زوال عنقریب سیاست های هژمونیستی و راسیستی افغان ملت " تیم کرزی " پیروزی بارک حسین اوباما نشان داد که رفتار هژمونیستی وراسیستی سر انجام دفن تاریخ می گردد. انتخاب بارک حسین اوباما به عنوان چهل و چهارومین ریس جمهور امریکا و اولین ریس جمهور سیاه پوست این کشور که از مادر سفید پوست و پدر سیاه پوست به د نیا آمده است تاریخ این سرزمین را ســر از نو رقم زد . درواقع این گزینش ارزش گزاری به باور های انسانی و معیار های دیموکراتیک تلقی میگردد که اهمیت و اولویت این انتخاب را در قضاوت مردم آمریکا به نمایش میگذارد و تبعیض و آپارتاید نژادی را از پیشانی تاریخ آمریکا شستشو میکند. اما آنچه که در ارتباط به وضعیت افغانستان برای مردم ما حایز اهمیت و قابل بحث و تفحص است همانا جدیت امریکا درمبارزه با تروریزم بین المللی وتجدید سیاست های امریکا نسبت به گزینه هایی میباشد که نه تنها نتوانسته اند کارساز واقع شوند بلکه در بسا موارد بحران زا نیز بوده اند. خیلی ازآگاهان سیاسی معتقدندکه با این تحول عمیق، باب جدیدی درتصامیم ونگرش دولت امریکا نسبت به افغانستان گشوده خواهدشد وگزینه های امریکا درافغانستان تغیرخواهد کرد. هرچند که بعضی ها نسبت به تغیر جدی در رفتار وسیاست امریکا درافغانستان چندان خوشبین نیستند، اما آنچه مسلم است این است که درنحوی مدیریت، رفتار وسیاست امریکا درافغانستان تغیرات جدی واردخواهد شد. اما این دگر گونی که تاثیر مستقیم دروضعیت افغانستان میگذارد، برای ریس جمهور کشور و اطرافیان اش زنگ خطری بیش نیست ، قرأین روشنی وجود دارد که این تحول خواب وخیالات تیم آقای کرزی " افغان ملت "را پریشان کرده است. این تحول احتمال تمدید اقتدار آقای کرزی را خیلی کمتر و حتی ناممکن ساخته است ،زیرا آنچه مشهود است عدم رضایت ریس جمهور اوباما نسبت به سیاست های نا کارامد ، ناکام و نژ اد پرستانی ریس جمهور کرزی در کشور است که منجر به انقراض زعامت وی خواهد شد، در حالیکه آقای کرزی و تیم نژاد گرای شان برای بقا و پیش برد سیاست های تبار گرایانه وزر اندوزانه خویش ازمدتها بدینسو سرمایه گذاری کرده اند. اکنون هفت سال از حضور سیاسی آقای کرزی منحیث زعیم کشور توام با حمایت شگفت انگیز سیاسی ، نظامی و اقتصادی ایالات متحدۀ امریکا و متحدان غربی اش می گذرد، در این مدت ریس جمهور کرزی چنان از حمایت بی مانند غرب ، در أس آمریکا و بریتانیا قرار داشت که در تاریخ شاید چنین اتفاقی کم مانند باشد. نیرو های خارجی در افغانستان برای حمایت از حاکمیت کرزی ، وارد نبرد رو در رو و خونین با مخالفین نظامی وی شدندکه تاحال ادامه دارد. ساختار قومی قدرت اجلاس بن، که در واقع سنگ بنای نظام جدید کشور در آن گذاشته شد، بارزترین مشخصه اش این بود که قدرت سیاسی افغانستان را میان اقوام تقسیم کرد، یعنی در "بن" رهبران جهان و افغانستان در واقع معضل قومی در افغانستان را به رسمیت شناختند و با توافق به مشارکت اقوام عمده در قدرت ، طرح نظام دمکراتیک و مبتنی بر ارزشهای پذیرفته شدۀ جهانی را در انداختند. مجاهدین که در دوره های