تبصره بر مصاحبه خانم سیما ثمر باتلویزیون طلوع
نویسنده:(  عطاخیل)

خانم سیما ثمر

نه وحدتی بود  ونه هم راوا ئی

چرا چپی های افغانستان ازگذشته خویش عار دارند؟

نام خانم سیما ثمر بعداز حوادث یازدهم سپتمبر وسقوط طالبان بیشتر در مطبوعات داخلی وخارجی مطرح شد. اما این خانم قبلا نیزبعنوان یک فیگور سیاسی مطرح بود.

ایشان اکنون ریاست را عهده دار استند بنام کمیسون مستقل حقوق بشر افغانستان. نیمخواهم پیرامون این کمیسون و چند وچون آن ونظریات مخالف وموافق در باره آن درین مقاله بحث داشته باشم.

بحث این مقاله عمدتا روی موضوعات فکری تمرکز دارد که ایشان در مصاحبه خویش باتلویزیوین طلوع فرمایشات داشته اند .

خانم سیما ثمر نظر به ادعاهای سایت پیام زن وی یک از اعضای برجسته سازمان جمعیت انقلابی زنان افغانستان که مخفف انگلسی آن راوا میباشد بود.

وی خدمات خیلی ارجناک را در بخش تاءسیس مکاتب به اطفال مهاجر افغان خصوصا دختران افغان بااستفاده از کمک های خارجی به سازمان راوا در کویته پاکستان انجام داده است.

دوسال قبل درسایت کابل پرس برخلاف انتظار ازعضویت خانم سیما ثمر در شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی افغانستان پرده برداشته شد.

ولی خانم سیما ثمر در تازه ترین مصاحبه خویش باتلویزیون طلوع چنین موضوعات را بکلی رد کرد.

نظر به این مصاحبه خانم سیما ثمر ادعا دارد که وی نه راوائی بود ونه هم وحدتی.

هر چند پرسش های خبرنگار بیشتر روی گذشته سیاسی خانم سیما ثمر می چرخید ولی او خیلی اکراه داشت که درین زمینه سخن بزند. خانم سیما ثمر حتی در آخر نیزناخشنودی خویش را از نحوه این پرسش ها بیان کرد.

" من توقع سوالات خوبتر ازینها را داشتم"

توقع خانم سیما ثمر از خبرنگار تلویزیون طلوع مطرح ساختن سوالات کلیشه ئی وقبلا ساخته شده بود که بوی کمک میکرد تا در انظار مردم جلوه نمائی کند

خانم سیما ثمر از سوالات که به گذشته سیاسی وی ارتباط میگرفت ناراض به نظر رسید. به عقیده خانم سیما ثمر نباید خبرنگاران آنچه که خود وی نمی پسندد از وی بپرسند.

خانم سیما ثمر با دل ناخواسته از روابطش با قدرتمندرین جنرال وقت ارتش پاکستان جنرال موسی که از هزاره های پاکستان بود پرده برداشت.

وی گفت که جنرال موسی در اصل از جاغوری افغانستان بود که پدرانش در عهد امیر عبدالرحمن جبرا به کویته تبعید شده بودند. وی درباره گذشته سیاسی واندیشه سیاسی اش در دوران مکتب فرمودند که ایشان یکی از طرفداران تأمین عدالت اجتماعی و محو تبعیض های نژادی وجنسی بودند. اما درعین حال هیچ گونه وابستگی سیاسی به هیچیک از احزاب وقت نداشتند.

خانم سیما ثمر فرمودند که در دوران که ایشان در لشکرگاه دانش آموز بود آنوقت ها هیچ خبر از سازمان راوا درمیان زنان ودختران جوان آن روزگار نبود بنابرین هیچ رابطه فکری وسازمانی با راوا ندارد.

دیدن این مصاحبه مرا به یاد مصاحبه محترم داکتر رنگین اسپنتا انداخت که وی نیز افکار سیاسی گذشته خویش وتعلق سازمانی خودش را با جریان شعله جاوید ناشی از خام بودن و نداشتن تجارب سیاسی در آن دوران عنوان کرد وبیشتر علاقمند نشد که راجع به آن دوران حرف بزند.

همان بود که سایت های چب دموکرات یکسر ه به او تاختند ووی را مرتد سیاسی وسازشکار امپریالیزم به باد دشنام گوئی وناسزا گوئی گرفتند.

