|
برگرفته شده ازسایت خاوران غلام شاه قزلباش تبصره برنوشتۀ «یکبار دیگرپرواز پرستوها در آسمان آبی دریا» وتبصره بر
از آنجائیکه ماجوانان دانشگاهی وطن، ودورافتاده ازیاران ِ همباور و رهنمای خود که درممالک مختلف بیرونمرزی قرار دارند، ناامید از دسترسی به انواع آرزوهای نیکی که داریم ونبودامکانات درداخل کشورکه از بد ِحادثه ونگون بختیهای پیهم، از توصل به صدها وهزاران امکان آموزشی علمی وسیاسی زودرس ومهیا درسایتهای انترنتی وکتابخانه های مجهز در بیرون ازوطن محروم مانده وامکان مراجعه به این منابع آموزشی را طوریکه می باید متأسفانه نداریم، اگربرهنه وصاف بگویم از خوشیها درین چار روز زندگی سراسر محنت جز رنج، وازکتاب جز چند کتاب کهنه وتاریخ زده چیزی نداریم وندیده ایم یقین داشته باشید که گزافه گویی نکرده ایم، واز سوئی هم ناچار وناگزیریم که گاه گاهی سر به این ویا آن منابع اطلاعاتی بزنیم تااگر شود که با استفاده از نظرها وپیامهای گره کشای دانشمندان بیرونی خود گرهی از هزاران گره های کور، دردناک ومشکل جامعه خود بکشائیم وهم اگرخدا بخواهد که مردمان وطن عزیزخودرا ازین همه دخمه های تاریک وپرخم وپیچ وحشت، فاشیزم، تروریزم به سوی انوار اتحاد وهمبستگی رهنمائی کنیم. ماباید از پول بخور ونمیر فامیل مقداری ازآنرا به اطاقکهای انترنتی غیرمجانی بپردازیم تااگر بتوانیم که ازرهنمائیهای دانشمندان خارج ازکشور چیزی بیاموزیم. ولی باهزاران تأسف آنچه اکثراً به وقوع پیوسته اینست که این اطاقک هارابعد از صرف وقت وپول باکمال ندامت وپریشانی بدون اندکترین دست آوردی ترک گفته ایم وبا دلتنگی ویأس فراوان راهی امور زندگی روزمره خود شده ایم. وچه بسا اگر چیزی هم آموخته ایم مطاع کس مخری بوده است که به توتی نمی ارزیده یعنی چیزیکه ما خود در گیر و دارها وسیاست بازیها وکشمکشهای سیاسی درکابل درد دیده ومخروبه ازآن گوش وبینی پرومالامال داریم. روشنفکران ودانشگاهیان دارند که از روی ناچاری ونبود مواد برای کسب معلومات آهسته آهسته با اکثریت سایتهای انترنتی بیرونمرزی آشنائی حاصل میکنند وتا اندازه ای هم توانسته اند که حق را ازباطل دربسیاری از مسائل تمیز بدهند، وحتی نویسندگان صادق وخائن به مردم وکشور را چه در داخل وچه دربیرون تا حدودی حدس بزنند ودرک کنند، بعضی ازسایتهارا درمجموع دوست بدارند واز بعضی هم بنابرداشتن روحیۀ ضد وحدت واحساس بوی خیانت به وحدت ملی درلابلای نوشته هایشان روگردان باشند. اگر صادقانه ودلسوزانه اظهار نظرکنم درسایت « افغان جرمن آنلاین » به نویسنده ها ومضامینی برمیخوریم که از هر سطر آن غیر از تعفن افتراق، دروغ، بهتان، جعل وفاشیزم دیگر چیزی حاصل نمیگردد که جای خیلی ها تأسف و ناامیدی میباشد. بعضی از نویسندگان این سایت اگر بتوانند که بردیگران تهمت بزنند ویا اگر بخواهند که پا ازحدود نوامیس وحقایق ملی فراتر بگذارند ویا براشخاص ونوشته های دیگران دردیگرسایتها تجاوزکنند یقیناً روگردان