مؤقت و انتقالی پست های کلیدی را در اختیار داشتند، بعداز تغیرات جدید و حذف ضرار احمد مقبل از وزارت داخلۀ کشور آخرین پست کلیدی در دولت آقای کرزی را از دست دادند. وحال قدرت منحصر به افغان ملتی ها بوده و دیگران باید خود را غرق دریایی آمو نمایند زیرا هرچی زود تر دار و ندار خود را در داخل و خارج کشور از دست داده و خویش را آواره در پیاده رو های شهر کابل در میابند. تعداد کثیری از افراد مربوط به جهاد و مقاومت از سوی رسانه های غربی به منظور حمایت از کرزی در حالیکه وارثین اصلی آزادی و دمکراسی در افغانستان از یوغ نژاد پرستان ، تاریک اندیشان و جنایتکاران جنگی "طالبان" هستند و همه چیز خود را در این راه از دست دادند و طعم تلخ سرزمین سوخته را چشیدند و این کابوس را تجربه کردند، به منظور حمایت از کرزی ، جنگ سالار و خطر برای دمکراسی خوانده شدند و صحنه عقب رانده شدند که آخرین شخصیت آنها آقای ضرار احمد مقبل از پست وزارت داخله کشور می توان مثال آورد. کرزی به این هم اکتفا نکرده و حکومت را به طرف سیاست های هژمونیسم ، راسیسم و اپرتاید نژادی سوق داد و به این گونه زارع تخم نفاق و سمبول بی اتفاقی و ناباوری در کشور شد. با وجود حمایت قوی ، همه جانبه و چند بعدی غرب از کرزی و تیم تبار گرایش، و ی نتوانست کوچکترین کاری را برای رفأ مردم و آبادانی کشور انجام دهد. نا امنی ، بیکاری ، عدم دست رسی مردم به مواد مورد نیاز اولیه ، ترویج نژاد پرستی و برتری خواهی ، روند کند و غیر عادلانۀ بازسازی ، فساد اداری ، بی عدالتی ، بی کفایتی همه وهمه باعث نارضایتی و بی اعتمادی مردم نسبت به حکومت و جامعۀ جهانی شده است. از جانب دیگر از یکسال بدین طرف ،هرچند دلایلی مبنی بر دارماتیک بودن این مقوله و جود دارد اما شایان ذکر است که در اثر اتخاذ سیاست های غیر دیپلوماتیک ، زود گذرو ضدونقیض آقای کرزی ، تنش های میان وی و متحدان غربی او پدیدار شده است. - مخالفت کرزی در برابر ماموریت " پیدی اشداون" انگلیس تبار به عنوان نماینده خاص و فوق العاده سر منشی سازمان ملل متحد در افغانستان باعث آلوده گی روابط سیاسی انگلیس و حکومت کرزی شد. - رد ادعای آمریکا از نقش ایران در نا امنی های افغانستان از سوی کرزی می تواند نشانه ای روشنی از سؤ تفاهم میان ریس جمهور افغانستان وایا لات متحدۀ امریکا باشد و در نهایت انتقاد ریس جمهور اباما از دولت کرزی به مسابۀ چراغ سرخ " علامت خطر" برای تیم کرزی " افغان ملت باشد" سیاست در آغوش کشیدن طالبان از طرف تیم کرزی " افغان ملت " هرچند که طالبان و حزب اسلامی حکمتیار، بصورت گسترده درساختارمدیریت دولتی آقای کرزی سهیم اند وحتی سیاست گزاریهای مهم دولتی را هدایت ورهبری می نمایند، اما حضور رسمی آنها دراین ساختار، به قتل وکشتار مردم توسط آنها، مشروعیت می بخشد و دست های آنها را برای انجام جنایت و دهشت افگنی های بیشتر بازمی نماید. کارشناسان سیاسی معتقد اند که تعداد قابل ملاحظۀ ازاعضای کابینهء آقای کرزی و حکمرانان ارشد دولت، روزها با شعارهای دموکراسی سرگرم بازی اند وشبها