بدون دخل و تصرف به نشر میرسد .
وحدت ویکپارچگی تورکها،تاجک ها وهزاره ها ضامن پیروزی امروز وآینده ما است دراین جا ؛ مناسب دیدم که یکی از بیت بیدل را سراغ نما یم اینکه : بیدل ازمعنی طرازی برکمال خویش منا ل گرد ساحل باش که این موج از محیط دیگر است. به تا یید این شعر ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل ، سخنم راآغاز کرده و درمورد شرایط بار آمده درکشور،نکاتی چندی را به گونه ی چکا مه ولی ، درچوکات نثرابراز نظر نما یم اینکه بدبختی کشورومردم غرقه درخون خراسان دیروز، عقب مانده گی در همه ابعاد زندگی، بردگی ،توهین ،غارت، کشتارواعدام، غصب زمین وسرزمین بومیها، آواره کردن وکوچاندن این مردم به مغاره ها ، تروروکشتن ونابود کردن شخصیت های این مردم،در داخل ، برده منشی،غلام صفتی ،میهن فروشی، تاریخ دزدی وقلاب کردن ووارونه توضیح دادن تاریخ دیگران، تمدن ستیزی وفرهنگ کشی پیشا پیش ارتش انگلیس قرار گرفته کشورومردم این سرزمین باستانی را ،دست وپا به انگلیس فروختن ، به خاطر امرار زندگی وعیاشی یکی وچند فامیل وخان ها ی تحمل شده بیرون از مرز امضای قرارداد های برده منشانه ، چون قرارداد گندمک ،دیورند و اعلام استقلال کاذبانه 1919 و ده ها و صد ها وهزار ها پدیده ی نامخت ،توهین آمیز ،رو یداد های غم انگیزودلخراش وحوادث غیرقابل تحمل به مردمان بومی کشور،ازسوی بیرون ،ازکجا آغازیده وتا امروز دوام یافته ودر چوکات ومحور باند های کثیف کرزی ،عمرکورزی،طالبان تمدن ستیزوفرهنگ کش،گلبدین وطن فروش واوغان ملیتهای فاشیصت وچون نیاکان شان برده منش وناموس فروش ،همچو پدیده ها قوام پیشتر یافته ،بایستی برروی هرپدیده ی تاریخی مکث همه جانبه صورت گیردکه در آینده ازتکرار همچو رویداد وحوادث دلخراش تاریخی جلوگیری بعمل آید. تاریخ کشوردرسال 1747 میلادی تازیانه سخت را ازسوی بیگانه گان تحمل کرد ، مجروح گردید ،پیکرش خون آلود شد وآنچه که در سینه داشت ،بیرون کشیده شد وهیکل وپیکرش تا ایند م به دارآویخته شده است ،آفسوس وهزار بارآفسوس إ . خراسان بزرگ ،سرزمین خورشید ، خون آلود گردید ،افتخارات وداشته های تاریخی وفرهنگی سرزمین تاریخی خراسان ومردم اصیل وبومی ،ازهم قیچی ،ازهم جدا ،پاره پاره وبگونه ی ظا لمانه درمیان قبایل عقب مانده در چارچوب مناسبت مادرسالاری وپدر سالاری تقسیم و ترکه شد . خراسان بعداز سال 1747 میلادی گونه ی خرمردار را بخود گرفت وقبایل گم شده ی یهود ها ،قبیله های فاقد فرهنگ وتاریخ وتمدن در دو طرف مرز جنوبی ،چون سگ گان درنده ،گوشنه وتوشنه برروی وبربالای جسد نیمه جان سرزمین که نامش خراسان بود،تاخت وتاز کرده ،هستی ونیستی این مرزبوم را درمیان شان تقسیم و ترکه نموده ،تمدن باستانی وتاریخی کشورخراسان افتخارآفرین ،تمدنساز وفرهنگ ساز رایکسره به نابودی کشاندند. و،همه بدبختی وبیچارگی ، آواره گی، پراگندگی ،جدای ازهمدیگر، دربرابرهمدیگر قرار گرفتن،عدم تحمل یکدیگر،من وما بودن وگفتن،چالش ونیرنگهای که باعث تضعیف ونابودی سیستماتیک خودگی ها ،عدم باور،عدم اعتماد ،عدم ایمان ،عدم خودبینی وخودسازی واز همه بدبختردرخدمت قبایل واز آن جا ،در خدمت پاکستان و انگلیس