نیستند وآمادگی کامل ذهنی این خیانت ملی را دارند، که البته کار شایسته درخور مقام، وبا درک از وجائب ملی واحساس مسؤولیت درین اوضاع واحوال پیچیدۀ وغم انگیز امروزی کارخردمندانه و وطنپرستانه نمیکنند. امابرای ما خوانندگان جامعۀ دانشگاه ودگر روشن فکران بنابر دلایل بیشمار چون روز روشن است که این گروه بیمارغرق درعقده های خود کم بینی ومردم کم بینی فاشیستیء شده اند که جای بسی تأسف ودرد میباشد. امروز زیادتر از پنجاه فیصد جوانان از روال نوشته های تعصب آمیز، نوکرمنشی ودروغگوئی این گروه اجیر در پخش ونشرمقالات نفاق انداز بدون اینکه نامی از خود ببرند به خوبی میدانند که این گروهک اجیر کی ها باید باشند. که بهر صورت کار شایسه ای نیست وتوقع ماخواهران وبرادران شما ازشما، دریافت ارزشهای بالاتر و والاتر ازین هرزه گوییها میباشد. گمان ما ازروشنفکران این بوده وهمیشه میباشد که با تمام دلسوزی مداوای دردها ورنجهای مردم ووطن خود باشیم ودر تکاپوی راههای ایجادوحدت بین الاقوامی یک جا ومتحداً کمر همت ببندیم، ولی نه وبه هیچ نه در ازدیاد وایجاد اختلاف دیگری درجمع اختلافات موجود، وگمراهی های هنوزهم زیادتر به این سیه روزیهای ما. مثلاً اگر موضوعی را نقد می کنیم ویا اگرمضمون کسی دیگری را به حساب نقل قول در نظر می گیریم باید این قدم ها ومراحل را با کمال امانتداری نقد ونقل کنیم یعنی درست آنچه راکه از سالها در تمام جهان ودرمیان تمامی دانشمندان ونویسندگان جهان معمول است، مراعات نموده و این همه را خیلی دوستانه وعادلانه درچوکات حق خود وحق دیگران باحفظ ادب، صداقت واعتراف برحقایق مراعات نمائیم. نقد باید دریک چوکات معین وبا مضمون معین صورت بگیرد ودرست چیزیکه درین سایت (افغان جرمن آنلاین) وبا تأسف ازطرف بعضی از نویسندگانش مراعات نمیگردد. به طور مثال و یک نمونۀ کوچک مثلاً وقتیکه محترمه خانم نیلاب سلام از یک قسمت ویاتمام داستان محترم آقای قادرمرادی نقل قول میکنند بایدصادقانه در فکر این می بودند که نباید چیزی ازخود در مضمون دیگران وارد کنند ویا حق نویسنده را ولو اگر یک علامه ویایک حرف هم باشد ازیاد ببرند ویانوشته کسی راغافلگیرانه بدزدند و آنهم به فکراینکه کسی خبر نمیشود وبه این صورت مزدکار انجام شده ازطرف دیگران رابه کیسه خود بریزند، وحتی اگر یک کلمه ای ازخود در کلام دیگران اضافه نمائیم ویا از علایم مربوط مانند کوتیشن ها وغیره طوریکه نویسنده به کار برده است چشم پوشی نمائیم باآنکه شاید به نظر بعضیها کوچک شمرده شود اما در قضاوت کلی، تجاوز ازحدود خود به مرزهای دیگران، و دزدی شمرده میشود، اگرچه ناچیزو کوچک است ولی باعث فضیحت وسیه رویی شخص میگردد. امید است خواهر مهربان مامحترمه خانم نیلاب سلام متوجه این نکات باشند چه نویسنده در تهیه فلان وبهمان موضوع زحمت کشیده وصرف وقت نموده است وهم میخواهدکه تمام نتایج خوب وبدآن داستان وفلان نوشته اش مربوط به خود نویسنده باشد نه به کس دیگر. درمورد