اطلاعات مهم دولتی را درخدمت طالبان قرارمیدهند وزمینه را برای حضور هرچه بیشتر آنها درساختارمدیریت دولتی فراهم می نمایند. همین پدیده یعنی ارتباطات ارگانیک اراکین ارشد دولت با طالبان ومنابع تمویل آنها، فرصت اجرای هرنوع عملیات را برای آنها مساعد ساخته است. سوء قصد به جان کرزی در مراسم تجلیل ازهشت ثور، آتشباری در درون هوتل سرینا و انفجار درداخل ساختمان وزارت اطلاعات وفرهنگ، دریک چشم انداز دقیق ممثل و مببین ارتباط ارگانیک مدیران دولت با طالبان می باشد که زمینه ء اجرای عملیات آنها را به سادگی فراهم می نمایند و این پدیدۀ دلسوزی و همنوایی میان نکتایی داران دولت کرزی و طالبان از همان ماهیت نژاد پرستی ریشه و مایه میگیرد. باتوجه به رشد ظرفیت طالبان در ماه های اخیر، تمایل همکاری وهمدستی عناصر مهم دولتی باطالبان دوچندان گردیده است که باتوجه به این واقعیت تلاشهای گسترده ئ درمیان رده های بالای دولت درجریان است تا بر اساس علایق نژادی و تباری با طالبان ایجاد رابطه نمایند. همانگونه که در روزهای پایانی حکومت داکتر نجیب الله تلاشهای ازاین دست، شدت گرفته بود ولی وی به دلایل نامساعد بودن شرایط موفق به اجرأی آن تفکر تمامیت خواهی قومی نگردید. به رغم اینکه آقای خرم خود مروج ومبلغ افکارطالبانی بوده است، اما وقوع انفجار در وزارت اطلاعات و فرهنگ این واقعیت را روشن میکند که تفکر و رفتار طالبانی ایشان نتوانسته است رضایت وخوشنودی طالبان را فراهم نماید. تزیید بر حضور طالبان نکتایی دار در داخل ساختار سیاسی دولت، ما شاهد دعوت حامد کرزی از ملا عمر رهبر گروه طالبان و گلبدین حکمتیار طالبان بدون نکتایی بوده ایم. چنانچه خود شان اظهار می دارد . "چند روز پیش به ملا عمر آخند گفتم برادرم! عزیزم ! بیا پس به خاکت برای آرمش و سعادت مردمت کارکن و از کشتن مردمت دست بکش " اخیراً کشور های غربی به خصوص بریتانیا از طریق رسانه های ملی و بین المللی صحبت از شکست ناتو و غرب در برابر طالبان می نمایند. و بدین ترتیب آنها آماده گی خود را با هرگونه معامله با طالبان و حامیان شان اعلان می نمایند . چنانچه درین راستا اخیراً گزارشهایی از گفتگوهای مقدماتی میان نمایندگان دولت کرزی و برخی از اعضای سابق گروه طالبان و هم چنان برخی مقامات پاکستانی مثل نواز شریف نخست وزیر سابق پاکستان، قاضی احمد حسین و یک تعدادی دیگری از حامیان پاکستانی طالبان در عربستان سعودی و اسلام آباد به نشر رسیده است. گفته می شود ابتکار راه اندازی این مذاکرات را کشور بریتانیا با وساطت شاه عربستان سعودی در دست دارد. داکتر رنگین دادفر سپنتا وزیر خارجه افغانستان مذاکره با طالبان را که قانون اساسی، ارزشهای ملی و دموکراتیک دولت افغانستان را بپزیرند، رد نمی نماید، ولی ایشان مخالف هر نوع امتیاز دهی و تسلیم شدن به گروه های دهشت افگن چه از جانب دولت افغانستان صورت بگیرد و چه از جانب حامیان خارجی دولت کرزی می باشند. چنانچه آقای سپنتا در سمیناری که پیرامون صلح و حل منازعات در تفکر اسلامی در کابل برگزار شده بود گفتند " که این