|
زوال مارشال فهیم، افول جنرال دوستم و هژمونيزم پشتون!دو شنبه 14 ژوئيه 2008, نويسنده: احمد بصيربيگزاد به نظر مي رسيد تلاش سازمان يافته به منظور سرنگون ساختن اسماعیل خان والي قدرتمند هرات كه بارها دولت مركزي را به چالش كشيده بود دقيقا در راستاي ادامه سرنگوني مارشال فهيم در 5 اسد بود كه موج آن به زودترين فرصت به سراغ جنرال نامدار شمال « جنرال دوستم» وجنرالان كوچك ديگر مانند ، جنرال عطا محمد خان نور و جنرال داود وحاج محمد محقق در شمال نيز خواهد رسيد . اين چهره ها چهره هاي بالفعل به منظور به چالش كشيدن حاكميت نيمه عريان تماميت خواه دركابل به شمار ميرفتند ومانع به اصطلاح گسترش( سلطه کامل) حاكميت مركزي محسوب ميشدند. از آن طرف چانس با رييس جمهور كرزي يار بود كه اين چهره ها هرگز نتوانستند دسيسه ها وخواسته هاي تيم تماميت خواه در ارگ رياست جمهوري را بخوبي بشناسند تا به يك انسجام نسبي به منظور خنثي سازي و يا تقابل با رشد روز افزون جريان تماميت خواه ، نايل آيند. نزديك چهار سال پيش در ماه اسد يكي از عمده ترين تحولات كشور بوقوع پيوست. تحولي كه انتظار مي رفت سبب انكشافات نظامي در كشور خواهد شد. اما بصورت معجزه آسا اين تحول رخ داد بدون اينكه هيچگونه اتفاقي نظامی رونما گردد . زوال مارشالي كه پس از ترور احمد شاه مسعود فرمانده قدرت مند جبهه متحد ، براي خود نام وآزاه اي خوبي كماي كرده بود، به راحتي اتفاق افتاد . مارشال قسيم فهيم، پس از روي كار آمدن حامد كرزي يكي از جنجالي ترين جنرال ها و موثر ترين فرد نظامي كشور پس از احمد شاه مسعود فقید محسوب ميشد كه مي توانيست براي افغانستان پس از طالبان تحت قيادت حامد كرزي چالش ساز باشد . او كه در حكومت پس از اجلاس" بن" به صفت وزير دفاع وظيفه انجام ميداد آهسته آهسته براي رييس جمهور كرزي به عنوان یک رقیب قدرتمند خطر ساز وچالش آفرين شد.
تحلیلگران مسایل سیاسی وامنیتی افغانستان و منطقه براین باور بودند ، كنار زدن مارشال از قدرت بحران امنيتي دركابل وشمال را سبب گشته و امنيت كابل از سوي پنجشيري ها كه قدرت را تقريبا در كابل در دست داشتند به مخاطره خواهد افتاد. اما عقيم ساختن مارشال نه تنها كه براي كابل مشكل آفرين نشدبلکه دست رييس جمهور را براي سرنگون ساختن حاميان مارشال نیز باز تر ساخت و رییس جمهور در يك اقدام همآهنگ " مارش طالبانيسم" عليه هرات را بگونه آشكار به منظور عقيم ساختن لايه هاي وفادار به مارشال يعني اسماعیل خان و هوادارانش ، به نمايش در آورد. بزودي و با كمترين مقاو مت امير نامدار حوزه جنوب غرب كه خود را امير دادگستر وامير المومنين حوزه لقب داده بود ، به نفع خواسته هاي جريان تماميت خواه وسلطه طلب ارگ رياست جمهوری ، فتح شد.
