نوشتهً انجنیـر خلیـل الله رووًفی
طرح صلح آقای دوکتور وحید وحید الله به بازنگری ضرورت دارد
محترم جنرال سید عبدالقدوس سید، که با ایشان شناخت قبلی هم دارم، طرح پیشنهادی صلح آقای وحیـد وحیـدالله کارمند سازمان ملل متحـد را، درراستای حـل معضلهً کشورکه متن آنرا درسایتهای انتـرنتی به نشـررسانده است، بمثابه « شگــوفهً امیـد» یک طـرح ابتکاری وسـتودنی عنـــوان کرده، ازمخاطبیـــن وخواننده گان توقع برده است تا پیشنهادات ودیدگاهای خودرا پیرامون آن ابرازنمایند. این یک حقیقت روشن است که مردم عذاب کشیدهً افغانستان با اینهمه درد ومصایب بیکـران که درطول سالهای غمباراستبداد، دست وپاگیــرشان بوده وسرانجام امروز، زندگی شانرا درلبهً تباهی کشـانده است مقدم ترازهرچیزدیگر، آنهم با خوشبینیهای حسرتبار، به استقرارصلح وامنیت واعمارمجـدد کشورچشم امیـد بسـته اند، آنچیـزیکه نبـودش بویژه درین اواخـر، مردم را تا سرحد مرگ آزار میدهــد وادارهً نظام دولتی را دریک بحران متزلزل وغیرقابل مهار، به چالش کشیده است. درین روزگاری که آماج تنشهای خشونتبار، اوضاع سیاسی کشوررا ازچارسو، به عمق بحران وخطـر میکشاند وخیزش های سیاسی با چالشهای پیچیـده وسردرگم خویش، صحنهً رقابتهـای انتخاباتی را بیک میدان بزکشی تبدیل نموده است پس کدام بدیلی میتواند جوابگوی این اوضاع آشفته احوال کشور باشد؟ اوضاع متورم شدهً که حتی رئیس جمهورآقای کرزی درانتخابات شتابزده، بخاطربازهم باقی ماندن در قدرت، دست به کودتای سیاسی میزند و مملکت را بحالت اضطرارمیکشاند، آیا میتوان طرح صلح آقای داکتر وحید الله که ازین کاروان کشمکشهای سیاسی روز، درفاصله های دورقرارگرفته وقابلیت عملی آن هم بسیاردشواروحتا غیرممکن به نظرمیرسد، را حلال مشکلات دانست ؟ طبعاً که جواب آن منفی است. بناء" درروشنائی کدام امید وانتظار، آقای جنرال سیدعبدالقدوس سید، چنین یک طرح عامیانه یی را که درشرایط بحران زای کنونی هیچ دردی را دوا نکرده ومصطلحات سنتی سالهای قبل را به تکرارگرفته است، زیرعنوان شگوفهً امیـد، باکلمات بلند میستاید ومسًولیت نشرآنرا نیز بعهده میگیرد. همه می بینیم که گستردگی فقرونا امنی، این دوعنصرمرگـزا درکشور، همیـن اکنون ازگردهً ملت بسیار به سختی میگذرد وهیچ شهروندی نخواهـد بود که درگام نخست به نان وبه امنیت نینـدیشـد ویا امروزدر آستانهً انتخابات ریاست جمهوری، به صدای شخصیتهای ملی ومتعهـد، که بخاطرآرامش وطن وسعادت مردم خود، صادقانه درجبههً سازنده گی وپیکارایستاده وازحقــوق مدنی شهروندان، دربرابرجنایتکاران آمادهً دفاع باشند، بیصبرانه به انتظارنبوده باشند. مگرکجاست این صداها واین نیروی رهبری کننده یی که با این استقـلالیت وسرفـرازی دردرون جامعـه نفوذ کند وبا درد وسوگ مردم بینوای خود، واقعاً غم شریک باشد. دربرهه های پرتشنج این روزگار، مسلماً نام آنهائی دردل تاریخ به روشنی رقم خواهـد خورد که دربین مردم خود جا داشـته وبمثـابه