کلمات ”افغان اصیل»، افغان و ”افغانستانی” نویسندۀ پورتال «افغان جرمن آنلاین» چنین قلم فرسائی وتبصره نموده اند: « اینک که جنگ کاملاً فتح گردیده و”افغانستانیها ” مصروف مکیدن زخمهای خود اند دوخانم عقده مند نو از خواب سنگین برخاسته اند....». حال با نظرداشت صفای وجدان وبیطرفی کامل ببینید که درکجای جهان وچه کسی غیر ازهمین نویسندۀ بی ادب ومریض درهمین پورتال مبادرت به تحریرسطوری به این فضیحت و خباثت میکند، یقیناًدرهیچ جای دیگر مگراینکه نویسنده یک شخص ذلیل، مزدور، حیوان صفت وکوچه گرد بوده باشد وما جوانان دانشگاه این شخص را بادلایل زیادی میشناسیم. حالانکه اگر حتماً باید بی انصافی وبی ادبی میکردند که اصولاً نباید، میتوانستند که به عوض جملۀ « مکیدن زخمهای خود » انسانانه وبا آنکه نباید، باید ازجملۀ مداوا کردن استفاده می بردند. چونکه مکیدن یا لیسدن زخم به منظور علاج از طرف آدمها صورت نمی گیرد، آدمها خودرا تداوی میکنند و از حیوان کار دیگری غیر از مکیدن انتظار برده نمیشود وهمچو جمله ایرا به این وقاحت وبی شرمی یقیناً درهیچ جائی برای انسانها نشنویده اید اما همچو گستاخی ها از طرف بعضی ازنویسندگان سایت (افغان جرمن) امر معمولی شمرده میشود. این یک نمونه ای کوچک ازادب و اخلاق یکی از نویسندگان این سایت است (البته که ما به دیگر نویسندگانش احترام میگذاریم). و آرزوییکه ماخوانندگان سراسر جهان، مخصوصاً دانشجویان کابل از یک سایت هموطن خود درین اوضاع واحوال کشور وجهان داریم اینست که بیشتر ازپیش تشویق شویم وبا کمال میل از پیشکسوتان خود چیزی بیاموزیم ومشترکاً دردهای مردم خودرا مداوا کنیم نه اینکه دروغ ودشنام بیاموزیم وبرمشکلات خود بیافزائیم. مشکل باید به نرمی ومنطق رسا حل گردد. منطق رسا با تجربه ازگذشته وحال برای هر مشکلی درآینده راههای حل بیشماری در پی دارد. کدام جنگ فتح گردیده است؟ واگر مراد شما ازجنگ تبادل نظرها وارائه دلایل وانتقاد از طرز حکومتداری ومنافع ملی درکشور وبیرون از کشور بوده باشد که یقیناً بوده است، آنزمان دیگر به مردم جهان وهموطنان روشن است که اقوام غیر افغان این کشور چه میخواهند وچرا از فاشیزم وطن فروش شکایت دارند؟ (فاشیزم کلاسیک جهان کشا ودرپی اشغال ثروت وخاک ممالک دیگر بود ولی باهمه دنائت وخشونت جهان کشا بود وادعاهای بلند داشت، اما وطنفروش ومزدور انگریز، روس پاکستان وامریکه نبود ولی فاشیزم افغانملت جدیدترین وذلیل ترین نوع فاشیزم درسراسر جهان است) وکدام جنگ فتح گردیده است؟ آیا تبعیض، نظام تک قومی، زدوبندهای غیرملی وهر فیصلۀ مردمی کشوری تک وتنها وبه خواهش سران یک قوم به معنی فتح جنگ است ویا آغاز جنگ وطنخواهی، حق خواهی ومساوات است؟ آیا این جنگ برای تمام مردمان کشور فتح شده است ویا برای چند فاشیست عقده مند، خودکم بین، جاسوس وخودبین ومریضانیکه که از کردار وگفتار ایشان بوی خون می آید، دیگر برای چه کسانی حل شده است ؟ ودوم اینکه چرا دفاع ازحق را جنگ بنامیم درحالیکه جنگ حق وباطل تا جهان است ادامه دارد ومبارزه علیه باطل امرخدا وپیامبر اسلام است. ولی تمام مشکلات فقط وقتی خاتمه می یابد که حقداران ملیونی به حقوق خودها برسند. ولی جنگ حق وباطل درین کشور وبرای هدایت به راه راست حق وعدالت هنوز به جدوجهد وطن پرستان واتحاد طلبان برضد تفرقه افگنان، مزدوران استعمار ودشمنان اقوام تحت ستم ازسالها تا امروز دوام دارد وباید تا بدست آوردن عام وتام حق درتمام وجوه آن ادامه بیابد، وبدانید که ختم نشده است. این جنگ وقتی خاتمه می یابد که مشمولین همه اقوام کشور به تمامی حقوق فرهنگی غضب شده، آزادی ومال وملک گرفته شده ایشان از طرف وزارت قبائل به دستور دولتهای مزدور وقت تا امروز درخراسان واپس مسترد شود ومتجاوز از سرزمین های آبائی ایشان رخت سفر ببندند و برای خود تاریخهای جعلی آماده نسازند. محترمه خانم نیلاب سلام ومبصر پورتال، ناخودآگاه اعتراف کرده اند که واژه های ”افغان اصیل”، افغان، افغانستانی واقعیت داشته وازآن چنین فهمیده میشود: ”افغان اصیل” یعنی گروهی از هموطنان ما که به زبان پشتو گپ میزنند. واین گفته ایشان را با تمام میل همه یکسان قبول داریم، و با تأئید از گفتار ایشان درتمامی نقا ط افغان ستان کسی نیست که ”افغان اصیل” یعنی پشتوزبانان کشور رابه نام دیگری غیر از (اوغان) بشناسند واین ها به نظر تمام توده های مردم اوغان یا همان اوغان اصیل میباشند که استثنأ ندارد. وافغان غیراصیل مردمانی ازباشندگان شش هزارسالۀ این سرزمین میباشند که حکام وقت پشتونی به مشورۀ باداران استعمارگر شان این واژۀ غیرواقعی وبیگانه را از قوم دیگربه اقوام بومی یا به اصطلاح محترمه خانم نیلاب سلام به (افغانان غیر اصیل) خلاف خواست این اقوام فارسی زبان وترک زبان توسط لوله تفنگ استبداد بالجبرتحفه داده اند، ومحترمه خانم نیلاب سلام این حقیقت را در نوشتۀ ایشان به وضاحت نشان داده اند. مردمان غیر پشتون تاجیک ها، هزاره ها وترکها که قرنها زمامداران خراسان زمین بوده اند، برای وحدت خود بادیگر اقوام جدیداً تشریف آورده همه خراسانی بوده اند وخراسانی نامیده میشوند. اکنون از خاطر گل روی این تحفۀ کس مخر وبالجبر برسر غیراوغان ها کلاه عاریتی وناموزونی گذاشته شده که امروز دیگرباید در گذرنامه ها واسناد خود کلمۀ افغان را به کار ببرند که حل آن بیشتراز دو راه، راه سومی ندارد: در طویل المدت وبرای ایجاد یک وحدت مستحکم، وریشه کن کردن فاشیزم افغانملتی وابسته به دشمنان این خاک، همۀ باشندگان کشور چه پشتون وچه غیرپشتون باید خودراخراسانی بدانند وبه تلاش مستمر خود درین ره ادامه بدهند وبرای تحقق این آرزو مراد دیگری غیراز یک اتحاد مقدس و دایمی تمام اقوام کشور مرادی نداشته باشند، اما تا بدست آوردن این مأمول مقدس که وظیفۀ مبرم پشتونها وغیرپشتونهای این خاک جهان آوازه میباشد، غیراوغان ها ”افغان ستانی” نامیده میشوند که ازآن غیر از شگوفائی ووحدت وپیغمبر