بلقیس – ونکور – کانادا

obelqes@yahoo.ca

Sahmi Zanan dar Jashni IstiqlalAmir Amanulah Khan

آزادی، عزت و وقار انسان

 

در جستجوی گزارشات کشور امروز سری به صفحه آژانس باختر زدم یکی دو خبر را مطالعه نموده که بعنوان درشتی برخوردم:

 حامدکرزی در ضیافتی مشاعره به مناسبت هشتادو نهمین سالروز استرداد استقلال کشور اشتراک وزرید

شروع بخواندن نمودم که چشمم به این عبارت خورد: 

   ...... آزادی را عزت و وقار انسان دانسته و بر حراست از ان تاکید نمودند. آیا واقعا چنین است که آزادی عزت و وقار انسان است اگر چنین است باید از چنین روز کسانی تجلیل نمایند که خود نیز به آزادی باور داشته باشند.

 اما با تاسف دیدیم که برخلاف سالهای گذشته امسال تجلیل از چنین روز در پشت دروازه های ارگ ریاست جمهوری و جدا از مردم سلحشور افغانستان صورت گرفت که به نظر من آزادی را در کمال تجلیل در گوشه ی از باغ ریاست جمهوری دفن نمودند و این اجازه را از مردم گرفتند که دیگر نباید همچو روز ها را که با ریختن خون نیاکانشان حصول شده است تجلیل نمایند. انگیزه اصلی در کجاست؟ این سوالیست که باید دولتمردان افغانستان با شهامت و صداقت به مردم افغانستان جواب گویند.

وقتی روز های تاریخی  و افتخار امیز در بین مردم تجلیل میشود، به این معنی است که تاریخ شکوهمند کشور برای نسل کنونی مانند پرده سینما به نمایش گذاشته میشود و آنها را اماده برای حراست این امانت بزرگ تاریخی و ملی میسازد.

 تاریخ همانند پلیست که گذشته را به امروز وصل میسازد. وقتی نسل امروز از شهامت و دلیری بزرگان خود که چسان در گذشته های نه چندان دور متجاوزین را با شرمساری از سرزمین شان بیرون رانده اند، آگاه میشوند بخود میبالند و این امر باعث آن میشود که آنها نیز برای آزاد زیستن، شیوه نیاکان شان را تعقیب نمایند.

اما با تاسف و درد نسل امروز می بینند که با موجودیت هزاران نیروی خارجی و داخلی دولتمندان افغانستان از ترس چند تروریست چهره آشنا؟ بداخل ارگ پناه میبرند و روز آزادی افغانستان را تجلیل میکنند، متاثر میشوند که چرا خون آن بزرگ مردان تاریخ ساز در رگهای رهبران امروزی در جریان نیست؟ ایا پدران ما در گذشته آزادی خود را با گریه و زاری بدست اورده اند که باید از ان چنین تجلیل صورت بگیرد؟ این تجلیل را افتخار بنامیم یا لکه ننگ بر دامان پاک گذشتگان آزادیخواه ی ما؟ ایا روح ان رادمردان حماسه آفرین را با چنین تجلیل ازرده نساختیم؟

آقای کرزی یک نکته کوتاه را بیاد داشته باشد که مرگ پر افتخار بمراتب بهتر است از ذلت زیستن. امروز شما ثابت نمودید که بمروز زمان شاید همین آزادی نسبی را از میان مردمان ما، صرف برای خوش نگهداشتن دوستان خارجی تان خواهید گرفت.  تجلیل شما از ازادی و آنهم در کنار دوستان بین المللی تان در داخل ارگ، شکست و ناکامی و ترسوئی تان را در برابر چند تروریست به نمایش گذاشت. با چنین حالت دیگر از قهرمانی و شجاعت و مردانگی و تاریخ سازی این ملت هرگز حرفی به زبان مرانید.

بگذارید که دستان چند تروریست که چهره های آشنا میباشند، بخون شما رنگین شود، اما نگذارید غرور و آزادی ملت سربلند افغانستان که در ریاست جمهوری شما برایتان رای  دادند، در پشت درازه های بسته ارگ دفن شود. وقتی ما حرف از شهامت میزنیم باید خود ما نیز با شهامت زیست کنیم.

دوستان خارجی ، دوست واقعی نیستند و اهداف خاص خود را در وجود افراد جستجو میکنند و وقتی خواستهای شان براورده شد، دوستی آنها نیز تمام میشود و چه تمامی که با ختم دوستی باید ختم زندگی را نیز انتظار داشت. اما دوستان داخلی یا ساده تر ملت تان دوستان واقعی هستند که باید به آنها بیشتر متکی بود و در روز حادثه همین ملت فراموش شده ی افغان در کنار شما قرار خواهد گرفت. این واقعیت را منحیث یک تجربه تاریخی بیاد داشته باشید.  به گفته ی شاعر:

 پریشان شد درخت از حمله ی باد          گلی پرپر شد و از شاخه افتاد

در  آن آشفتگی ، مرغ  چمن گفت          چو رفتی از کنارم، رفتی از یاد

 

در پایان این مختصر سوالی از دولتمردان افغانستان دارم که امیدوارم به ان جواب بگویند:

وقتی از ترس تروریستان که گویا به دروازه های کابل رسیده اند شما بزرگان و رهبران گرامی جشن استقلال را در داخل ارگ تجلیل نمودید. چگونه شما بمردم وعده برگزاری انتخابات آینده ریاست جمهوری را میدهید؟ یکی از شرایط برگزاری انتخاباب تامین امنیت است و شما در چند متری ارگ امنیت خود را گرفته نمیتوانید پس صادقانه بگوئید که چسان انتخابات برگزار خواهد شد؟ مگر  اینکه شورای های، پنج سال دیگر دوره ی کار ریاست جمهوری را تمدید نمایند؟

  میل تاریکی مکن، مهتاب باش

                                  قطره گی تا کی؟ خوشا دریا شدن