قرارگرفتن ،ناشی از آن نقطه میشود که ،ابرسیا ه و ظلمت در سال1747 میلادی بالای خراسان زمین گسترده گردید. درمورد همه حوادث و ریداد تاریخی که بعداز 1747 تا ایندم اتفاق افتاده ، وارد نمیشوم و هدف این نوشته بررسی اجمالی وکوتاه پیرامون حوادث وریداد ها ی تاریخی که بعداز 10 سال آخیر در کشور رخ داده است . درست است که تاریخ خون آلود میهن زیبا وباستانی مان، خون آلودترواز همه بدبختر مردمان این خطه ی تاریخ وتمدن ساز،غمگین تر شده اند،تاریخ ،ازلحاظ ماهیت وخاصیت حوادث یکی پی دیگری تکرارگردیده واز آن جا ، وضیعت وشرایط پیچیده وحاد،شرایط که سراپا غمبار،یآس ودلهره وخون آلود وخون چکان را به بارآورده است که،ما وهمه ی ما درچارچوب شرایط بار آمده ی موجود ،سرگردان وچون طفل صغیر در بطن شرایط وزمان بار آمده در حال گریان وماتم زده میبا شیم . رویهمرفته پرسانی پیش میآید که چگونه وچطور،ما ، دربطن همچو شرایط وزمان تکان دهنده قرار گرفتیم و مسولین شرایط بار آمده در کشور کی ها استند؟ جان مطلب این نبشته روی این پرسش مکث کرده وعلت وعوامل شرایط اختناق زا وغم انگیزویاس بار رادر جستجومیگیرد. اولآ- درسال 1357 هجری تحت رهبری حزب به اصطلاح < دیموراتیک خلق آفغانستان> طی کو دتاه حاکمیت نیمه قبایلی و در ریشه هند وانگلیس را ازصحنه تاریخ کشوربرچیدند وجای خاندان فاقد هویت آل یحی راحزب نام برده اشغال نمود وتره کی که،نابغه شرق تراشیده بود ،اولین ریس جمهورکشور به اریکه قدرت نشست. شخصیت شرق یعنی تره کی اولآ تحصیلات ابتدایه داشته وفاقد سواد کامل بوده واز همه مهیمتر جاسوس دوگانه ، یعنی هم جاسوس روس وهم جاسوس امریکا . درزمان کوتاه تره کی ، فضای کشور را آهنگ دلخراش گرم شلی به لرزه آورده بود وشعار های فریبنده وپوچ ومیان تهی رامحک برنامه اقتصادی وسیا سی قرار داده وتوده های گشنه وتشنه ، بی نان ،بی جای وبدون لباس را یک سره فریب میداد ،ازیک سو واز سوی دیگر به گونه ی آگاه هانه وغرض آلود وخودخواهانه بخاطربرچیدن مخالفین سیاسی ،مخالفین که هزاربار دانشمند ،تحصیل کرده ،رسالتمند ومتعهد در امرسرنوشت توده ها ومردم کشوربوده ،پرداختند واین عملکرد غیرقانونی واز هرعمل شان بوی خون به مشام میرسید که شاگرد وفادارش امین خون ریز ،امین سفاک ،این مرد ودرحقیقت نامرد هتلر صفت وهردستش آلوده تر ازهتلربه انجام رسانید. من ،خود شاهد آن دوران ،دوران که گویا ازابرها خون میبارید،دره ها ودریا ها ازهیکل مبارزین واقعی مردم ومملکت پرشده بود ،آب ذلال دریای کوکچه از خون مبارزین وفدایان واقعی راه آزادی وشرافت انسانی رنگین گشته بود،رهبران رسالتمند مردم و کشوردرسلول زندان ها توهین وتحقیروشکنجه های گونه ی هتلری میکشیدند وهرلحظه را شمار میکردند که شعار میدادند : یا مرگ ویا پیروزی إإ بدخشی بزرگ ،این ابرمرد دانش وفرهنگ ،صدای سرنوشت وآزادی، بحرالدین باعث ،باعث انقلابی ،باعث طغیان آفرین درمیان توده ها ، آغازگر مبارزه مسلحانه در امر تعین سرنوشت توده ها وباعث شهنامه وحماسه آفرین ، استاد قربان ، حفیظ پنچشیری ، رحمن قل ،مجید کلکانی وصد ها وهزار ها شهیدان راه آزادی را شمارید که ،قربانی عملکرد