به نظر مي رسيد تلاش سازمان يافته به منظور سرنگون ساختن اسماعیل خان والي قدرتمند هرات كه بارها دولت مركزي را به چالش كشيده بود دقيقا در راستاي ادامه سرنگوني مارشال فهيم در 5 اسد بود كه موج آن به زودترين فرصت به سراغ جنرال نامدار شمال « جنرال دوستم» وجنرالان كوچك ديگر مانند ، جنرال عطا محمد خان نور و جنرال داود وحاج محمد محقق در شمال نيز خواهد رسيد . اين چهره ها چهره هاي بالفعل به منظور به چالش كشيدن حاكميت نيمه عريان تماميت خواه دركابل به شمار ميرفتند ومانع به اصطلاح گسترش( سلطه کامل) حاكميت مركزي محسوب ميشدند. از آن طرف چانس با رييس جمهور كرزي يار بود كه اين چهره ها هرگز نتوانستند دسيسه ها وخواسته هاي تيم تماميت خواه در ارگ رياست جمهوري را بخوبي بشناسند تا به يك انسجام نسبي به منظور خنثي سازي و يا تقابل با رشد روز افزون جريان تماميت خواه ، نايل آيند.
ازاين فرصت رييس جمهور بخوبي استفاده كرده در آغاز خيال خود را از مركز با سرنگون ساختن مارشال فهيم راحت ساخت وهمزمان با يك حركت نمايشي اسماعل خان را در غرب به راحتي عقيم ساخت . بدين ترتيب تنها شمال به عنوان دغدغه اصلي گسترش حاكميت مركزي تحت رهبري جريان تماميت خواه وسلطه طلب ما حول رييس جمهور باقي ماند ه بود كه نفس هاي آخر خودرا مي كشيد . با آغاز اولين انتخابات رياست جمهوري وافزايش تنشها ميان "جنرال دوستم و عطا محمد نور" به عنوان دو رقيب سر سخت در شمال، اين بار رييس جمهور در يك چرخش 180 درجه اي از خلع جنرال دوستم در شمال و قدرت طلبي عطا محمد نور حد اكثر استفاده را به نفع خود کرد . عطا محمد را در برابر جنرال دوستم تقويت كرد . عطا محمدی که روزي حامد كرزي را به عنوان گارسون رستورانت و پشك شوي در غرب خطاب ميكرد ، بزودي به عنوان شخص مورد اعتماد رييس جمهور( ظاهرا) درشمال تبديل شد. از آن طرف جنرال دوستم كه خودرا در انتخابات رياست جمهوري در برابر حامد كرزي كانديدا كرده بود، ميدان را براي گسترش نفوذ هرچه بيشتر عطا محمد در شمال هموار ساخت وعملا دو رقيب ديگر«دوستم ومحقق» از شمال رانده شدند . اين بار براي زدن جنرال دوستم ، حامد كرزي عطا محمد را والي نمونه كشورش اعلام كرد امري كه خشم بيش از پيش جنرال دوستم را در برابر رييس جمهور كرزي بر انگيخت .
جنجال و شورش شبرغان و آتش زدن تصاوير رييس جمهور به توصيه و دسيسه عطا محمد نور تنش را ميان رييس جمهور و جنرال دوستم به نقطه غير قابل بازگشت رساندو جنرال دوستم عملا از صحنه سياست منطقه اي در شمال به حاشيه كشانده شد .هرچند رييس جمهور اورا بعنوان لوي درستيز قواي مسلح در وزارت دفاع در برابر جنرال بسم الله خان به منظور كاهش خشم او منصوب كرد ، اما هيچ گاهي باعث اعاده ابهت از دست رفته جنرال دوستم نگردید و او آهسته آهسته از دید ناظران سیاسی افغانستان به عنوان یک شخص محوری در بازی های قدرت سیاسی کم رنگ تر از گذشته گردید . ديگر جنرال دوستم كسي نبود كه براي تيم تماميت خواه ارگ رياست جمهوري وبر نامه های آن خطر آفرين باشد. اين درحالي