Karzai before Bonn Conference

پشت پردۀ توافقات بن !

گام های خاموش چهره های جدید به کار زار کشور ما

 

باری هفت سال قبل، هنگام تحویلی قدرت به حامد کرزی، رئیس دولت موقت برگزیده شده در پیوند باهمایش بن واهداف طراحی شدۀ آن، استاداحمد بهار چوپان ربانی رئیس جمهور دولت اسلامی در سخنانش  با لخضرابراهیمی نمایندۀ فوق العادۀ ملل متحد درامورافغانستان گفته بود که اگر چه فیصله های سازمان ملل وکشور های غرب و تصمیمات اتخاذ شده در بن به دور از اخلاق بین المللی و خلاف  حقوق بین المللی میباشند، اما او به خاطر منافع ملی حاضر به پذیرش آن فیصله ها شده است ولی آرزو دارد که دیگر این آخرین تعین زعامت از سوی خارجی ها باشد، و پس از این به مردم کشورش اجازه  داده شود که خود شان رهبر و زعیم خویش را انتخاب کنند.

 بدرستی که این آروزی نیک نه تنها آرزوی رهبر دولت اسلامی که جایش را به دولت دموکراتیک ساخته شده در بن به ریاست کرزی، داد؛  است و بود، بلکه آرزوی تمام اقشار آگاه و دلسوز و ملی اندیش کشور است، اما شاید فرا رسیدن آن روز هنوز زود باشد!

 در یکی دو هفتۀ اخیر رسانه ها صحبت از چهرۀ جدیدی در عرصه سیاست کشور دارند، که گویا طراح برنامۀ بن بوده و اینک بار دیگر با انگشت گذاشتن بر خطا های عملی و استراتیژیک کشور های کمک کننده به افغانستان، برنامۀ جدیدی ریخته و میخواهد با بکار بستن آن وضع سیاسی – اجتماعی کشور را متغیر سازد.

برای آنانی که اوضاع کشور را موشگافانه و از دیر باز زیر نظر دارند، مطرح شدن چنین شخصیتی یک تصادف منجر به خیر نیست، زیرا همانگونه که همه شاهدیم رسانه های غربی ، به عنوان پیشداران برنامه های استراتیژیک کشور های غرب، از قبل ذهنیت جوامع را آماده میسازند تا بعد برنامه عملی گردد.

اما فرمایشات آقای وحید وحید الله، به عنوان مبتکر طرحی که زاده مغز ایشان بوده است، و بالاخره جوامع غربی متفق الرای برمحور آن ، در صدد تشکیل نظام دموکراتیک برای افغانستان شده اند، حرف هایست که پذیرفتنش به سادگی میسر نیست.

طرح بن بیشتر از آنکه یک طرح فرا گیر و مورد قبول همه جوانب سیاسی – نظامی حاضر در کار زار های کشور باشد، کودتای سپیدی بود که بیشترازمنظرمنافع ملی پاکستان طراحی گردیده وقدرت نیم بند دولت مجاهدین را ساقط کرد!

فرو ریختن برج های دوقلو، یا هم شکسته شدن شاخ های کبیر امریکا، بهانه یی گشت تا جوامع غربی پس از سالها تغافل در برابر افغانستان و اوضاع نا به سامان آن، مصمم به ایجاد تغییر در همه ابعاد آن شوند و به سراغ افغانستان آیند.

هنگامی که طالبان در تقریبا سه ثلت خاک کشور حاکم بودند، از تمام مجاری مجاز و غیرمجاز تلاش ورزیدند تا حاکمیت شان، از جانب کشور های غربی به رسمیت شناخته شود و نمایندگی های سیاسی کشور به افراد وفا دار به آنان تسلیم گردد و بدینوسیله نه تنها ایشان به عنوان نظام قانونمند حاکم در کشور شناخته شوند، که از ساختار پراگندۀ که در برابر ایشان به عنوان " دولت اسلامی افغانستان " قرار داشت، سلب مشروعیت گردیده، به مرتبه مخالفین مسلح غیرقانونی فرود آیند.