حال سوال اینجاست که این دوستان ما چرا اینقدر ازگذشته خویش پشیمان اند؟

اگر واقعا ایشان پشیمان باشند چرا مانند اسحق نگارگر اکرم عثمان رهنورد زریاب لطیف ناظمی وغیره بزرگانیکه جریان چپ کلاسیک را در افغانستان به نقد کشیدند این عالی جنابان نیز چنین نمیکنند؟

اسحق نگارگر طی ارسال یک نامه ئی شدیداللحن به جمعیت انقلابی زنان افغانستان نوشت که وی و شادروان انجنیز عثمان یکی از استاتید برجسته ریاضیات درکشور همان دوره ایکه زندانی شدند به باطل بودن این مفکوره پوچ پی بردند. سازمان راوا وپیام زن آن نوشته را بیشتر یک فحشنامه توصیف کرده است تایک مقاله انتقادی.

درآن نامه آقای نگارگر از راوا خواسته است که بیشتر نباید خودرا بااین شیر نر که منظورش خودش است درجنگ های قلمی در آویزند زیرا وی به تمام عیوب اندیشه چپ کلاسیک خصوصا در افغانستان آگاهی دارد بناء راوا نباید پا زا ازگلیم خویش فرا تر نهد .

همان است که بعداز انتشار آن نامه سایت پیام زن اسحق نگار گر را نرشیر نگارگر مینامد.

فعلا آقای نگارگر یکی ازشخصیت های نظریه پرداز درعرصه جامعه شناسی در تلویزیون ها وسایت های مختلف افغانی مطرح میباشد.

اما چرا این دوستان مانند خانم سیما ثمر و داکتر اسپنتا با ملت خودشان صاف وشفاف حرف نمیزنند؟

اگر چپی بودن در افغانستان ننگ است پس چرا باید اصلا چپی بود؟

آیا چپی بودن صرف معنای بیدینی والحاد را میدهد؟

بعبارت واضحتر اگر ملت نمیخواهد که جریان چپ بمعنای کلاسیک آن در کشور باشد آیا میشود که بااین مانورها وپنهان کاریها ملت را بفریبیم؟

آیا صرف معنای سیاست درقاموس این دوستان ما فقط دروغ گفتن وپنهان کاری است یاالنکه معناهای دیگر نیز دارد؟

طوریکه دیده میشود در جریان های مخالف گروه های چپی که همانا مجاهدین احزاب به اصطلاح بنیاد گرا باشد چنین چیز را ما نمی توانیم مشاهده کنیم.

یک مجاهد ازگذشته جهادی خویش هیچگاه پشیمان نیست. وی باافتخار تمام از تنظیمش وراه روش که قبلا انتخاب کرده بود با جرأت سخن میگوید ومی نویسد.

او چیزهای دارد که باید به آن افتخار کند. باوجودیکه جنگ های میان تنظیمی این گروه ها خاطره های تلخ را دراذهان تداعی میکند ولی بازهم این طبقه از مردم نمیخواهند هویت سیاسی خویش را کتمان کنند.

حال که خانم سیما ثمر ریاست کمسون مستقل حقوق بشر را عهده دار است چرا بامردم شفاف حرف نمیزند؟

برداشت کلی این است که ایشان شاید از بازیهای نچندان صادقانه سیاسی وآنهم پشت درهای بسته خوف دارند که مگر افشا نشود. آیا چنین چیز میتواند در دنیای مدرن امروز ازچشم خبرنگاران پنهان بماند؟

آیا خانم سیما ثمر از افشای اسناد محرمانه اشخاص وافراد که به این وطن صادق نبودند نمیتواند درس عبرت بگیرد؟

درضمن میخواستم در آخر از آخرین سفرشان به کشور ناروی ومذکرات محرمانه یشان بامقامات آنکشور از ایشان باید پرسیده شود که نتیجه این سفر شما چی بود؟

زیرا ادعاهای که تعداد از سایت های بظاهر مخالف ایشان کرده اند که گویا ایشان ازبین همه طوایف واقوام مهاجر بی سرنوشت در کشور ناروی صرف به داد یک قومیت خاص رسیده گی کرده اند که آنها از همان تبعید شده گان عهد امیر جبار تاریخ بوده اند که فعلا بااهل وعیال خویش در دیاران کویته بلوچستان زیست مینمایند وتابعیت پاکستانی دارند.

یاهو