آیینه داران حقیقـت تاریخ، دربرابرهــرتابوئی دست وپنجه نرم میکننـد. اما فعالیتهای سیاسی هموطنان شریف ما دراینسوی سواحــل آرام هرچند مورد تاًئیـد است مگراثربخشی آن دران حدی نیست که ما سخت دلبستهً آن باشیم ویا با چند صدائی شکسته وتنها، میزان وجیبه ورسالت خودرا دربرابرمادروطن انجام یافته بحساب آریم. به هرحال امروزهـرصدا وهـرگام سازنده وسرنوشت سازبشمول طـرح پیشنهــادی آقای وحیـد الله ، که درزدودن شمهً ازسیه بختیهای جامعه اثرگذارباشد وتحرک نوینی را درجهت تغییرات مثبت بدنبال خود بکشد، مورد استقبال وپشتیبانی مردم قرارمیگیـرد. مگردرجهت دیگر، آن مــواردیکه همیشه تکراری وفاقد اثربخشی بوده، ودر شکل گیری سریع تحولات سیاسی روز، بی تفـاوت وبی اثر بماند و یا دست کم متـن این مــوارد، درراهبـرد تغییـرات بنیادی درکشـور، وسیله ساز وکارا، ارزیابی نشود، طبعاً بی هیچ هدفمندی یی، به حاشیهً حوادث قرار میگیرد. طرح پیشنهادی آقای وحید الله درشروع فرا خوان، با جملات زیبا وانتقادی آغاز مییابد آنگـونه که گفتی درد وداغ مردم سرزمین خودرا درهرگام، عملاً باخود انتقــال میدهـد، اما اندکی بعــدتر، جان موضوع درسراشیب دیگری سقـوط میکند. یعنی بجای آنکه برمبنای تحلیل عینی وریشه ای، نسبت به مسایل حاد وپیچیدهً ملی وفساد عظیم مافیای دولتی فریادی بلند میشد و ستراتیـژی روشنی درمسیرارزشهای تمـدنی بکارمی افتیـد، برعکس بیشترینه تاکیـد خود را هماننـد رسم دهه های پیشین، فقط درمعادلـهً تدویرلویه جرگهً عنعنوی جستجو وسرنوشت مردم را دربند تصامیم وآرای عده یی ازنماینده گان نمایشی بنام علما ریش سفیدان قومی، مشران قـوم وقبیله، متنفذین محل، وسایراربابان زور وزرمسلط برجامعه، مربوط میداند وبا یک جستارغیرتصورازکناراینهمه رویدادهای دلهره بار، بسادگی عبورمیکند. آقای وحید الله به فرصتهای زمانی که همین اکنون درهرلحظهً آن، اهرمداران قدرت، بخاطربقـای خود سیاست روز را به گــروگان کشـیده وازان به برنامه ریزیهـای ضربتی، توسـل میــورزند، اهمیتی قایل نیست. فقـط درمحــدودهً همین طرح پیشنهــادی خود، ستراتیژی مملکت سازی ، صلح وامنیـت را کاملاً حـل شده بحساب می آورد وتـدویرلــویه جــرگـهً سنتی ومـروجی را، درسرنوشـت به حراج رفتـهً مردم افغانستان، حلال همهً مشکلات میداند. امروزهمه میدانند که معضلهً افغانستان آنقـدرپهنـای تراژید پیـدا کرده است که بتوان با چنین طرحهــای عـادی ودرعین زمان غیرحسابی، ازین سنگسـتان وحشتنـاک، بی هیـچ ایثارگــری وقـربانی بساده گـی عبور کرد وافغانستان را به گل وگلزارتبدیل ساخت. زد وبندهای پشت پرده نظام حاکـم، دررابطـه با تغییـرسیاست رهبری قصرسفیـد ازیکسو وترفنـد های انتخاباتی ریاست جمهـوری ازسوی دیگر، آنگونه بحرکت ونوسان درآمده است که همه روزه از رنگی به رنگی درحال تغییر است. تغییریکه نه تنها ازطرح پیشنهادی آقای وحید الله بسرعت فاصله میگیــرد بلکه قانون اساسی را نیزتحت الشعاع