دستوری غیر افغان ها چیز دیگر برنمیتابد ودرین ره دست از تلاش به منظور سرفرازی وآبادانی کشور ووحدت اقوام کشور برنخواهند داشت وتا رسیدن به این آرزو همۀ غیرافغان فعلاً «افغانستانی» اند وفردا با برادران پشتون خود یکجا برای ازمیان بردن تفرقه همه (خراسانی) می باشیم. درست همان چیزیکه بسیاری از پشتونهای وطن دوست وحق پرست به آن اعتراف دارند وآنرا یگانه راه وحدت وعدالت می نامند. حال سؤال به میان می آید که در پشت پرده های تیره وتار این اصطلاحات بی ارزش وکس مخر واتحاد شکن، چون «افغان ستان»، «افغان اصیل»، افغان غیراصیل، افغان ملت، پشتونیزم، تول افغان وغیره چه منظوری وبا چه کسانی پنهان گردیده اند وکدام پته خزانه ای، وبرای کدام قلم وقدم باکدام ممالک، وبرای چه در پی تشدید اختلافات ملی در میهن ما دست اندر کار تفرقه میباشند؟ که به نظر اکثریت مردمان غیراوغان کشور وبعضی ازبرادران شریف وحقپرست اوغان (غیرپشتونها پشتونها را طور عادی وبدون مکث اوغان میگویند شما اگر خود را پشتون می گوئید کسی کاری ندارد)، دلایل این همه چانه زدنهای پشت پرده وپشتوو پشتون بازی وغیره را چنانچه در محیط دانشگاهی کابل معمول است این چنین علت شماری میکنند: 1 ــ برای اینکه هویت قومی فرهنگی اقوام غیراوغان را به تدریج به کرانه ها تاریکی ازذهن ایشان برای نسلهای آینده ببرند که اصلاً دیگر ازخود نام ونشانی نداشته باشند و درهیچ امری ملی ازخود مقاومت نشان ندهند وازتمامی افتخارات تاریخی خالی الذهن باقی بمانند. این دسیسه را استعمارگران دربسیاری از تمدنها تجربه کرده اند. ولی به یقین که با پایمردی گردان ودلاوران درجنت خراسان به شکست وفضیحت دچار شدنی است. 2 ــ تا غیراوغان ها را از وابستگی طبیعی به افتخارات فرهنگی تاریخی ایشان جدا کنندتا میدان برای تاخت وتاز فرهنگ نو وبیگانۀ پشتون سالاری وفاشیزم ذلیل مساعدگردد و درتطبیق « نفاق بیانداز وحکومت کن » موفق بدرآیند. که انشا الله به ناکامی مطلق مواجه شدنی است. 3 ــ تا زمینه رابرای دگرگونیهائیکه استعمارگران بادار ایشان درین خطه درنظردارند، خطه ایکه از نظر استراتژیک مهمترین قسمت جهان نامیده میشود وبعد فاشیزم به حساب تقسیمات کلیله ودمنه صاحب لقمه نانی بزرگی شوند و عظمت خراسان با تمام داشته های گرانبهایش تکه تکه خورده شود وازمیان برود. زهی خیال باطل وخواب آشفته! 4 ــ تاغیر افغان های این کشور را بانیرنگهای مختلف آنقدر تلقین کنند که دگر کلمهء ازعظمت فرهنگی خراسان در خاطره نداشته باشند وبه تمامی ارزشهای قومی خراسانیان خط بطلان بکشند و اسرائیل ـ فلسطین دومی درین سرزمین به وجود بیاید. بازهم چه خیال باطلی، وچه حدس نادرستی که به فرزندان رستم دستان وافراسیاب جهان آوازه وداعیۀ بزرگ بابه مزاری مرحوم همچو معامله ای صورت پذیر باشد. 5 ــ تا فاشیزم همه داشته های باستانی دیگران را مال خود بدانند واگر نتوانند نابود کنند وانفجار بدهند وبه بیرون از مرزها به فروش برسانند، آنوقت تاصاحبان این فرهنگ عظیم را بدون گذشته ها تاریخی نشان بدهند وگویا آفتاب را با دوانگشت سیاه افغان ملتی خود بپوشانند که مگر این آرزوی ناپاک را به گور ببرند. 