام سید موسی عثمان بنده را با واژه های رکیک و پر از خشم که نوشتن آن از سوی یک شخص دانشمند و قلم بدست چون ایشان هیچگاهی در خور نیست مرا به باد ملامت گرفته و از من خواسته است که اگر من مانند یک عده مستعار نویسان که دست به سرقت های ادبی میزنند نیستم پس مانند خودشان با یک عکس و اسم اصلی خود ظاهر شوم تا باشد که ثابت شود که من کدام سرقتی را که دست نویس کس دیگر باشد انجام نداده ام ویا هم کدام منظور دیگری ندارم.
آه آه از دست صرافان گوهر نشناس هر زمان خرمهره را با در برابر میکنند
آقای سید موسی عثمان، مدیر مسؤل ماهنامه بینام در تورنتو، در نبشته خود نکته خوبی را یادآوری کرده اید : (آفتاب به دو انگشت پت نمی شود، کور هم می داند که دلده شور است عبد الحی حبیبی تحت نظر آی اس آی پته خزانه را جعل کرده وبه پاس آن در پاکستان برایش اجازه داده شد که خودرا رییس جمهور تبعیدی افغانستان اعلام نماید. او بیخبر بود که شست سال بعد بلاخره این تقلب شرم آور از طرف محققین کشف وافشا میگردد وبرای او آبرویی باقی نمیماند. امروز مردم افغانستان حبیبی را دیگرآن کسی نمیشناسند که سالهای قبل میشناختند و شخصیت وصداقتش مخدوش شده است . از نادانی وجهالت است که اشخاصی مثل کریم خرم و حبیب الله رفیع از این شرم تاریخی عبرت نگرفته ودر این عصر وزمان که مردم همه فاشیستها وتقلب کار هارا شناخته اند دست به جعل وتقلب زده و اثری را بنام فیض محمد کاتب هزاره جعل میکنند . ولی حالا تکنا لوژی به جایی رسیده که رسم خط وکتابت فیض محمد کاتب را بازمان تحریروفابریکه کاغذ وفاریکه رنگ ( که هر فابریکه رنگ وکاغذ مثل فور مول کوک فورمول کیمیاوی خود را دارد همانطور کس نمی تواند که کوک را بسازد کاغذ ورنگ یک فابریکه را که فورمول به خصوص خود را دارد بسا زند) تشخیص داده وجعلکاران را رسوا میکند. آقای سید عثمان عزیز اگر شما مقاله مرا خوانده باشید پس غیر از همین که شما میگویید من دیگر چه گفته ام؟ همانطور که شما ساخته کاران تاریخ را رسوا میدانید من هم رسوا میدانم ولی انتظار نداشته باشید که دانش همه ای ملت به سان من و شما است و کسی نیست که دیگر فریب آنها را بخورد. ملت ما به خاطر کم دانشی همیشه فریب سیاسبازان، ساخته کاران هویت فرهنگی و تاریخی و غیره را خورده اند و تا زمانیکه دانش و شعور سیاسی آنها به حد کمال نرسد باز هم فریب خواهند خورد. از همینرو بود که من نسبت که شناختی که از کرزی، و نمک پرورده گانش چون کریم خرم، حنیف اتمر، انورالحق احدی، فاروق وردک و سایر منافقین دارم از همه قلم بدستان، دانشمندان، روشنفکران، روزنامه نگاران و همه کسانیکه تآثیر گذار اند خواهش نمودم که متوجه ساخته کاری دیگر باشند، زیرا پیدا شدن کتاب تاریخ، نوشته کاتب هزاره آنهم در زمان رژیم فاشیستی کرژی و آنرا بدست انسان فاشیست و بی فرهنگی چون کریم خان خرم سپردن خود شک بر انگیز است و امکان خیلی زیاد موجود است که این اثر هم مانند پته خزانه یک اثر ساختگی باشد که اینبار شاید بدست و یا به دستور کریم خان خرم و حبیب الله رفیع شاعر فاشیست تهیه شده باشد که سیع دارند آنرا وارد آثار تاریخی کشور بسازند. از ساخته کاری و پنهان کاری سنگهای نوشته شده به زبان پشتو که از سوی کریم خان خرم، حبیب الله رفیع، فاروق وردک، و جمعه خان همدرد در آن زمانی که همدرد والی کندز بود صورت گرفته و در رباطک بغلان دفن شده اند تا آنها را در یک زمان مناسب از زیر خاک بیرون آورده و به همگی نشان دهند که بیایید ببینید کی میگوید که اوغانها تاریخ نداشته و یک قوم بی فرهنگ میباشد، منکه تا بحال خبر نداشتم و من این مسئله را از طریق همان نامه شما با خبر شدم ولی با آن همه ستایش که از آنها نموده اید کمی فکر کنید اگر شما در تورنتو نه بل در داخل کشور میبودید سرنوشت تان چه میبود و چه میشد؟ شما در کشوری استید که شاید آزادی بیان یک معنا و مفهومی نزد مردم و دولت آن داشته باشد ولی در این کشوری که من قرار دارم آزادی بیان نزد دولت هیچ کدام معنای ندارد و اگر کسی پیدا شود که کمی و زیادی دولتمردان را نقد نماید عاقبتش فرستاده شدن به تورنتو نه بل زندانهای بدتر از گوانتانامو میباشد. اگر شما پیگیر اوضاع جاری کشور استید پس حتما در مورد آقای نرمگوی طنز نویس شهره کشور و همچنان آقای رهنورد زریاب، بصیر بابی خبرنگار تلویزیون ملی در مزار شریف، آقای نجیب روشن رئیس قبلی تلویزیون ملی، داکتر عبدالله فهیم گوینده ورزیده تلویزیون ملی کشور، برگزار کننده جشنواره فلم های کوتاه، مسؤلین تلویزیون طلوع و غیره چیزهای میدانید. پس اگر میدانید آیا نیاز نیست که یک شخص در صورت موجودیت اینگونه یک رژیم فاشیستی و بربریت که حتی از طرف خارجیان نیز حمایت میشوند جانب احتیاط را نیز رعایت نماید. از نظر من رعایت نمودن احتیاط ترس نه بل فرض است، پس تا زمانیکه یک حکومت مردمسالار واقعی که پابند به همه قوانین قبول شده ی جهانی باشد در کشور روی کار نیامده است باید احتیاط کرد زیرا در میدان که عاقبت جنگیدن برای خود آدم معلوم باشد و شر و شور به قسمی باشد که حساب هیچ کس معلوم نباشد و نشود از در احتیاط وارد شدن هوشیاری است نه آنچه که شما میگویید. از لابلای آن نامه شما من حدس میزنم که شما خود مقاله مرا که زیر عنوان (سند مهم تاریخی در دستان نابکار) نوشته شده است و در تارنماهای گوناگون بچاپ رسیده است خودتان نخوانده اید بل از زبان کس دیگری شنیده اید و در ضمن از گفته های شما این نیز معلوم میشود که شما با تارنمای خاوران یک بدبینی شخصی دارید، پس پیام من به شما این است که شما لطف نموده اول همان مقاله ای را که من نوشته ام خودتان بخوانید و پس از آن روی آن قضاوت نمایید. امید است که این پیام بنده به نحوی بدست شما برسد و آنرا بخوانید و همچنان از دشواریهای که پیش روی یک نویسنده مقاله در داخل کشور وجود دارد ما را درک نمایید.
اگر افشا نسازی خاین و دزد توحتما بزدلی یا برده ی مزد سپاس
|