منابع

[1] . مدیر مرکز «روسیه و خاور  دانشگاه دولتی برناول روسیه» و یکی از جوان ترین و بزرگترین افغانستان شناسان روسیه و  جهان.

[2] . اوچرک- ژانری است (بیشتر ادبی) در باره شرح و وصف فشرده کدامین رویداد حیاتی بیشتر دارای بار اجتماعی- تاریخی یا طرح کلی کدامین مساله در یک نوشته کوچک.

[3]  .  بایگانی سیاست خارجی  فدراسیون روسیه، فوند مواد رفرنس  در مسایل افغانستان،  پرونده 11،  پوشه 151، موضوع شماره 67، برگ های 173-175.

[4]  .  برگرفته از :  Ahmad N.D The Surivival  of Afghanistan 1747- 1979. lahore, 1990, p 167.

[5]  .  برای نمونه، پوبلیسیت نامدار و پژوهشگر تاریخ  آسیا و جهان معاصر، دیلیپ هیرو به این موضوع اشاره می کند:  Hiro Dilip. Holy Wars. Rise of Islsmic Fundamentalism. New York, 1989, p.235 راستش  پنداشت او مبنی بر این که  دوره فرمانروایی نادر شاه «بالاترین چکاد بنیادگرایی اسلامی در افغانستان گردید»؛ متکی است بر پایه  بر فاکت های جداگانه  حمایت بخشی از روحانیون از نادر در دوره  جنگ داخلی 1929  و تقویت قسمی موقف شخصیت های اسلامی در نظام  اداری کشور.

 [6] . مرکز نگهداری و بررسی اسناد تاریخ نوین روسیه، فوند 62، پرونده ویژه 2، پرونده 2208، برگ های 122-123

[7]  . بایگانی سیاست خارجی روسیه، مواد رفرنس در باره افغانستان، پرونده ویژه 12،  موضوع 70، پوشه 156، برگ 104 ب.

[8] .  مرکز نگهداری و بررسی...، فوند 62، پرونده ویژه 2 ، پوشه 1806 ، برگ های 232-233.

[9] .  الکسی ینکف. پ.، «مساله کشاورزی در ترکستان  افغانی» ، مسکو، 1933، ص 19.

[10] . امان الله که پسان ها، با اعضای خانواده  بزرگ خود به ایتالیا پناهگزین شد،  دچار تنگدستی گردیده و در پی آن شد تا یارانه (سوبسایدی) دولتی به دست آرد و یا بتواند از بخشی از دارایی خود که در افغانستان ماننده بود، استفاده نماید. برای نمونه، منظور او کارخانه پشمینه بافی و چرمگری بود که عملا یک کارخانه دولتی بود.( نگاه شود به ص 109 جلد دوم افغانستان در مسیر تاریخ، چاپ دری). 

[11]  . غبار در ص 104 جلد دوم افغانستان در مسیر تاریخ در این باره چنین می نگارد:« عبدالعزیز خان وکیل قندهار ( در دوره امانیه مدیر جریده طلوع افغان) علیه عبدالاحدخان- رییس انتصابی بیانیه یی ایراد و تعیین رییس شورا را حق وکیلان دانست نه این که از طرف دولت تحمیل شود. به همین جرم بود که آن مرد محترم به زندان سیاسی افتاد و سیزده سال بماند. ریش این مرد در زندان سفید و بینایی چشمانش مختل گردید.».-گ.

[12]  . بایگانی سیاست خارجی فدارسیون روسیه، فوند مواد رفرنس در باره افغانستان، پرونده ویژه 13، پوشه 161، موضوع 41، برگ های 5-18 .

[13]  . دیپلومات و خاورشناس امریکایی ل. پاولادا در باره یک فاکت از این هم تکاندهنده تری را گزارش داد: او توانست متن قانون اساسی 1923 دوره  امان الله خان را تنها در کتابفروشی های خیابانی بازار کابل بیابد. کارمندان وزارت عدلیه افغانستان از او اجازه خواستند تا از این یگانه نسخه رونوشت بردارند و این گونه، افغانستان بار دیگر، متن نخستین قانون اساسی خود را باز یافت. ( نگاه شود به:

Poullada L. Reform and Rebellion in Afghanistan,1919-1929 L., 1973  

[14] . بایگانی سیاست خارجی فدراسیون روسیه، رفرنس ها در باره افغانستان، پرونده ویژه 13، پوشه 158، موضوع 8، برگ های 107-109.