خود قرارداده است. مطلب پیشنهادی جناب دوکتورصاحب هرچند ازنگاه تیوریتیکی یک طرح عام وهمـه جانبه است اما در متن ومحتوای خود آنگونه که درشرایط تبدارکنونی لازم است، نمیتـواند دربین قشرهای مختلف جامعــه بویژه درمیان نسـل جوان وآگـاه و نهـادهای تمــدن خواه کشورما، اثربخـش وسازگارباشـد. زیرا درینجا بیشتربه مصطلحات تکراری واندرزهای تاریخ زده ودلگیر، اتکا گردیده است. فـراخوانیست غیرشفاف ومخاطب راکه نی امکانات سیاسی وابزاری دردسترس دارد ونی ازحمایت مادی ومعنوی کدام سازمان پیشتازواپوزیسیون قامت برافراشته، دربرابراینهمه جنایات مافیائی، برخوردار است، بیک همایش دسته جمعی آنهم با تاکید « بایدها وبایستها» فرا میخواند. بگونهً مثال درپراگرافی میخوانیم : « ... این مسایل حیاتی همانا مسایل کلیـدی نیــل بیک صلح پایداردر کشورما وساختمان مجدد افغانستان میباشد. یعنی مسایلی که بایست همهً مان قبــل ازان که بسیاردیرشود با آنها بطورجـدی، ودسـته جمعی، بطورهمــه جانبه ومسـًولانه، باتوجه عمیــق واحساسات عالی وطـن دوستی، رسیده گی نمائیم » ودریک سطرپائین تربازهم همین جملات مشابه دوباره چنین تکرارمیشود : « بنابران میخواهم با جدیت تمام تاکیـد نمایم که ما بایست همین اکنون بطوردسته جمعی وصلح آمیــز و بطورمسـوًلانه ودراتحاد با یکدیگروبایست قبل ازان که بسیارناوقت شود دست اندرکارگردیم » به همینگونه مطلب را با سلیقهً عقاید شخصی خود، بدون آنکه روی بحران شدید رقابتهای انتخاباتی در کشور، مکثی کرده باشد، ادامه داده ومسایل مهم را، با این چنین ساده نگری، به بحث میگیرد: « راه صلحی راکه من پیشنهاد مینمایم دارای چندین مرحله بوده وبرمبنای قانون اساسی استـوار میباشـد این پروسه، با بکاربستن یک وسیلهً عملی جهت براه اندازی یک گفت و شنود همه جانبه بین الافغـــانی آغازوبا ایجاد یک حکومت وسیع البنیاد وکاملاً نمایندهً وحدت ملی در افغانستان می انجامد. چنان یک حکومت واقعاً دارای قاعدهً وسیع کاملاً دموکراتیک وانتخابی ئیکه برای کافهً مـردم افغانستان ودیگران درجامعـهً جهانی که تا هنــوزهم آمادهً مساعـدت بمردم ما درراه اعـادهً صلح وامنیـت پایداردر کشورمان وعمران مجدد افغانستان عزیزما میباشد، بحیث یک حکومت قانونی ومعتبـر قابل قبــول واقع گردد » آقــای وحیـد الله درطرح پیشنهــادی خود، ایجاد وتشکیــل یک اتحادیه را بخاطـرصلح وساختمان مجــدد افغانستان ضروردانسته و آنرا وسیله یی« جهت براه انداختن یک گفت وشنود ومفاهمهً واقعاً همه جانبه بین الافغانی مشتمل برتمام بخشهای جامعـهً افغــانی اعم ازحکومت، احزاب وگـروهای مخالف ، افــراد تنظیمهای مسلح وغیرمسلح » بشمارمی آورد. بلی عزیزدوسـتان خواننـده ! این چنـد مختصرجملاتی بود برخاسـته ازمتــن ومحتـوای طرح پیشنهادی جناب داکترصاحب وحید الله ، که راستی به دشواری میتوان ازمیانهً آن استقامتی را پیداکرد. اما یکی ازمناسب ترین مادهً پیشنهادی شان تغییـرساختار