بود كه رييس جمهور كرزي يك رقيب ساده لوح ديگر ازبك تبار را براي جنرال دوستم به نام" اكبر باي" در مركز تراشيد تا آرامش نسبي جنرال دوستم در پایتخت کشور نیز از هم بپاشد . بسياري از تحليلگران مسايل افغانستان كنار زدن مارشال فهيم از قدرت را درچهارچوب استراتژي تماميت خواهي تيم رييس جمهور به حساب مي آورند و سقوط سريع و زودهنگام محوريت هرات و شمال را به نفع اين تيم( جريان تماميت خواه ارگ رياست جمهوري ) اجتناب نا پذير ميدانستند. کارشناسان به این باور بودند ، این حرکت( کنار زدن چهره ها وشخصیت های محوری جبهه متحد) بزودی دامن جنوب غرب و شمال کشور را خواهد گرفت . هرچند دروازه شمالغربي شمال يعني هرات با كمي مقاومت از سوي اسماعل خان باز شد اما دروازه ديگر شمال يعني پنچشير با خلع سلاح پنجشيري هاي قدرتمند براحتي وبدون كدام مقاومت توسط مارشال فهيم از مدت ها قبل باز شده بود ؛ بدين ترتيب زمينه گسترش نفوذ تيم تماميت خواه رييس جمهور بدون كمترين هزينه به شمال هموار گشت . این بار رییس جمهور برای گسترش نفوذش ، جنرال داود و جنرال عطا محمد نور را با اعطاء مناصب دولتی در برابر جنرال نامدار شمال( جنرال دوستم ) قرار داد تا زمینه تقابل این سه جنرال قدرتمند جبهه متحد را که سال ها با هم جنگیده بودند ، فراهم سازد.
اما برخي تحليلگران سياسي سقوط مارشال را در آيينه روابط پاكستان و آمريكا ارزيابي ميكردند ومارشال فهيم را قرباني اين بازي به منظور خوش خدمتي براي پرويز مشرف و آي .اس.آي پاكستان مي پنداشتند موضوعی که در اولين سفر رييس جمهور كرزي به پاكستان بعنوان بهترين تحفه از سوي او به جنرا ل هاي پاكستان، هديه شد ؛ تا جايكه رييس جمهور با اداو اکت فرد" پيروز" به پرويز مشرف رییس جمهور پاکستان گفت : « علت تاخير سفر من در پاكستان موضوع بركناري مارشال فهيم از وزارت دفاع بود كه نگراني هاي زيادي را هم براي دولت افغانستان و هم متحدين غربي ما موجب گرديده بود ». همچنان احمدرشيد سرنگوني مارشال فهيم را يك امتياز سياسي براي دولت پاكستان از سوي دولت هاي كابل و واشنگتن دانسته ميگويد : « همسايه جنوبي افغانستان يعني پاكستاني ها نسبت به هر بازيگر آزمند خارجي ديگر تشنه خون پنجشيري هايند . زيرا پنچشيري ها بزرگترين وآخرين مانع در برابر آرمان آزمندانه آنها قرار گرفتند . پاكستاني ها خوب مي دانند بدون نقش فهيم ، واشنگتن قادر نمي شد به آساني حكومت مورد حمايت پاكستان ( طالبان)را سرنگون سازد. بنا بر اين سرنگوني مارشال فهيم براي پاكستان خوش آيند ترين خبر بعد از سقوط حكومت طالبان در افغانستان بود ». درست پس از سرنگوني مارشال فهيم از قدرت وسفر رييس جمهور به اسلام آباد بود كه بحث « طالبان خوب» ، « گلبديني هاي خوب»و « تني هاي خوب » واردمطبوعات سياسي افغانستان شد .عبدالهادي ارغنديوال از حزب اسلامي، عبدالسلام ضعيف وچندين طالب بر جسته ديگر مهمان دايمي ويژه رييس جمهور در ارگ رياست جمهوري شدند؛ امري كه با موجوديت مارشال فهيم در وزارت دفاع هرگز عملي شده نمي توانست .
