|
فرستنده : معصومه ضیا زاده
بنام آنکه جان را فکرت آمــوخت چراغ دل به نور جان برافروخت زفضلش هردو عالـم گشت روشن ز فیضش خـــاک آدم گشت گلشن
خوانندگان محترم، مقاله وابیات نغزی که در
پایین این نوشته به نشر داده می شود؛ در حدود هشت سال قبل درشهر زیبای
بیشکیک به قلم محترم محمد داوود "
فرحت " یکی از فرهنگیان و دانشمندان
با استعداد کشورعزیز ما به آرزوی آرامی و آبادانی وطن عزیزم افغانستان
راد مردی از دیار قد سیان بنام خداوند متعال یکـتا از لابلای مطالعۀ محتوای یاد نامۀ شهید بدخشی که مجموعه یی است ازاندیشه های بی آلایش و افکار خردمندانۀ شخصیت های آگاه، دانشمند، ادیب، سخنور وسخندان، نکته سنج ونکته دان، دلسوز، سیاست دان، واقع بین وتحلیلگران که واقعیت ها وحقایق تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشورعزیز ما افغانستان را به صورت درست، رسا وواقعبینانه تبارز داده اند؛ چنین نتیجه گرفتم که شهید بدخشی این ابرمرد واراسته وتاریخ ساز وشخصیت برجستۀ ملی مردمی ما واقعأً در حیات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی ملت وکشور ما نقش بس برازنده و در خورستایشی را ایفأ نموده است. حیات سیاسی شهید بدخشی نشان میدهد که این راد مرد پر تلاش و پژوهشگر، کاردان ودانشمند عمر گرانبها و پراز فیضش را با خلوص نیت وقف نجات همه اقشار ملت مظلوم، محروم و محکوم ما از چنگال مظالم سردمداران خون آشام و سفاک، کاخ نشینان متعصب وملیت گرایان ( قبیله گرایان ) کابل نموده است. دوران حیات شهید بدخشی را که خشونت و اختناق ـ فرمانروایی دولتمردان مستبد ونژادپرستان بی عاطفه تشکیل میداد شهید مبارز را برآن داشت که همچو گاندی ها، لومومباها سیر فکریش را برای نجات ملت ستمدیده واستثمار زده اش تغییر بدهد. شهید طاهر با داشتن افکارعالی وبی تعصب و اندیشۀ عالی وروشن عدالتخواهی سعی بلیغی به خرج داد تا بتواند مردم زجردیده و ستم کشیده اش رااز چنگال اژدها خون آشام بیعدالتی های اجتماعی و برتری طلبی های قومی ونژادی برهاند، تا زمینه برای رشد و پیشرفت شرایط اقتصادی، فرهنگی، علمی وهم چنان بهزیستی و همزیستی سالم و برادرانه بین همه اقشار وقبایل ساکن کشور ایجاد شود. شهید بدخشی این مرد با صلابت و جسور با جسارت وجدیت تمام بخاطر تحصیل احقاق بر حق اقشار محروم کشور در برا بر ستمگری های اهریمنان و دژخیمان حاکم روزگار خود چون کوه استوار ماند.... یادش گرامی باد به قلم محمد داوود " فرحت "
رادمردی از دیار قدسیان بود سودای وطنش درمیان نام نیکش طاهر فرزانه بود بود وطن شمع و طاهرش پروانه بود خاطرش آسوده بود از بخل و کین مردی بود استثنا در روی زمین عاقل و فرزانه وعادل بود مردمش را سرور و ساحل بود آرزویش بود نجات مظلومان بود مرامش خار چشم سفله گان داشت بهرۀ وافر از علم و فرهنگ رهنمای بود هوشیار و زرنگ عالم وعاقل و تاریخدان بود افتخار ملت افغان بود طالب احقاق مظلومان بود مونس وهمدرد یتیمان بود کار و پیکارش با عشق آمیخته بود خدمت خلق با نظرش ریخته بود مردمش را دوست داشت چون جان خویش پرورید خلق را در دامان خویش کرد قیام برعلیه بیداد وظلم همچو کوه ایستاد... ... جرم ومجرم هردو را تقبیح کرد آیین زندگی را تصریح کرد مردی بود روشن ضمیر و پاک نهاد گره یی تبعیض را از بیخ گشاد تاجیک و پشتون وهزاره همه در نظرش بود بیچاره همه ترکمن واوزبیک و قرغیز وقزاق پشه یی ونور و بلوچ را بود نطاق
... ... ... ... ... ... ... ...
بود غمخوار همه از صدق دل وحدت ملی را بود سنگ وگل شد ما را سر مشق آزادگی ملت ما را رهاند از بردگی وقف کرد عمر عزیزش را از آن تا براند از وطن دیو و ددان مردی بود واراسته از هر بندگی کرد به بر با افتخارات زندگی آخ ! که دست مرگ بردش از میان کرد شهیدش اهریمنی نا جوان رونق تاریخ باشد نام او ملت را بیدار کرد پیغام او نام نیکش تا ابد شد جاویدان نقش بست خاطره اش در بیکران "فرحت" اگر تا سحر گویی سخن کی شود آخر کلام من .... پایان بیشکیک ــ سال 2002 میلادی
قسمت اول این مقاله به خط زیبای محترم محمد داوود " فرحت "
|