[15] . پس از  افتادن کابل به دست نیروهای بچه سقاو، محمد عمر که در دوره امان الله خان مدتی کرسی ریاست ستاد کل ارتش را داشت، روابط تنگاتنگی با سفارت شوروی داشت. محمد عمر  به چند زبان از جمله روسی سخن می گفت و یکی از  آموزش دیده ترین افسران افغانی به مفهوم اروپایی آن بود. نگاه شود به : بایگانی سیاست خارجی فدراسیون روسیه، فوند رفرنس ها در باره افغانستان، پرونده ویژه 12، پرونده 156، موضوع 69، برگ های 17-18.

[16] . دیپلمات های شوروی، محمد ولی خان را همچون «سر سپرده ترین کس ما و روی هم رفته، شاید لایق ترین رجل افغانی» ارزیابی می کردند. (نگاه شود به: مرکز نگهداری و بررسی...، فوند 62، پرونده ویژه 2، موضوع 2208، برگ 16)، مگر رهبری سیاسی شوروی ممکن نمی شمرد تا او را از چنگ خشم نجات دهد).

[17] . در این زمینه غبار در ص 40  جلد دوم افغانستان در مسیر تاریخ می نویسد: « ... شاه، عبدالرحمان خان لودی را که آن وقت رییس بلدیه کابل بود، به قصر دلگشاه احضار و به مجرد رسیدن امر کرد که او را همان جا نزدیک برج ساعت نظامیان گارد گلوله باران کردند و نعشش را روی خری نزد زنش به شوربازار فرستادند. میت او در گورستان  شهدای صالحین بدون نام و نشان دفن  شد. »- گ.

[18] . رجال دولتی و شخصیت های سیاسی ـ اجتماعی افغانستان (فرهنگ اطلاعاتی)، مسکو،1967، ص. 9.، منبع دیپلوماتیک شوروی، زیر نام: «نقش روحانیون در زندگی اجتماعی افغانستان»،  چاپ سال 1957،  آگاهی هایی گسترده یی در باره آموزش خلیل الله خلیلی در لیسه حبیبیه، در  دست می گذارد. در کتاب، خلیلی به عنوان یکی از پیشتازان سیاسی- مذهبی و اندیشه ورز  نامدار کشور و منطقه معرفی می شود. نگاه شود به: بایگانی سیاست خارجی  فدراسیون روسیه،  اسناد رفرنس در مسایل افغانستان، پرونده ویژه 39،  پرونده 241، موضوع 14، برگ 40.

گوشه یی از زندگینامه سیاسی خلیلی که با «انقلاب» 1929 پیوند دارد، تا کنون کمتر از سوی پژوهشگران موشکافی شده است؛ هرچند، شماری از خاورشناسان شوروی با ژرفنگری به بررسی میراث سرایشی و نوشتاری وی پرداخته اند. بانو پرونتا رسالهء دکترایش را درین گستره در دانشگاه بامبرگ Bamberg جمهوری آلمان فدرال نگاشته است. او بارها در همایش های بین المللی در باره جلوه های گوناگون زندگی و پویایی خلیلی سخنرانی کرده است. (برای نمونه، نگاه شود به: سخنرانی وی در سومین کنفرانس اروپایی «ایرانستیک» (ایران شناسی) در سپتامبر 1995 در کمبریج زیر عنوان:  بچه سقاء یک رابین هود افغانی یا  یک رهزن، نوشته خلیل الله خلیلی،  1929 .

Bacca-i Saqqa`- an Afghan Robin Hood or a bandit: Khalilullah Khalili`s revision of  1929.

منبع اصلی پژوهش بانو  پرونتا، کتاب خلیلی در بارهء عصر «امیر حبیب الله کلکانی» (بچه سقاو) («عیاری از خراسان ـ امیر حبیب الله، خادم دین رسول الله»، چاپ پیشاور، 1990) بوده است. 

[19]  . این پیش درآمد، در مقاله دیگر آقای بویکو زیر نام «قهرمان رخدادهای مزار سیمای سیاسی استاد خلیل الله خلیلی»  نگاشته است و ما آن را  به عنون زیر نوشت در این جا آوردیم. چون این مقاله به قلم آقای  بهره مان به دری برگردان شده بود، ما آن را با اندکی ویرایش در این جا آوردیم- گ.

 [20] . Ghani, Abdul. A Review of the Political Situation in Central Asia. Lahore, 1921, p. 105-106.

[21]  . مرکز نگهداری و بررسی....، فوند 62، پرونده ویژه 2، پرونده 1806، برگ 197.

[22] . بایگانی سیاست خارجی فدراسیون روسیه، رفرنس ها در باره افغانستان، پرونده ویژه 11، پوشه 147، موضوع 4، برگ های 50-51، در پیام جستار شده خلیلی، سبک نگارش و املای ترجمه پیام به زبان روسی که به وسیله کارمندان قونسولگری شوروی در مزارشریف انجام شده است، حفظ گردیده است.

[23]  . همان جا، برگ 198.