فاشیزم فبایلی گردیده اند. درپهلوی این خایین ،خاین های فریب خورده چون منصورها شمی ، دستگیر پنچشیری ،شرعی جوزجانی وده ها عناصر وافراد را یادداشت داد که عملکرد شان کمتر از کارنما های فاشصیت های قبیلوی نبودند، وامروز بعضی کس ها دهن آلوده اشرا واکرده در مورد بدخشی بزرگ گپ میزند وای برحال همچو کس ها. ببینید که روشنفکران قبیله صفت ،به یاری برخی عناصر فریب خورده ،دون صفت ، مغزتهی، خوشباورورقاصگران به موزیک بیگانه گان مرتکیب چه جنایا تی نگردیدند؛ خوشا به بیگانه گان خودفروش « خودگی». جنایات دارودسته ی حلقات فاشیستی از قبل تحریزی وپلان شده عملی میشدکه شرایط بار آمده کنونی ناشی از آن دوران میباشد. خوشبختانه عا ملین جنایت وخیانت به استثنای چندنفر به گورستان تا ریخ سپرده شدند. دوم : دوران به اصطلاح مجاهدین درحقیقت دوران «فجاهدین»را مورد ارزیابی قرار دادکه ازلحاظ ماهیت جنایا تی کمتر از دوران حاکمیت تره کی وامین نیست. این جا لازم دیدم که بیتی را که بیانگر آغاز حاکمیت مجاهدین است ، نوشته کنم اینکه: درآن کوچه خری مردار شد صد سگی خفته بدان بیدار شد. نشست وتبادل نظرپیرامون شرایط تلخ پایان حاکمیت حزب دیموکراتیک در پروان بازتاب تاریخ گردیده است که چندنفر ،ازجمله احمد شاه مسعود ، استاد علی مزاری وعبدالرشید دوستم ،جهت پایان دادن حاکمیت نجیب ،به تفاهم رسیدند که یک جا وهمآهنگ جهت بیرون رفت ازشرایط بی ثبات آن زمان عمل نماییندو واقعآ طی یک نقشه ی نظا می دودمان حزب دیموکراتیک را از صحنه نظامی وسیاسی خارج کردند. واما ، پشت پرده وروی دیگر سکه ، پلان وپروگرام وتاکتیک واستراتیژی دیگری رقم میزد. ومتا سفانه همه ی برداشت ها وبرنامه که برمبنای سیاست دگم وماکیا ولستی استوار بود که خالی وخشک ازآب برآمد. ازنظربرخی ها هرعمل نظامی تحقق و پیگیرکننده خواست سیاسی معین میبا شدنشست وقرارداد پروان درقبال خود ،خواست سیاسی روشن و سازنده را نداشت که منجر به ناکامی ونابودی گردید. درنتیجه کشته شدن بیشمار، خرابی زیاد ، مرزانداختن بین ملیت های با هم برادروبرابرتورک ها،تاجک ها وهزاره ها ، دیگر دستآورد ونقش سازنده نداشت وازهمه بدبخترایجاد عدم اعتماد بین مردمان بومی این خطه <هزاره ها،تاجکهاوتورک ها>. به سرعت بخشیدن وبارآوردن همچو پدیده های جان گدازوخوردکننده ،تعداد کسانی سهم باریزی داشتند که درویش دریا دلی دریکی از نوشته اش اسم چند نفررا یادداشت کرده است.درهمین راستا باییستی گفت که، راهی را آن ها تعقیب میکردند ،نه به ترکستان ، بلکه به پاکستان کشاند که قبایل دوسوی مرزکشور زیر تنبان وپراهن طالیبی وارد خاک وکشورشده وعملکرد وجنایات طالبان غیر قابل توضح وتشریح میبا شد. درطی مدت کوتاه ثا بت شدکه ما یعنی ترک ها ،تاجک ها وهزاره ها فاقد اندیشه سیاسی میبا شیم ویا اینکه بختگی سیاسی ،درایت سیاسی،توازن سیاسی واخلاق وگذشت سیاسی را دارا نمیبا شیم. چهارم : دوران موجود یعنی دوران کرزی ها ،باند جنا یت پیشه اوغان وملتانی ملیت ها وگلبیدن بیحکمت ها که یکی از سیاه ترین دوران تاریخ این کشور میباشد ،مکث کرد.