نجیب الله یزدانی

تحجر قبیلوی در بطن فاشیزم پشتون ها 

 

دراین اواخر کابل شاهد گفتگوها میان پارلمان و بعضی شخصیت های سیاسی و فرهنگی در مورد نصاب تعلیمی دانشگاه ها و مکاتب بود.وحال همین بحث در پرده های تلویزیون ها با دایر نمودن میز های گرد این بحث جریان دارد. قسمیکه از بحث نتیجه گیری کردم پشتون ها اکثرأ می خواهند که نصاب تعلیمی به دو زبان رسمی که عبارت از پشتو و دری می باشد تاکید دارد و تعداد هم از پشتون ها هستند که با این روند مخالفت می نمایند که این حلقه را بیشتر دانشجویان دانشگاه و دانش آموزان مکاتب تشکیل میدهد.که غالباً درست می فرمایند نخست از همه این که زبان پشتو از هر لحاظ کمبود و کاستی های بی شمار دارد.

 اول اینکه برای اکثریت گرداندن واژه های لاتین،دری،انگلیسی و.... به زبان پشتو از مشکلات نهایت زیاد برخوردار است به طور مثال برای واژه (پسا ساختار گرایی) چه واژۀ خواهد جاگزین کرد؟ وهزار ها واژه مانند این.

 دوم زبان پشتو از نگاه نوشتاری بسیار بسیار سنگین می باشد که برای دانشجویان و دانش آموزان مشکل زیاد ایجاد می کند. پشتو زبانی است که در محدوده یک ده پس کوه نه به عنوان لسان که در نصاب تعلیمی موسسات تحصیلات عالی جا افتد.ازهمه مسخره تر اینکه در دانشگاه کابل دانشکده زبان پشتو وجود دارد یک زبان که او حتی از نگاه الفبا نارسایی های فروان دارد چه بسا واژه ها اکنون پشتون ها خود در قسمت های مختلف مانند نوشتن،خواندن و حتی بعضی واژه ها دارند. با توجه براین که اکثریت واژه های دری(فارسی) را در ابتدا شان با اضافه نمودن یک (د) واوردن اسم در ابتدا جمله، جمله را پشتو می سازد مشکل دارد با اینکه زبان مادری شان می باشد چه برسد براینکه یک شخص دری زبان پشتو سخن بگوید،بخواند و بنویسد.

من مخالف این نخواهم بود که نصاب تعلیمی به دولسان تقسیم شود،نظر من این است که اگر این تصمیم نهادینه شود برای یک دری زبان اگر %30 مشکل ایجاد کند آن هم اینکه تاحال با پشتون ها در یک صنف درسهای خویش را فرا می خواندند صمیمی بودند. پس اگر نصاب تعلیمی به زبان پشتو شود انتظار این را هم باید داشت که که هر فردی از دری زبان ها که از ابتدا تا انتها به زبان دری درس های خویش را سپری کرده باشد و زمانیکه او در کرسی دولت به عنوان یک کارمند ساده استخدام شود چه برسد براینکه در پست یک وزارت خانه. به طور قطعی یک قوم گرا بار می آید و همین طور پشتون ها %70 صدمه خواهد دید که یک حقیقت است برای اینکه بیشتر ازاین ناحیه پشتون ها اسیب می بینند. از اینکه پشتو،زبان اکادمیک نیست ونخواهد بود.

زبان پشتو را ما به عنوان یک زبان قومی یا بربریت می شناسیم نه به عنوان یک زبان که در نصاب تعلیمی جاگزین شود.نصاب تعلیمی و زبان ملی در هر کشور زبانی است که کاربرد زیاد درمیان جامعه دارد (کاربردی) باشد. نه اینکه به گفته خودشان ما اکثریت هستیم، که این گفته های شان دال بر این نمی شود. اگراکثریت هم باشد ما و تمام جهان طرف کیفیت نگاه می کنیم نه کمیت.

در فرجام قابل یاد آوری میدانم این نکته را که نصاب تعلیمی پشتو نه تنها برای پشتون ها مشکل زا می باشد بلکه میتواند وحدت نسبی، نیشنلیزم ،امینت و .... منشورها را در این کشور به بارخواهد آورد. که اقای حنیف اتمر واتمر ها تصمیم خویش را اعلان داشته اند. در حقیقت این یک تصمیم افغانستانی نیست بلکه یک فکربربریت،فاشیستی و کاملا طالبانی است. که این پدیده ها همه خارجی است و نمایانگر این می باشد که اقای اتمرنه با دولت کدام  تفاهم سیاسی دارد و نه تفاهم ملی .هرفردیکه در دوایر یک کشور ایفای وظیفه می نماید ابتدا باید هم تفاهم سیاسی داشته باشد و هم تفاهم ملی در غیر اینصورت در نزد دولت مجرم است.که اقای اتمر خود در این راستا اهرم فشاربالای این تحجر واقع شده است.