[24]  .  مرکز نگهداری و بررسی....، فوند 62،  پرونده ویژه 2، موضوع 1806، برگ 199.

[25]  . بایگانی سیاست خارجی فدراسیون روسیه، فوند رفرنس ها در باره افغانستان، پرونده ویژه 11، پوشه، 147، موضوع 4، برگ 223 .

[26]  . همان جا، برگ 19.

[27]  . مرکز نگهداری....، فوند 62، پرونده ویزه 2، پوشه 1806، برگ 215.

[28]  . بایگانی سیاست خارجی روسیه، فوند رفرنس ها در باره افغانستان، پرونده ویژه 12، پوشه 153، موضوع 19، برگ 18.

[29]  . همان جا، برگ 19.

[30]  . بایگانی سیاست خارجی روسیه، فوند رفرنس در باره افغانستان، پرونده ویژه 13، پرونده 161، موضوع 41، برگ 127.

[31] .  یکی از نسخه های این کتاب سه جلدی اکنون در کتابخانه مرکزی دانشگاه هاروارد (Library Wineder ) نگهداری می شود. نویسنده این امکان را یافت که با آن در دوره بازدید علمی از ایالات متحده امریکا  در پاییز 1998- بهار 1999 آشنا شود. در مراسلات دیپلماتیک شوروی آغاز  سال های 1930، تذکر داده می شود که کتاب خلیلی که به سال 1931 به چاپ رسیده بود، از سوی ماکسیمف- کارمند کمیساریای خلق در امور خارجی به زبان روسی برگردان شده بود و اصل کتاب به زبان پارسی، به کتابخانه کمیساریای خلق در امور خارجی سپرده شد.  

[32]  . این کتاب، چندی پیش در ایران از سوی انتشارات عرفان تجدید چاپ شده است- گ.

[33].  بایگانی سیاست خارجی فدراسیون روسیه، رفرنس ها در باره افغانستان، پرونده ویژه 13، پوشه 158، موضوع 8، برگ 114.

[34]  . بخش هایی از زندگینامه وی،  که درین بخش آمده است، ناگزیر می گرداند تا به ارزیابی های صابر میرزایف- ادبیات پژوه تاجیک در پیوند با مرحله آغازین روشنگرانه در افغانستان، به ویژه در آن تز وی مبنی بر این که «از سخنوران این دوره (سال های دهه 1920- بویکو)، که به هواداری از امان الله خان برخاسته بودند، باید از خلیل الله خلیلی  (تکیه از بایکو است) نام برد، می توان شک و تردید کرد. نگاه شود به: میرزایف، صابر، مرحلهء آغازین ادبیات روشنگرانه در افغانستان، رساله نامزدی دکترای علوم زبانشناسی، به شکل سخنرانی علمی، دوشنبه، 1994، ص.15.

[35]  . چراغ زندگانی خلیل الله خلیلی، در سال 1986، در غربت، در شهر مرزی پیشاور پاکستان بی فروغ شد. او، [که پس از رویدادهای 27 اپریل 1978 به پاکستان پناهگزین شده بود] در آن سال ها با پویایی کار بیشتر دارای بار  ادبی بس بزرگی را به سود اپوزیسیون اسلامی انجام داد. سروده «استخوانم سوخت جانا، آشیانم درگرفت» (که استاد آن را به یاد غزل شیوای داکتر صحرایی سروده بود،- گ.)  به گونه بس شگفتی برانگیز، برگ پایانی دفتر زندگانی سیاسی او گردید.

[36]  .  نگاه شود به: غبار ، افغانستان در مسیر تاریخ ، جلد دوم، ص 38 ، ویرجینیا، 1999.

[37] .  غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، جلد دوم، ص38- 39، مقایسه غبار [(مقایسه رضا خان و نادر خان از دیدگاه تراز سوادآنان)] درست نیست. زیرا نادر یکی از باسواد ترین و آزموده ترین نظامیان افغانستان بود و یک سیاستمدار بس با تجربه و با کیاست در عرصه های گوناگون. 

[در متن دری جلد دوم کتاب افغانستان در مسیر تاریخ  چنین آمده است: «در ایران برای آن که زمینه برای جانشین شدن رضا خان یک ضابط گمنام به عوض سلسله قاجار  مهیا گردد، نخست ضیا الدین طباطبایی مثل بچه سقاء روی صحنه آورده شد تا متنفذین مردم ایران را برنجاند و آماده برای پذیرش یک رژیم جدید نماید. رضا خان با این ترتیب پادشاه مقتدر و مستبد ایران گردید. در حالی که سواد حسابی نداشت و از فرهنگ و تحصیل و تجارب سیاسی محروم و به دور بود. این وضع با نقشه و شکل دیگری اینک در افغانستان تطبیق گردیده است»].  

