نعیم حمید

ترورشخصیت

 درسایت جرمن آن لاین نوشته ئی دیدم "سیدمخدوم رهین در دهلی چی میکند" که به  اسم مستعار "عبدالولی" نوشته شده . برای من مهم نیست که کدام آدم بزدلی درپشت این نام مستعارخودش راپنهان کرده است،امااین مسئله مهم است که وی تلاش کرده است تابه ترورشخصیت یکی ازبهترین،فداکارترین ومیهن پرست ترین فرزندان وطن که خودش وکارنامۀ زندگی اش به همه هموطنان درداخل وخارج کشور روشن است  بپردازد ومذبوحانه کوشیده است بایک مشت لا طائلات واتهام های پوچ سیمای تابناک این شخصیت گرامی کشوررازیر غباربغض وجهل وعقده هائی که پیدانیست ازکجا سرچشمه گرفته ،بپوشاند .

 این شخصیت پاک نفس ،ملی ،دموکرات ودانشمند وپرتوان دکتورسیدمخدوم رهین است که خدمات 12ساله اش درجهاد افغانستان ونقش مثبت وسازندۀ اودرارتقا بخشیدن به فرهنگ ملی مردم افغانستان اززمان دوادخان تاامروز برهیچکس پوشنده نیست . نوآوری ها وخدمات پنچ ساله اش بحیث وزیر اطاعات و فرهنگ فضائی رادرکشور بوجودآورد که درتاریخ ماسابقه نداشت وگمان نمی کنم که درآینده هم تکرار شود. شجاعت اودردفاع ازآزادی بیان ودفاع ازحقوق زنان فصل نوی رادرزندگی این ملت بازکرد.

درامور اداری یک روز نشد که کسی رابدون اهلیت ویا به خاطر داشتن واسطه وزرو رز به کاری تعیین کند ویا امتیازی بدهد ولی به لیاقت واهلیت وپاکی نفس چنان گرویده بود که هرکسی را که باچنین صفات می یافت، خودش به اومراجعه می کرد وبرایش مهم نبود که اوازکدام ولایت افغانستان است وبه چه کسی ویاگروهی منسوب است. با پشتکار بی نظیر توانست وزرات ریخته وپاشیده ولی کلیدی باطول وعرض رادرمدت کوتاه سروسان دهد که مایۀ اعجاب داخلی وخارجی شود . وسعت نظروتحمل وشکیبائی اش در برابر اعتراض وانتقاد درتاریخ مطبوعات افغانستان سابقه ندارد . همانطور که به ما ژورنالیست ها به تکرار گفته بود که من تخته مشق شماستم بااعتراض وانتقاد کردن برمن ،اعتراض وانتقاد راتمرین کنید،تا پایان دورۀ وزارت اش با تحمل و مدارا بر سر عهد خود بود و حتی اعتراض های پوچ واتهام ها وافتراها رادرحق خود جدی نگرفت ودرصدد انتقام برنیامد. اودر خدمت به وطن ومردم نه جمعه می شناخت ونه شنبه،نه شب وروز.

باتوانائی عجیبی به کوه ها وتپه هابالامی شد.ازخدماتی که درراه هنروفرهنگ ومطبوعات وآزادی بیان و توریزم می کرد لذت میبرد،مردم را عاشقانه دوست داشت وپیوندش درهرکنج وطن بامردم چنان صادقانه وصمیمانه بود که مردم عمیقاً دوستش می داشتند. با فقیرمرد خانقاهی وافراد عادی متواضع وشکسته بود وبا قدرتمندان واهل زرو زور بامناعت واستغنا . همانطور که اشتیاقی به پول اندوختن نداشت،شیفتۀ منصب وجاه نیز نبود.به یاد همۀ ماست که وقتی درمصاحبه با تلویزیون آریانا ازوپرسیدند که چرابرای بدست آوردن رای ازپارلمان کمپاین نکردید؟ جواب داد که کارنامۀ پنجسالۀ من کامپاین من است ،نیازی به کمپاین بیشترندارم واین بیت راخواند:

بی نیازانه زارباب کرم می گذرم               چون سیه چشم که برسرمه فروشان گذرد 

 مردی باچنین صفات بزرگ ، کسی که به اثبات رسانیده که مرد علم وعمل وشجاعت واخلاص وصفاست ، امروز جایش درکشور خالی است ،خلای وجود اورا همه احساس می کنند چه اهل فرهنگ وهنر ،چه صاحبان قلم ورسانه وچه دیگران،حتی آن های که به اورأی ندادند و آن هایی که به او اتهام ها بستند و او معتقد به اصول و تفکر روشنفکری استوار وخونسردی باقی ماند.

آیازیبنده است که روی اغراض شخصی درحق چنین خدمتگار دانای وطن ازپشت حجاب بزدلان" نام مستعار" گستاخانه بی ادبی کنند؟!!