در كنار اين دو نظريه غالب رسانه هاي غربي نيز بيشترين تلاش خود را به اين معطوف كرده بودند كه ، رييس جمهور كرزي چگونه مي تواند وزير دفاع خود «مارشال فهيم » را كه داراي 50000 هزار نيروي ورزيده و به ميراث مانده از احمد شاه مسعور است ، از قدرت سرنگون كند. واقعيت اينست كه اكثر رسانه هاي غربي ازراديو بي بي سي ، صداي آمريكا و راديو آزادي گرفته تا روزنامه هاي واتشنگتن پست ، نيورك تايمز و ده ها سايت هاي انترنتي ديگر غربي تحت نام ضرورت خلع سلاح تفنگ سالاران ، مارشال قدرتمند افغانستان را نشانه گرفته بودند . برخي رسانه ها سرنگون ساختن مارشال فهيم را يك اقدام شجاعانه براي رييس جمهور دانسته و آن را" پيروزي بزرك" بر او لقب دادند ؛ اما اكثر رسانه ها و تحليلگران اين رويداد را مديون نيروهاي خارجي در راس ايالات متحده آمريكا ميدانستند. احمد رشيد روزنامه نگار وتحليلگر مسايل افغانستان وپاكستان در يك مصاحبه با روزنامه واشنگتن پست اينگونه اظهار نظر كرد:« اين پيروزي برخي از روزنامه هاي غربي مدعي بودند ، كه پنجشيري ها باعث آن شده است كه رييس جمهورنتواند در طي چند سال حكومتش از حمايت ها ي نظامي، سياسي و اقتصادي غرب به گونه لازم بهره ببرد. چنانچه در همين سلسله سرمقاله نويس روزنامه واشنگتن تايمز مورخ ۱۸اسد نه تنها سرنگوني فهيم را كافي نمي داند بلكه براي رييس جمهور كرزي مشوره مي دهد:« رييس جمهور تا ريشه كن كردن تمام پنجشيري ها ميان آنها تفرقه بيندازد و ضيا مسعود را به مثابه بهترين ابزار در اين راستا به كار گيرد. آينده افغانستان تا اندازه زيادي به اين ارتباط دارد كه كرزي تا چه اندازه مي تواند وزير دفاع خويش مارشال فهيم را به حاشيه براند. اگر استراتژي رييس جمهور بر اين مبنا محاسبه شده باشد كه با تفرقه اندازي ميان پنجشيري ها فهيم را از سياست افغانستان حذف كند در آن صورت اين حركت جسورانه ممكن است به تحكيم قدرت او و به مشروعيت قوه اجراييه آينده كمك كند». پس از سقوط حاکمیت طالبان ، متواری شدن حزب اسلامی گلبدین حکمتیار به ایران و قدرت مند شدن جبهه متحد که بایک همآهنگی جبری وارد پایتخت شد ، گمانه زنی ها این بود که دیگر حاکمیت سلطه تک قومی از این کشور رخت بسته و بجایش حاکمیت ملی متشکل از تمام اقوام افغانستان زمام امور را در دست خواهد گرفت. به همین دلیل برخی کارشناسان ، سه سال اول حاکمیت پس از سقوط طالبان را پر بار ترین دوران رییس جمهور کرزی ارز یابی کردند که در آن همه اقوام خود را در ساختار حکومت سهیم میدانستند . اما به همان اندازه که خوش بین های مردم افغانستان به رییس جمهور افزایش می یافت ، بد بینی های حلقات سلطه طلب و تمامیت خواه پشتون های افراطی از رییس جمهور گسترش روز افزون بخود مبگرفت . تیم های مختلف سلطه طلب وتمامیت خواه در درون حاکمیت نو پا با رهبریی شخصیت های جدید الورود با قیافه ها و ظواهر مدرن با اندیشه های کهنه ، در ارگ ریاست جمهوری حلقات مخوف ووحشتناکی را به منظور احیاء خاطرات ظلمت تاریخی به گردش در آوردند . بدین ترتیب حلقه محاصره رییس جمهور در ارگ ریاست جمهوری هر روز تنگ تر شد و زمینه جوالان برای طالبان نکتایدار با اندیشه های فرسوده فراهم تر گردید . ناظرین مسایل سیاسی افغانستان دسته جات وحلقات ماحول رییس جمهور کرزی را به سه دسته وگروه داخلی وخارجی به منظور به چالش کشیدن شخصیت های با نفوذ جبهه متحد ، تقسیم بندی کرده اند : 1- حلقه پشتون های افراطی 2- حلقه پشتون های معتدل 3- حلقه طالبان و حزب اسلامی