حالا چه دلیل یا دلایلی کشور های غربی ، علی الخصوص امریکا را که از معامله با طالبان چندان بدش هم نمی آید، از کار سپردن نمایندگی های دپلماتیک به افراد طالبان و شناخت نظام طالبان به عنوان نظام مشروع کشور، باز داشت، بماند جای خودش ، ولی همینکه سفارت افغانستان در امریکا، درش تخته شد و نمایندگان دولت اسلامی وقت ، که کار دار سفارت بودند هریک به سوی رفتند، و در عین زمان دفتر نمایندگی غیررسمی ولی با صلاحیت طالبان در امریکا گشایش یافت، خود دستاورد مهمی برای طالبان بود زیرا رفتار همراه با مدارای مقامات امریکایی با آنان، که مرجع تقلید اکثر کشور های غربی اند، به طالبان این پیام را میداد که امریکا در کلیت با اعمال وحشیانۀ آنها مخالفتی ندارد، اگر توانایی فرمانبری بیشتر و همراه  شوی بالا تری  از خود با استراتیژی های امریکا به نمایش بگذارند .

کودتای سپید .

محمد یونس قانونی، که در راس هیأت اعزامی از جانب دولت اسلامی افغانستان، در همایش بن اشتراک داشت؛ پس  از سپری شدن دور اول این گرد هم آیی وروشن گردیدن اهداف پشت پردۀ کشورهای غربی مبنی برتشکیل حکومت مؤقت دربن به ریاست حامد کرزی (درحالیکه قبل ازتدویرهمایش بن، نیت مسئولین داخلی وحامیان بین المللی ایجاد یک شورای متحد ملی عمدتاً ازهواداران دولت اسلامی افغانستان وجانبداران ظاهرشاه درروم وبرخی شخصیت های مستقل دیگربمنظوردعوت برای لویه جرگۀ اضطراری وتشکیل حکومت مؤقت درشهرکابل بود)، به رئیس دولت اسلامی وقت ، پروفیسور برهان الدین ربانی، تلفنی تماس گرفته و اهداف جدید مطروحه دربن را ظاهر می نماید. آقای ربانی به آقای قانونی که ریاست هیئت رسمی دولت اسلامی را بدوش داشت، هدایت میدهد که تمام هیئت فرستاده شده ازجانب دولت باید همایش را تحریم نموده به افغانستان برگردند تا مبادا نزد ملت وتاریخ افغانستان وطن فروش معرفی گردند.

آقای قانونی درفرصت دیگری دوباره به اطلاع استاد ربانی میرساند که تصمیم جامعۀ جهانی وبویژه کشورهای غربی درزمینۀ ایجاد حکومت مؤقت قاطع بوده، ما اشتراک کنیم یا خیر؛ آنها دولت مؤقت را میسازند.

 استاد برهان الدین ربانی،رئیس دولت اسلامی وقت، باردیگرحرفهای اولیۀ خویش را تکرارنموده مشخصاً به محمد یونس قانونی، رئیس هئیت اعزامی به بن، هدایت میدهد تا افراد وابسته به حزب جمعیت  از اشتراک در گفتگو ها خود داری ورزیده، همایش را تحریم نموده رهسپارافغانستان شوند وبگذارند که جامعه جهانی و پیشقراولان داخلی آنها در آینده مسئول پیامد اعمال خویش باشند.

همچنان بنده که در شب و روز آغاز حملات امریکا، و اوج همایش بن جریان آنرا از تمام طرق ممکن خبری پیگیری می نمودم، خیلی خوب بخاطرم است که در یکی از شب ها آقای محمد یونس قانونی، در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی، فرموده بودند:" که وزیران خارجه روسیه و آلمان به او میگفتند اگر جانب دولت اسلامی به فیصله های همایش بن بی اعتنا بماند، کاروان به راهش ادامه خواهد داد و " اتحاد شمال" در جا باقی خواهد ماند. حتی شخص صدر اعظم وقت آلمان نیز از آقای قانونی خواسته بود تا پیامی با محتوای شبیه به سخنان وزیر خارجه اش را به رهبر دولت اسلامی، آقای پروفیسور ربانی برساند."

 از آنسوی دیگر، پاکستان وقتی خروج سربازانش از افغانستان را ناگزیر دید، با تمام قوا در تلاش آن بود که کابل از جانب کشور های غربی به عنوان منطقۀ غیرنظامی اعلان شود، و هیچ نیروی نظامی قبل از پایان کار همایش بن و به میان آمدن دولتی جدید، که جاگزین قدرت نظامی طالبان در کشور و کابل گردد، داخل کابل نشود.

 پاکستان از ورود نیروی های دولت اسلامی، که رسانه های غربی عمدا آنها را به نام " اتحاد شمال" مسما ساخته بودند، به کابل به همان اندازه ناراحت بود، که سالها قبل هنگام خروج نیروی های شوروی، ازورود غیرمترقبۀ نیروی های احمدشاه مسعود شهید، به کابل خشمگین گشته و با ترغیب حکمتیار به راکت پراگنی ، و براه انداختن هزاران توطئه دیگر شیرازۀ نظام اسلامی را بسته نگشته، از هم گسست.