6 ــ چون ازخود چیزی ندارند بنابران تمامی داشته های فرهنگی دیگران رابشکنند، بسوزانند به گونۀ یک مثال خیلی کوچک مانند کتاب سوزیهای دوران آل یحی وبدست نعیم خان وهزاران آثار دیگر در زمان ظاهرشاه، پدرش، طالبان ودیگران که ذکر همه ازحوصلۀ این مقال دوراست وکتابی به ضخامت ده دانه مثنوی به کار دارد. که مگر این آرزوی خام راچون دیگر آرزوها به خاک ببرند. بنابران تا نام افغان ستان به خراسان پُر از افتخار مبدل نشود ومردمان کشور یک نام پرافتخار همگانی چون خراسان نداشته باشند، مسئلۀ اتحاد سراسری بین الاقوامی به هیچ وجه بدست نه آمده وبه کمال تأسف این وطن باهمه داشته های گرانبهایش متفرق، دست نگر دگران ومحروم از تمامی ارزشهای زندگی و امکانات خواهد بود. امید است خانم نیلاب سلام به خطرات ناشی از بی نَسَبی، وبی هویتی وازبیخ بوته بودن خود متوجه شده باشند و جای هزاران تأسف است اگر آلت دست بازیگران درامۀ فاشیستان خائن قرار بگیرند و گل روی خود را به هر کس وناکس هدیه بدهند. ولی بدانندکه تا نام افغانستان مشرف ومبدل به نام نامی خراسان یا آریانا نشود مردمان غیرافغان درین کشور ویا به اصطلاح شما وهمدستان تحریک کنندۀ شما افغان های غیراصیل همچنان استوار وسربه کف افغانستانی باقی خواهند ماند، وشما هموطن محترمۀ بهتراست به پای خود درنوشتن مضامین تان ایستاده شوید وازخود وفرهنگ بزرگ خود کمک بگیرید وبا پای مرد همسایه ومدعا طلب چیزی ننویسید. «حقا که با عقوبت دوزخ برابر است رفتن به پایمردی همسایه دربهشت»، خود بشگفید ومقبول ومعقول از غنچه گی به گل شدن کسب کمال کنید چه درغیر آن: «شگفتن غنچۀ بی رنگ وبو را میکند رسوا همان بهتر که دست بی هنر در آستین باشد» به تحریک دیگران وبانوشته های دیگران از زبان شما وبرای شما ومثل شما رسوائیهای بزرگی در پی خواهد آورد که مباد. امروز هریک ازجوانان بادرد وبا احساس کشور ازجمله ما دانشگاهیان کابل که من فردی از آنها میباشم ودیگر دانشگاههای وطن عزیز به معنی ومفهوم هویت پرافتخار قومی لسانی وتاریخی خود پی برده اند وخودرا دردفاع از تاریخ، زبان واقوام غیرافغانی خود مسؤول ومکلف احساس میکنند وهم با تمام قوت وپافشاری حق را ازباطل تمیز داده وبه حقانیت گفتار وعقیدۀ پاک این دوخواهر مبارز خود محترمه ثریا بهأ ومحترمه نادیه فضل که هردو خانم قابل احترام مربوط به دوفامیل مشهور ومبارزدر کابل باسوابق فامیلی پرافتخار مبارزاتی ومشروطه خواهی از دل وجان عقیدت وافتخاردارند وبه هر گونه تهمت وبهتان علیه این دو زن مبارز در پهلوی صدها زن دیگر ازتبار غیر افغان باتمام امکان وحساسیت در توهین به ایشان ایستاده اند. به امید محو فاشیزم ازهر ملتی که باشد وبه امید یک خراسان متحد وسراسر غرور وافتخار. |