دولتی ازنوع ریاستی به سیستـم پارلمانی است که اکثریت مردم افغانستان آنرا تائیــد میکننـد. سیستم پارلمانی ووجــود صدراعظم درراس حکــــومت، حیاتی ترین مسًله درتشکیـل دولت آینــدهً افغانستان است، سیستمی که درادارهً امــورمملکت با مسًولیـت رسیـده گی کـرده و برعکس نظام مطلقـهً ریاسـتی، که کاپی امریکائی است وامروزنتیجهً آن مملکـت را درفساد ونا امنی ومافیـای تریاک غــرق ساخته است، میتواند درهمکاری نزدیک با دولت، این بی بند و باریهارا مهارکرده وادارهً کشوررا بشکل سالم تری رهبری کند. امروز با تغییــرتاریخ انتخابات واحتمال ایجاد خلاً قـدرت درکشور، اوضاع سیاسی به تـشنجات بیشتــر فـرومیرود. یکجا با آن، ازیکسو آماج زد و بنـدها وائتلاف شخصیتها وگــروهای سیاسی، احـــــــــزاب اپوزیسیون ونامزدان ریاست جمهوری دربین هم، به شدت متشکل میگردد وازسوی دیگـرمعلــوم است که آقـای کرزی هـم تا آخــرین تلاش ایلا دادنـی قدرت نیست. حالتیکه ادامـهً تقــابل این تنشهای سیاسی، مسلماً روحیهً اضطراب ونگرانی عمیقی را درجامعه بوجود خواهد آورد. بناء" طرح آقای وحید الله که مستقیماً با این مسایل داغ سیاسی پیـــوند میخورد، نیزباید مورد تجدید نظر وبازنگری قرارگرفته، متن ومحتوای آن بروفـق این دگرگونیهای نوظهورسیاسی، تنظیم گردد. درغیــر آن ازقضایای داغ سیاسی روز، به فرسخها فاصله عقب خواهد ماند. درین متن پیشنهادی میخوانیم که ازمردم سرگشته وپریشان، چگونه توقعات بالاترازحد توان آنها تقاضا میگردد وچگونه بدون یک برنامهً کاری بحرکت دسته جمعی فرا خوانده میشوند : « قبل ازان که بسیار دیرشود باید همهً ما بطورجـدی ومسًولانه دست اندرکارشویم » ولی معلوم نیست که این مردم گم کرده سرنوشت، با کدام نیـروی فـزیکی ومـورال روانی ودرحمایهً کـدام رهبر مدبر وزعامت سالم خواهنــد توانست بخودی خود « مسًولانه دست اندرکارشوند» وقتیکه درپیشنهاد صلح، ازراه اندازی « یک گفت وشنود ومفاهمهً واقعاً همه جانبهً بین الافغانی» آنهــم بشمول گروهای مخالف وتنظیمهــای مسلح ، سخن بمیان می آید، بلا درنگ درذهــن هـوا خواهـان این طرح، بسیاربه سـاده گی، ایجـاد « یک حکومـت وسـیع البنیـاد، انتخابی، کامــلاً نماینـدهً وحــدت ملــی وکاملاً دموکرات » با مطلقیـت تمام نهائی پنداشـته میشود. مـوارد این نوشتار پیشنهادی، که با خوشـبینی های عاملانه طرح ریزی گردیده است، مراحــل پیچیـده ایست که میبایست ازبادیه های دشواروطولانی گذرکند مگربهرحال، محال است که کدام شگوفهً امیــدی را درین راستا به ثمررساند. اصطلاح « گفت وشنود بین الافغانی، وحدت ملی، مصالحهً ملی » وامثال آن که دراصل خود مفا هیـــم بلنـدی را ارایه میکنـد مگردر شرایط موجود تنشهای بین الافغـانی، کاررا بجائی کشانده است که مـردم دیگرازشنیـدن اینهمه حرفهای کلیشه ای خسته ودلگیـر گشـته اند. زیرا درهررژیمی درپوشـش این واژه ها واین شعارها، به سرنوشت ملت بیرحمانه بازی شده ودرفرجام جای خودرا به تبعیـض وستم تعویض کرده است. گفت وشنود بین الافغانی ومصالحه با کیها ؟ زمانیکه حرف از گـروهای مخالـف وتنظیمهـای مسلح به میان میآید ودرطرح موجــود به مشارکت آنها درآشتی ملی، تاکیـد مستقیم صورت میگیـرد، آیا این بدان معنا نیست که ملاعمـردرتبانی باحلقــات نظامی ومذهبـی پاکستان، دوباره برسرنوشـت مردم افغانستان مسلط گردد ؟ ازسوی دیگرمشارکت گـروهای مخالف « طالبـان» درپروسـهً صلح کارساده یی نیست که بتــوان بیک فـراخوان عادی آنرا انجام داد. سالهاست جناب حضرت صاحب مجددی بخاطراین کاردربرابرطالبها به تضرع نشسته است و آقـــای کرزی بحیـث رئیس جمهــور، ده ها باراست درسطح ملی وبیــن المللـی با کرنش والتماس خاص برادری وامتیازبخشـی، ازآنها دعـوت بعمــل می آورد تا درفــراینــد دولت داری سهیـم شوند وازبرادرکشی دست بردارند ، اما همـهً این تلاشهـــا ازجانب طالبها با قاطعییـت رد گـردیده وگفتــه شده است که ما هیچـوقت با دولت دست نشانده حاضربه مذاکــره نمیباشیم. زیرا با درک ضعف دولت مرکزی ، مطالبات آنها درخصوص مذاکرات، بحـدی بالاست که در صورت آماده شدن به صلح، مشروعیت نظام موجود را، درفـرآورد خود منحـل دانسته وسرانجـام به خارج شدن عساکر خارجی از افغانستان، به اصرار خود پابند خواهند ماند. آنگونه که تاریخ نشان میـدهد همین لویه جرگه های نمایشی وتصامیم مصلحتی آن بوده که درطول دهـه ها وسـده های متوالی با رعایت امانتـداری درازای ولینعمتـان به نمایش درآمــده ودر بساط سـفــره های رنگیـن، تصامیم خودرا اعلان داشته اند. تصامیمـی که همیشه درمحورمنفعـت دربارها چرخیـده و حتی بنام مزدوران ودست نشانده گان تاریخ، مهراصالت رهبری زده وآنهارا درمقام ظل الله ها برچسپ زده اند. امروزدرآستانهً قرن بیست ویک، قرن دگرگونیهای عظیم تکنالوژی، ماهیت چنین جرگه ها، نیزباید از ریشه وبنیاد تغییرکند وتصامیم برخاسته ازاندیشه های تمدنی آن، باید جامعه را بسوی یک تحرک نوین که ممـد ترقی وتحولات دموکراسی، درکشورباشد، رهنمونی کند. بناء" چه پسنـدیده وزیبا میبـود که آقـای دوکتــور وحیـد الله بحیـث یک کارشـناس جوان، متخصص حـل منازعات جهانی درملل متحد وطراح موافقتنامهً بن درافغانستان طرح ابتکاری خودرا با کاربرد جدیدی به کوران آزمایش میکشید. آنگونه که درحل قضایای کشور، بجای شیوه های سنتی که دیگرراهبردی درجامعهً امروزی ما ندارد، از مجمع آگاهان وفرهیخته گان مجرب وطن، استمداد بعمل می آمد ودرین راستا ستراتیـژی صلح وانتخـابات میبایست براساس تـدویر یک اجماع ملی، سراسری وافغانستانشـمول مشتمل برعلمای روشن دینی، شخصیتهای متعهد وبرازندهً ملی، نهـادهای مـدنی، احزاب پیشروجامعـه، نیروهای سازندهً دانشگاهی، استادان وآموزگاران وسایرحلقات روشنفکری، تنظیم وسازمان داده میشد وسرانجام این حرکت سراسری ملی درکشور، بیک نیروی سرنوشت ساز، به ویژه درمیان نسل جوان عرض وجود میکرد.
مارچ 2009 جــرمنی
|