گفتگو هیچ پی آمد صلح آمیزی نخواهد داشت مگر اینکه از موضع قدرت نظامی و سیاسی صورت بگیرد. آقای اسپنتا گفت: "در این روزها در کشور جنگ زده ما بیشتر از پیش سخن از صلح است، سخن از صلحی است که گاهی نمی دانیم با چه کسی و یا چگونه صلح می کنیم... برخی که در تنگنا قرار گرفته اند و شکست خود را، شکست همه جهان می دانند، می خواهند پیام انهزام را در گوش کودکان ما زمزمه کنند." وزیر خارجه افغانستان تاکید می کند آنانی که به اصطلاح در این روزها تلاشها برای آوردن صلح و مذاکره با مخالفان مسلح دولت را آغاز کرده اند، در حقیقت "پیام آوران تسلیم و فرار هستند" با آنکه جناب سپنتا در اظهارات شان اسم کشوری خاصی ذکر نکردند ولی هدف ایشان تلاشهای بریتانوی ها است که درین اواخر بدون اعتنا به دولت کرزی می خواهند تحت نام صلح مردم افغانستان را دست بسته به طالبان و حامیان پاکستانی آنها تسلیم نمایند. هدف از تعین اتمر به صفت وزیر داخله کشور. برخی ها تصور میکنند که آقای حنیف اتمر برای زمینه سازی برای پیروزی آقای کرزی در ریاست جمهوری آینده در افغانستان در مقام وزارت داخله تقرر یافته است. اما عدۀ دیگری معتقد اند آقای حنیف اتمر که روابط خیلی نزدیک با انگلیسها دارد، موصوف ممکنست برای زمینه سازی تسلیمی کابل برای طالبان تقرر یافته باشد؛ تا نقشۀ انگلیس و پاکستان را مبنی بر تسلیمی افغانستان به طالبان و پاکستان عملی نمایند زیرا طالبان نیکتایی دار نمی خواهند اشتباهات داکتر نجیب الله را که به موقع نه توانسته بود قبل از فرار نا کام از افغانستان تاج و تخت ارگ را به گلبدین درآنموقع تسلیم دهد، تکرار کنند. یورش آریایی خزان سال ” 1387 " دهلی جدید ------------------------------------------------- ازدوستان محترمیکه میل دارند در فورم نظرخواهی سهم بگیرند، احترامانه توقع داریم که تنها پیرامون مطلب فوق ابراز نظر نموده ، ازموضوع بحث مان خارج نشوند و برعلاوه آن عفت قلم را هم مراعات نمایند ، ودرضمن قابل یادآوری است که فراترازمرزها ، مسولیت محتوای مقالات ونظرات نشرشده را ندارد. مدیرمسؤل سایت ---------------- نظرات شما ------------------- |
Date :2008/11/17: یورش آریایی 67.15.34.206 همانگونه که شما خود هویدا میسازید شما باید از نسل همان آدمهایی باشید که در غور در دوران حکومت اختناق طالبانی بجای آنکه از حق وحقوق اهالی بیدفاع غوربنددفاع کنداز پس عینک های کثیف نژاد پرستانه ی تان به قضایا نگاه کردید و جانبداری تان را از وحشی های هم تبار تمدن ستیز تان اعلام کردید که از کیلومتر ها آنطرفتر از بیابان های هیرمند وقندهار آمده بودند تامردمان بومی غیر پشتون پروان را به زعم خود شان نابود کنند به خصوص در دره ی ترکمن در غوربندی را که شما خودتان را از اهالی انجا میشمارید. در همان زمان کرزی نیز یکی از همان سیاه اندیشان بود، همان گونه که امروزه سایرفروخته شدگان مثل اقای یهودی اتمر و ... هرگاه در قرن 21 هر انسانی کمک کند تا قوم او هنوزهم سیاست های زمین سوخته را ادامه دهد مسلم است که تو اندیشه ی او غانی