|
چه باید کرد ؟ امروز پارسیان نام کشور خود را ایران گذاشتند. یکی از استانهای خویش را نیز ایرانیان خراسان نام نهاده اند. گاهی هم به وسیله آدم هایی مشخصی از هموطنان ما از خراسان بزرگ دم میزنند ، بدین معنی که وانمود می سازند که این استان خراسان در ایران بوده که تا سند و چین و ماچین سرحدش میرسیده است، این همان استان است که " خورد شده است" و به در و دیوار مینویسند و از طریق هواداران خویش هم سعی دارند که باید این استان ایران بزرگ شود ،یعنی که باید افغانستان امروزی ، تاجکستان و بخش های از ازبیکستان و ترکمنستان و این سوی دریا تا سند و آن سوی دریا تا قفقاز دوباره به نسبت هم زبانی بودن و هم دین بودن و دیگر ( هم هم بودن) مانند سابق یکجا شده و خراسان خورد شده را دوباره کلان سازند.یعنی چون خراسان فعلاٌ در ایران واقع است، مربوط ایران شوند و یکی از استان هایی بزرگ ایران را تشکیل بدهند. و وقتی از ایران بزرگ هم حرف به میان می آورند منظور جز همین ندارند. بناً باید گفت که تاکید روی کلمهء " افغانستانی" هم اولاً اینک از لحاظ معنی درست نیست و تاکید روی یک چنین اسم بی مسمی امری مبین جهالت اگر نباشد، و با وجود درک معنی از لحاظ لغوی و هم از لحاظ تاریخی و سیاسی ، باز هم پافشاری به عمل آید، مسلماً طرح یک چنین عنوانی بدون هر گونه تردیدی، وابستگی شخص طراح را به فارسیان و توطئه ایشان ، موجه می سازد. . در حالیکه اگر ما نام کشور خود را بنام اصلی آن یعنی خراسان یاد کنیم به گفته مولانای بلخ باز جسته ایم روزگار وصل خود و بر گشته ایم به اصل خود، اصل خراسانی. که دیگر در این خراسان همه اقوام و تبار ها را داریم . و در تکیه بر دیوار خرد و عمل عاقلانه، هیچگونه تعبیض و تفوق و نابرابریی میان تاجیک و پشتون، ازبکی و هزاره ، پشتون و تاجیک و ازبک پشتون و غیره وغیره را نخواهیم داشت. همه را خراسانی داریم با هویت چندین هزار ساله . از سویی دیگر مشت کوبنده ای کوبیده ایم بر تارک کسانی که در پی بی هویت ساختن ملت ما می باشند. اگر ما دیر کنیم و بنامهای که هیچگونه گذشتهء و نیکویی تاریخی ندارد ، در این صورت همان گفته شادروان عبدالحی حبیبی است که گفته بوداگر: « ...چنین دیگر گونیهای عمدی و غیر عمدی را بر نامهای تاریخی بیاوریم، فردا هویت و اصالت تاریخی آن از بین میرود و وقایع و کسانیکه منسوب بدان اماکن و بلادند و جزو تاریخ و فرهنگ این سرزمین به شمار می آیند، نزد مردمان فردا و آیندگان، نا آشنا و مفقود می مانندو در نتیجه بسا از مفاخرتاریخ و فرهنگ از دست میرود مثلاً با تغیر نام اسفزار تمام آن علما و مشاهیری که باین سرزمین منسوبند و جزو مهم تاریخ ما اند، پیش آیندگان ناشناخته می مانند و آنچه را تاریخ بما سپرده، عمداً از دست می دهیم. این کار در نشر و طبع و شروع احوال مشاهیر و ترتیب انتشار متون قدیم اهمیتی بسزا دارد، و بایدآنچه در بین قدما شهرتی بنامی داشته، آن نام را همانطوریکه تاریخ و گذشتگان ضبط کرده اند حفظ کنیم... » 1 ------------------------ 1 – عبدالحی حبیبی، پنجاه مقاله ،طبع مطبعه تعلیم و تربیه ، ص 216 . اما مصیبت در کجاست . مصبیت در یک سلسله پندارهایی واهیی است که امروز تقربیاً به غلط به مُهرهء تعین کننده ای سرشت و سرنوشت و شخیصت جامعه تبدیل یافته است و امروز مکث و بحث روی کلمه افغان همانقدر حساسیت و تعصب بر می انگیزد که بحث و مکث روی اسلام . در حالیکه حاکمیت همین هردو( عنوان) امروز مردم ما را در بند و زنجیرو ستم و مصائب بسته است . |