اینکه کرزی عضو فعال گروه طالبا ن بود وشریک جرم وجنایت طالبا ن میباشد. پیرامون کنفرانس بن درآلمان نتایج حاصله ازآن که کرزی ازطریق میله ی تانگ وتوپ قبایل دوطرف مرز،دراثرفشار سازمان جاسوسی پاکستان ،امریکا ودردناکترازهمه قانونی خیلها عبداله خیلها وارد میدان شده وبالای مردم تحمل گردید. خوب ، بهرحال دوران موقتی کرزی بزودی پایان یافت ودوران انتخابا ت ریاست جمهوری فرا رسید وکرزی برنده گردید.این جاست که عوامل پیروزی کرزی را سراغ کرد ،اینکه ، قبایل جهت بقای حاکمیت اش درکشور یکی را انتخاب میکنند وبردن وپیروزی شان درانتخابات همه ی قبایل چون گرگ وحشی که گرد گوسفند مرده حلقه میزندند ،مناسبت قبایلی وقبیله گری را کنار میکنند، پشتونستا ن که مربوط پاکستان است ، قبایل آنجا بدون سند تابعت سرازیرکشور شده به پای صندق رای میرزند ،فورمه ی انتخا باتی جوال پور به اختیار قبایل گذاشته میشود ، ملیون وملیون دالر امریکای جهت خریدن رای قبایل وتطمع کردن آنها به مصرف میرسدوازهمه درد ناکترعدم هوشیاری ملیتهای محکوم که بدون مکث به سرنوست آیند به هر....وخاین رای مدهند. یکی ازاین .....وخاین ها قانونی چاپلوس ونمک حرام است. وازسوی دیگر تورکان ، تاجکان وهزاره گان هرکدام درمحور تبارشان کاندید جداگانه عرضه میدارند که خوب ازعواقب کارآگاه هی کامل دارندکه کندید سه گانه ، ازسه ملیت محکوم راهی شانرا درپاکستان میکشاند وبس. صدا وزمزمه انتخا بات درکشورطنین انداخته و زنگ انتخا بات به درودروازه این ملیتها کوبیده میشود ودرآن روز چه باید کرد ؟؟ پرسشی است که سر وپا ی سرنوشت مربوط به آن روز میباشد. زمان آن فرا رسیده که ملیتهای باهم برادروبرابراعم از تاجکها ، تورکها وهزاره ها دارای یک کاندید باشند ، مصلحتهای شخصی را کنار باید زد، به خودخواهی ها خاتمه باید داد، وحدت ویکپارچگی را باید بار آورد، با درک از شرایط وزمان ، رسالت ومسولیت تاریخی خویش را باز شناخت ودر امرتحقق دین ومسولیت تاریخی خویش به پا خزید وشعار وحدت ویگانگی را در میان مردم انعکا س داد ،مردم محکوم این دیاررا بیدار کرد و درمورد تعین سرنوشت ، آزادی خویش تصمیمگیر باشند ملیت های محکوم ودربند واسا رت وحدت ویک پارچه شوید که پیروزی از آنی شما است. تیمورتالقانی 21.10.2008 ازدوستان محترمیکه میل دارند در فورم نظرخواهی سهم بگیرند، احترامانه توقع داریم که تنها پیرامون مطلب فوق ابراز نظر نموده ، ازموضوع بحث مان خارج نشوند و برعلاوه آن عفت قلم را هم مراعات نمایند ، ودرضمن قابل یادآوری است که فراترازمرزها ، مسولیت محتوای مقالات نشرشده را ندارد. مدیرمسؤل سایت ---------------- نظرات شما ------------------- |
Date :2008/10/27: محمد ظاهر آنجاست که گلم مفت خواران حیوان صفت راجمکردوریشه های اوغان ملتی فاشیست وخود کش بیگانه پرست راخشکید. شور بختانه باید یاد آور شد، از ضرب المثل عامیانه که میگوید(تا دسته از خود درخت نباشد تبر درخت را قطع کرده نه میتواند)تا زمانی چاپلوسان ونوکر منشان در ملتهای ترک تاجک وهزاره وجود داشته باشد،ملیتهای مظلوم رنج خواهندبرد. خداوند عظیم هر چه عاجلتر خق خویش را از همچو نوکر منشان زودتر بگیرد.با امید اتحاد وهمبستگی عدالت خواهان وترقی پسندان. |