پرتال  نازی ها

 برای دومین بار یکی از اعضای خود را توهین و تحقیر کرد.

 

م – فرهنگ دوست ( هروی)

 وای به روز کسی که از خط فاشیسم عدول کند. 

 در کابل پرس مطلبی با عنوان " آیا خانم نادره کسی غیر از معروفی است؟" توجه مرا بخود جلب کرد. روی آن کلیک کردم دیدم نویسنده مطلب آقای عطا خیل است که گذرش به پرتال بی حال و احوال نازی های افتاده و متوجه میشوند یک توهین نامه کهنه را که پارسال معروفی نوشته بود حالا از نو با نام یک خانم بنشر رسانده اند.

البته آقای عطا خیل به جنبه حقوقی مسئله پرداختند و اضافه میکنند:

" آیا درین دنیای آزاد امروز شکستن قواعد روزنامه نگاری و زیر پا نمودن عادی ترین نورم های پذیرفته شده رسانه ئی میتواند جزائی داشته باشد؟ واگر جزا دارد چه نوع جزائی؟ "

باید گفت گردانندگان این گندیده خانه پایبند هیچ قاعده و قانونی نیستند آنها برای رسیدن به اهداف شوم خود حاضرند همه قوانین دینی دولتی را زیر پا بگذارند. بطور کل همه فاشیستها ی گیتی خود را ما فوق همه قوانین میداند چه رسد به اینکه این قانون ساخته دست بشر باشد.

بنظر من اصل این موضوع از جای دیگر آب میخورد. گردانندگان پرتال قصد زدن و تحقیر کردن معروفی را دارند. این معروفی است که یا کنس است و نمفهمد یا خود را ن افهمی میزند. اگر یاد شما باشد چند وقت هم پیش مطلبی از سیستانی در آنجا نشر شده بود که در مستقیما به معروفی حمله کرده بود. انجیر معروفی را نلدوان خطاب کرده تا دلش خواسته بود به تحقیر توهین معروفی پرداخته بود. معروفی هم بیکار نشسته یک پاسخ جانانه نوشته بودند و برای نشر به پرتالک روان میکنند. آنها هم بر اثر بی دقتی آنرا نشر میکنند. تقریبا یک الی دو روز در آنجا نشر شد. مثل اینکه با پیام یا تذکر آقای سیستانی فورا از صفحه پرتال حذف و روانه ابدیت شد. این موضوع در سایت آزمون ملی هم منعکس شد.

مدیر سایت مذکور خطاب به مسئول پرتال پرسیده بود چرا مقاله آقای معروفی را حذف کردید؟ و پرداخته بودند مسائل حقوقی این قضیه. مدت یک ماه این پرسش مفصل همراه با تذکرات بسیار در صفحه اول آزمون ملی بود اما هیچ پاسخی به آن داده نشد. حالا هم عین قضیه است منتها این دفعه این ضربه از طرف ولی احمد نوری ترتیب داده شده. در این قضیه یک تیر و چند نشان در نظر است.

نخست اینکه معروفی را یک نام زنانه داده اند. که این از نظر قبیله چی های زن ستیز بسیار قبیح است. از نظر مردم منطقه این بزرگترین توهین است که یک مردم را توصیف زنانه کند یا اسم یک زن را بر روی طرف بگذارند. در کل در کشور ما و منطقه متاسفانه مرزهای زن و مرد بسیار پر رنگ است. بخصوص از دید قبیله سالاران . یعنی اینکه بین آنها فرقی بسیار قایلند. از نظر من سوای خصوصیت های جنسیت زنانه و مردانه هیچ فرقی بین زن و مرد نیست جز اینکه زن بچه به دنیا می آورد اما مرد چنین توانی ندارد.

اما از نظر قبیله سالاران و بعضی از مردم عقب مانده زن موجودی ناقص العقل است که هیچ وقت قادر به ادامه زندگی بدون یک ارباب بنام مرد نیست. قبیله سالاران حتی زن را جزء وسایل شخصی حساب میکنند و حقوق انسانی برایش قائل نیستد. مثلا حتی من دیدم قبیله چی ها در چنگ های زبانی به هم دیگر میگویند: من تو را زن خود هم حساب نمی کنم. یعنی اینکه تو در بی ارزشی از زن هم پائین تر حساب میشوید.