 جنرال مشرف، و سازمان استخبارات پاکستان آی . اس . آی، در تبانی با امریکایی ها طوری عمل کردند، که تمام نیرو های زبده و افراد ورزیدۀ طالبان، از میادین جنگ و حلقات محاصره جان به سلامت بردند، و بعد ها بنیاد تشکلات طلاب بر شانه های آنها استوار گشت.

 تمام نیرو های رزمی طالبان، که از استان های شمالی کشور، عمدتا به استان کندز عقب نشسته بودند، توسط قوای هوائی پاکستان طی پرواز های شبانه از طریق پل هوایی میان کندز – جلال آباد- و کندز پشاور با رعایت سلسله مراتب نظامی افراد از محاصره نیروی های دولت اسلامی فراری داده شدند. ملا داد الله، که چندی قبل در قندهار به قتل رسید یکی از همین جمله افراد است که بعد ها از برجسته ترین محور های انسجام دوباره طالبان گشت.

عین ماجرا در قندهار، تکرارشد. به قول خبرگزاری ها در آنجا به تعداد 25 هزار تن نیرو های رزمی طالبان، و سران بلند رتبه ایشان به محاصره افتیده بودند، که به گونۀ مرموز همه جان به سلامت بردند!

 تمام اینها در حالی اتفاق افتاد که در آن شب و روز، سراسر قلمرو فضایی کشور در کنترول هواپیما های جنگی  و اکتشافی امریکائیان بود و ایشان قادر به کنترول پرواز حتی پرنده گان بودند، اما ملا عمر و بقیه سران طالبان به سلامت از طریق پل های هوائی به نقاط امن منتقل شدند!

 اینجاست که میتوان تمامت نمایش بن را یک کودتای سپید، برای براندازی ساختار پراگنده ولی مقاوم که سالها در برابر لشکریان جاهل پاکستان و مزدوران داخلی آنها پایداری و ایستاده گی نموده، و سدی در برابر عملی گشتن استراتیژی های ویرانگر ابر قدرت ها بودند، خواند!

 ساختاری که تا زمان خلعت شاهانه به برکردن کرزی، از اعتبار دپلماتیک برخوردار است، و در مهم ترین تشکل بین المللی نماینده داشت، برخلاف تمام اصول و موازین دپلماتیک و اخلاق بین المللی، فدای نسخه بدل گروه متحجری میشود، که با هفت سر از هفتاد آبشخور آب میخورند و جاده صاف کن هر متجاوز و استعماری بودند و هستند!

به هرتقدیر، همایش بن که درحقیقت  زادۀ ذهن استعمارگران غربی وتداوم پیگیرهمان سناریوی دردناک دستگاه های جهنمی غرب درچهرۀ کریه ترین موجودات دهۀ نود سدۀ خونباربیستم یعنی گروه متحجرطالبان با حمایت ومداخلۀ   آشکاررژیم نظامی گر پاکستان، وهابیت ضد تمدنی سعودی وسایرشیوخ مرتجع امارات عربی، بود؛ این باردرچهرۀ رنگ باختۀ دمکراسی وارد کارزارمبارزه گردید تا دریک ترفند سیاسی به ظاهرقانونمند در انتقال قدرت سیاسی به نفع فرمانبران داخلی خویش دست بازتری داشته باشند.

پس، اهداف همایش بن، ازنخستین روزهای پیش ازتدویرخویش با ترکیب وحضورگروه های ویژۀ مخفی وآشکاردربن برای اهل بصیرت سیاسی ومتعهد جامعۀ ما که دربازاررقابت وطن فروشی هیچگونه نقشی نداشته اند، کاملاً مشهود وآفتابی بوده ودراین راستا با بیان دید گاه های خویش پیش ازپیش ابرازرأی نموده اند.

حال با گذشت بیش ازهفت سال ازماجرای کاذب بن وپیامد های ناگوارتشدید بیش ازپیش بحران خونین افغانستان؛ چهرۀ مشکوک دیگری زیرنام وحید وحید الله ازهمان سکوی مشکوک ژرفش دشمنی(یونما) داخلی کشورما، سربلند نموده وبا گستاخی ابلهانه خویشتن را طراح ماجرایی معرفی میدارد که بجزجفا دربرابرملت افغانستان پیامد دیگری نداشته است. اما، با این چهرۀ حق بجانب که اگردرطرح ماجرای بن دست کاری منفی صورت نمیگرفت، گویا جامعۀ ما از چمبرۀ وحشتناک بنیاد گرایی ومخدربیرون میگردید. این چقدرساده اندیشی کودکانه خواهد بود که بپذیریم که درنهان خانۀ  طراحان خون وخیانت دربن، فکری برای نجات افغانستان ازاین بن بست وسیاه روزی وجود داشته است.