افغان ملیتی ها با رهبری انوار الحق احدی وزیر مالیه افغانستان مهمترین حلقه مخالف جبهه متحد در حاکمیت رییس جمهور کرزی بود که در آغاز زمینه نزدیک شدن شخصیت های جبهه متحد با رییس جمهور کرزی را با ایجاد سناریو ومارش طالبانیسم در هرات و حمایت از فرمانده امان الله خان زیر کوه شندند در برابر اسماعل خان و گردانندگی جنگ خونین 15 روزه و کشتن میرویس صادق فرزند ارشد امیر دادگستر حوزه جنوب غرب و همچنان راه اندازی شورش در شبرغان به منظور بد نام ساختن جنرال دوستم و تقویه جمعه خان همدرد یکی از فرماندهان حزب اسلامی حکمت یار در شمال ،تنش را میان رییس جمهور و شخصیت های با نفوذ جبهه متحد تشدیدبخشید . بدین ترتیب زمینه زوال اسماعیل خان در حوزه جنوب غرب ، جنرال دوستم در شمال وهمین طور سر نگونی مارشال فهیم در مرکز به عنوان حامی اینها کاملا فراهم شد .گفته می شود در ایجاد این سناریو زلمی خلیلزاد سفیر و نماینده خاص رییس جمهور بوش این حلقه را حمایت لوجستکی وسیاسی می کرد .
فاوروق وردک به عنوان استراتژیست ترین پشتون در ارگ ریاست جمهوری حلقه معتدل پشتون ها بود که با مشوره های زیرکانه اش حکومت در درون حکومت ایجاد کرد . در واقع او با نفوذ فوق العاده اش در موسسات خارجی وحلقات اطلاعاتی کشورهای بیگانه ، جلب وجذب امکانات پولی و اشغال مناصب متعدد وکلان دولتی توانست نفوذ نیم بند شخصیت های جبهه متحد را در ارگ ریاست جمهوری کاملا متلاشی سازد . او با هشیاری وزیرکی تمام توانست گروپ های متعدد پارلمانی مخالف شخصیت ها ی جبهه متحد را سازمان دهی کند. بدین ترتیب زمینه جولان چهره های اپوزیسیون دولت را در شورای ملی نیز سد نموده و به بد نام ساختن آنها در اذهان عامه ورسانه ها نقش محوری بازی کرد .در واقع فاروق وردک با استفاده از ساده لوحی عبد الجبار ثابت لوی سارنوال افغانستان ، چهره ها ی جبهه متحد را در منگنه رسانه ها قرار داد .
همین اکنون بزرگترین گروپ پارلمانی را افراد حزب اسلامی و طالبان تشکیل می دهند . این گروپ تلاش می کند زمینه بازگشت گلبدین حکمتیار و برخی چهره های طالبان بعنوان طالبان خوب و گلبدینی خوب ، جایگزین چهره های منزوی وبه حاشیه رانده شده جبهه متحد سازد . گفته میشود این سه حلقه تمامیت خواه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری عبدالهادی ارغندیوال را بجای احمد ضیاء مسعود و فاروق وردک را بجای رنگین دادفر اسپنتا وارد قدرت سازند . بدین ترتیب سیاست جایگزینی جریان های تمامیت خواه وسلطه طلب به زودی بعنوان کارا ترین سیاست بر اندازی چهره های با نفوذ اپوزیسیون دولت از قدرت ، جامه عمل پوشیده و پروژه تمامیت خواهان با زوال مارشال فهیم و افول روز افزون جنرال دوستم ، تکمیل گردید. ادامه دارد ....
|