آقای نوری اگر واقعاً قصد تحقیر کردن معروفی را نداشت لااقل مقداری آن دشنامه را دستکاری کرده و تغییر میداد. تا کمتر کسی متوجه شود. اما او عمدا عین مطلب را فقط با دادن یک نام زنانه به نویسنده آن دو باره نشر کرده تا خوب معروفی را شیر فهم کرده باشد. البته بجای واژه ترکیبی " شیر فهم " گاهی وقتها واژه دیگری( خ- فهم ) بکار میبرند اما من چون عادت به کاربرد واژه های توهین آمیز ندارم از آن دوری میگزینم.

شاید نزد دوستان این پرسش پیدا شود چه دلیلی دارد نوری مستقیما به معروفی حمله کند. دلیل بسیار است که در درون پرتالک مخفی میماند اما آنچه در بیرون ما میبینیم عمده آن تغییر و تحول در اندیشه های آقای معروفی است. ایشان تازگی های بسیار از واقعیتها تاریخی برای شان روشن شده که باعث عقب نشینی ایشان از مواضع تند قبلی شده. یکی از آنها قبول اینکه زبان فارسی در افغانستان و ایران یکی است. که من در مقاله قبلی خود به آن مفصل پرداختم. این ضربه برای آقای نوری غیر قابل هضم و تحمل بود. این تغییر فکری معروفی احتمالا در گفتگو های این دو نفر شاید قبلا ها هم تبارز پیدا شده اما از ابراز آن خود داری می ورزیدند. و الا دلیل ندارد دشنامه نامه سیستانی به معروفی را در پرتال با کمال شجاعت نشر کنند اما از نشر پاسخ معروفی به آن ابا ورزند.

حتی به یقین میتوان گفت آن دشنام نامه سیستانی را نوری برای سیستانی سفارش کرده باشد. چون نوری عادت دارد به نویسنده ها سفارش میدهد. چیزی که این جا خیلی واضح است چالاکی و زیرکی نوری و ساده لوحی معروفی است. نوری آنچنان خنجر خود را میزند که معروفی آخ هم نمیتواند بکشد.

دوم: هدف دیگری که نوری دارد و آن اینکه معروفی را نزد مردم و دوستان و آشنایان او هم بی حیثیت کند. حالا این فکر به مخیله تعدادی مراجعه کننده به پرتال پیدا میشود که این معروفی عجب مرد نادانی است. آنها خواهند گفت این نیرنگ بازی بچه گانه کار بچه ها است نه کار آدمی که ادعاهای کلان دارد و به دیگران مشق حقه بازی میدهد. نوری دقیقا همین را میخواهد تا معروفی نزد همه یک بچه کودن جلوه کند.

احتمال بسیار ضعیف وجود دارد که خود معروفی این مقاله را با نام زنانه برای نشر دو باره روان کرده یا پیشنهاد کرده باشد. نوری هم که خیلی وقتها به دنبال راهی برای زدن معروفی بوده از این فرصت جانانه استفاده کرده. در واقع نوری تبل رسوایی معروفی را به دست خود معروفی زده است. اگر واقعا قصد رسوا کردن او را نداشت باید برایش گوشزد میکرد که آقای معروفی این نیرنگ های خیلی ساده است و کهنه شده همه متوجه میشوند آبروی که نداریم همان نیمه هم میرود. البته من یقین دارم مقاله را معروفی نفرستاده.

سوم : اما هدف بعدی نوری از نشر دوباره این دشنام نامه نبود مواد نشراتی در پرتال است. به احتمال زیاد آقای معروفی به نور در مورد این تحقیر اعتراض کند که صد البته نوری هم همین دلیل نبود مواد نشراتی را که یک واقعیت در پرتال شان است عنوان خواهد . با توجه به اینکه نوری از معروفی عقده دارد و در عین حال او را آدم ساده میپندارد احتمال دارد برای خام کردنش چند مزخرف دیگر را به عنوان دلیل برایش سرهم کند. که باید گفت همه شان باطل است.

حال باید دید صبر معروفی چقدر است. چقدر این تحقیر ها و توهین ها را تحمل خواهد کرد. البته قوم افغان کمتر تحقیر را تحمل میکند. مگر اینکه سود خیلی بالای برایش داشته باشد که در این قضیه هیچ سودی جزء حقارت نصیب معروفی نمیشود.

بیداری و هوشیاری را برای همه آرزو میکنم.

Farhangdost_af@yahoo.com