به باورنویسندۀ این سطور، طراحان اصلی بن درطرح خویش هیچگونه زیانی را نصیب نگردیده اند. درحقیقت آنها به آنچکه می اندیشیدند، عملاً نزدیکترگردیده اند. زیرا دردرون مایۀ طرح بن که همانا برگشت طالبان دارای خط فکری درچهره های  خطرناکترظاهراً مدرنیته بود، عملاً به تحقق انجامیده وحال درصدد آنند که سربازان این خط فکری را که پاسداران اصلی حفظ کشت وتولید مواد مخدروبسته کنند گان دروازه های معرفت علمی اند، به پاسداری قانونمند این طرح بنیاد برافگن گماشته ودرسایۀ امن آن به آنچکه میخواستند بی دغدغه دست یابند.

لذا، آقای وحید وحید الله که خودرا مجری بهتراین کارنامۀ سیاه میدانند ومطمئین اند که سربازصادق بارگاه های جهنمی اند، نباید نگرانی ای دراین زمینه بخود راه دهند. زیرا درکشوری که راه رسیدن به کرسی امارت وریاست برای افرادی که درضمیرخویش جزویرانی دیگرتهِ مایه ای نداشتند؛ همواربود، برای آقای وحید وحید الله نیزممکن وهموارخواهد بود.

 ورنه در تفاهم نامه ها که گام های نخستین دولت دموکرات ساخته شده در بن را مشخص میساخت، مقرر شده بود تا بلافاصله پس از انتقال قدرت به ساختار فرا رسیده از بن، نفوس شماری عمومی صورت گرفته، و زمینه های انتخابات فراهم گردد. اما همانگونه که تیم دولت فرا رسیده از بن، به هیچ یک از فیصله های صورت گرفته در بن عمل نکرد، تا امروز به هربهانه ای متوسل شد و از نفوس شماری طفره رفت! آقای وحید وحید الله، که طراح برنامۀ بن هستند ، تا امروز کجا بودند و چرا در برابر خلاف ورزی های تیم دولت و متحدان غربی اش خاموش ماندند که امروز پس از هفت سال، متوجۀ عقبگرد های هولناک منادیان نجات کشور گشته، و سر از رسانه ها بیرون کرده اند؟

 نتیجه اینکه همانگونه که کرزی ، خلعت باد آوردۀ ایرا به بر کرد، آقای وحید وحید الله، به احتمال قوی که جانشین او در تغییر و تحولات آتی خواهد بود! و بار دیگر تنها نام ها ، عناونین و القاب ، چهره ها و الفاظ در صحنه سیاسی کشور ما تغییر خواهند یافت، اما اوضاع و احوال اجتماعی – سیاسی به روال گذشته ، در محور منافع کشور های ذیدخل و دست نشانده های داخلی آنها،که از پایگاه منافع قومی – قبیلوی به مسایل می نگرند؛ خواهد چرخید و پایان شب سیاه ما سیاه تر خواهد بود.

احمد بهار چوپان   2008-11-16

موضوع بحث :

اسم نظردهنده  :

-------------------------------------------- نظرات شما  ----------------------------------------

 Date :2008/11/19  دشنه ی خراسانی
سلام آقای احمد بهار عزیز! آنچه که شما گفته آمدید نمادی از همان حقایقیست که در پس پرده ی معاملات سیاسی و زدو بند های نامشروع در میان معاملگران و دستنشاندگان استعمار بر حسب معمول اتفاق میافتد.و اما آنچه که من از گفته های جناب شما برداشت کردم این است که شما توقع دارید از قبیله و یا بهتر بگویم تبار شاه شجاع که وطن فروشی درون مایه ی سرشت اوست، ابومسلم خراسانی ای بار آید که استوره ی سلحشوری با شد که این تا قیامت واقع نخواهد شد مطمن باشید.

 چرا که هرگز تاریخ شاهد چنان معجزه ای نبوده است که گرگی آدمی بزاید. یعنی اینکه شما توقع نداشته باشید که مزدوزان استعمار استعداد آنرا داشته باشند تا آزادمنش زندگی کنند. موقف این طایفه در طول تاریخ از جانب استعمار تعیین گردیده است و آن عبارت است از فرمان برداری و غلامی برای بیگانگان و استعمار و در این طرف قضیه ظلم بر مظلوم. موفق باشید.