داری تا اندیشه ی انسان عصر تمدن. هنوز دیر نشده است تا شما یکبار دیگر رو بیاورید و تاریخ واقعی را بخوانید و عملکرد های نژادپرستانه ی کرزاده را هم با دید بیطرفی به تحلیل بگیرید و ببنید که در کابینه ی وی چه فجایعی که به وقوع نمی پیوندد. در طول 8 سال تمامی دارایی های باد آورده ی خیراتی را صرف ساختن راه و زیربنا برای هان قاتلان بشر و یا واضحتر بگویم ....... کوا های سلیمان در جنوب کرده است. باز سازی آیا مخصوص همان پای لچ هاای است که تا هنوزتعریفی از انسانیت در ذهن ندارند؟ هان هایی که هر روز سرمیبرند غارت میکنند خاک فروشی میکنندو..... امروزه کلماتی مانند راسیست خیلی ها عام شده است و بسیاری ها انرا میفهمند چه رسد به کسانیکه مقالاتی ازاین دیت را مینویسند و اما آنچه که در خور تامل است، این است که کسانی مثل شما نیاز دارند تا در کنار دانش شان شعور عادلانه فکر کردن هم داشده باشند نه اوغانی فکر کردن. به خاطر اینکه قهرمان تان کرزاده را خوبتر بشناسید از شما دعوت میکنم تا به کتاب امریکا در افغانسان نوشته ی اقای محمد آکرام اندیشمند مراجعه کنید و عکس های در حالت افتزاح اورا تماشا کنید وهمچنان در متون آن بخوانید که او غیر از اینکه قاچقبر است دیگر چه هنر هایی دارد. موفق باشید. اگر شما به کابینهء اقای کرزی دقیق شوید .میتوانید از تمام ملیت های با هم برادر افغانستان در ان وزیر بینید. حالا که این وزیران چگونه شخصیت ها هستندمورد صحبت ما نیست. شما که از مجاهدین صحبت می کنید حتمی منظور شما ان های است که کابل را با خاک وخون یک سان نمودن.به حیثیت وناموس مردم تجاوز کردند تمام دارایی های عامه را چور وچپاول کردند. زمین خانه و دارایی های مردم را تاراج وغضب نمودند وحتی هنوز هم ادامه دارد. اگر باور نارید به صدها اخبار .روزنامه .وصفحات انتر نتی مرا جعه کنید. اریایی صاحب محترم! خاطر جمع باشید هنوز مجاهدین شما در قدرت هستند. هنوز هم به دختران خوردسال مردم تجاوز می کنند حتی به گفتهء شما همین کرزی فاشیست هم نمی تواند انان را از این عمال شان باز دارد. فکر می کنم حاجت مثال نباشد. اینکه شما در بارهء حکمتیار و ملا عمر می نویسید من کاملا با شماهمنواع هستم اما انچه مرا مایوس میسازد هدف تیر شما تنها پشتون ها است.این نوع نوشته ها درد و زخم وطن ما را دواه و در مان نمی کند. خوب می شد که شما در پهلوی حکمتیار نام های ملا ربانی .قانونی.محقق .دوستم وسایر جنایت کاران راعلاوه می کردید.و خوبتر میشد اگر شما می نوشتین . اقای کرزی شوءنستان پشتون .تاجک .هزاره ناقصین حقوق بشر خآینین وجفاکاران را بدور خود جمع نموده وطن ما را روز تاروز بدبخت و بیچاره میازد.ویا شما فکر می کنید که در وطن ما همین دونفر خائین وجود دارد وبس ؟ . اگرشما وقیعا انسانی فکرمی کنید بدون ترس انجه خوب است انرا ستایس کنید انچه بدو خراب است در مقابل ان به استین در ان صورت است که نوشتهء شما نه به دل بلکه به دل ها می نشیند.فکر می کنم از دل کرده دل ها بهتر است با احترام فایفه غوربندی Date :2008/11/11: وحید ترابی |