[38] . همان جا.

[39]  . همان جا، ص 39.

[40] . بایگانی سیاست خارجی فدراسیون روسیه، فوند مواد رفرنس در باره افغانستان، پرونده ویژه 12، پرونده 70، پوشه 156، برگ 132.

[41]. نویسندگان  یکی از این شبنامه های «گزنده» که در سال 1930 پخش گردیده بود، پیام خود را  عنوانی »مردم دلیر افغانستان، به همه هواداران جوانان افغان، و پاسداران آیین مبین اسلام» نگاشته بودند. برگرفته از بایگانی سیاست خارجی فدراسیون روسیه، مواد رفرنس در باره افغانستان، پرونده ویژه 12، پوشه 69، پرونده 156، برگ 23.

[42] . بایگانی....پرونده ویژه 126،  پوشه 1، پرونده 157،برگ 4.

[43]  . همان جا، برگ 3..

[44]  .  برخی از کارشناسان تاریخ افغانستان، دوره فرمانروایی خاندان مصاحبان ( نادریه) را به دو دوره تقسیم می نمایند: دوره نخست که به نام «نادریه اول» یاد  می گردد، و  مشتمل می گردد بر دوره فرمانروایی خود نادر شاه و سپس برادرانش یعنی عمام ظاهرشاه- هاشم خان، شاه محمود خان و به گونه غیر مستقیم شاه ولی خان.  نادریه دوم مشتمل بر دو نیم دوره دیگر می گردد که عبارت اند از دوره فرمانفرمایی بنی عمام ظاهر شاه (داوود خان و نعیم خان) و فرمانروایی و پادشاهی بلافصل خود او  که در واقع دوره  نیمه دموکراسی دهه 60  سده بیستم را در بر می گیرد و  این دوره را به نام «نادریه بعدی« می خوانند. 

[45]  . بایگانی.... پرونده ویژه 13، پوشه 158، پرونده 8، برگ های 158-161.

[46] . جریده افغانستان به زبان دری، سر از رخدادهای سال 1929 به چاپ می رسید و هوادار تمامیت ارضی و استقلال افغانستان بود. و به ویژه، ادعاهای ارضی برخی از محافل ایرانی را بر افغانستان به باد نکوهش می گرفت.

[47] . برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر در زمینه نگاه شود به : صفحات 134-135 افغانستان در مسیر تاریخ، متن دری.

[48]  .  در ص 135 جلد دوم افغانستان در مسیر تاریخ در این باره چنین آمده است: » شهزاده احمد علی خان درانی لاهوری (مدیرانجمن ادبی کابل) موظف شد مردی را در لاهور بخرد و به حیث نوکر داخل خدمت مرتضی احمد نماید. این شخص مامور بود که با معاش اندک خدمت بسیار صادقانه برای مرتضی خان انجام دهد تا طرف اعتماد او واقع گردد. وظیفه دومیش این بود که بداند تمام نامه هایی که از داخل و خارج هندوستان به عنوان مرتضی خان می رسد، در کدام جعبه گذاشته می شود. آخرین کار این مستخدم دزدیدن این جعبه و تحویل دادن در برابر دو هزار روپیه کلدار به شهزاده بود. این کار به سهولت انجام گرفت و طوری که شهزاده می گفت بکس مراسلات عنوانی مرتضی سر بسته به کابل رسید و در ارگ شاهی گشاده و مطالعه شد. احمد علی درانی می گفت که دولت افغانستان تمام اشخاصی را مقالات مخالفانه در جریده افغانستان فرستاده بودند، از روی خط نامه و روی پاکت شناخت مگر کسانی را که مقاله تایپ شده و بدون امضای اصلی خود فرستاده بودند.-گ.

[49] . غبار در ص 136 جلد دوم افغانستان در مسیر تاریخ، در این باره می نویسد: « ... برای شناختن روشنفکران غیر معروف، دولت یک جریده انتقادی ضد خود به نام «حقیقت» را طور شبنامه نشر می نمود تا مخالفان را گرد آن جمع آوری کند و بشناسد. موظف این کار از طرف دولت نیک محمد نام کابلی معروف به «میرزا نیکو» - جوان دقیق و ظریف و منطقی و جذاب بود. او سال ها پیشتر در قندهار با رفقای خود ضد دولت امانیه کار می کرد و....».- گ.

[50]  . غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، جلد دوم، ترجمه به زبان انگلیسی، جلد دوم، ص 112.

در  ص 136-137 متن دری کتاب این موضوع چنین بازتاب یافته است: » خوب، جوانان کابل با زحمتی که آقای نیکو کشید، به جریده نپیوستند، بل که خود نشریه یی به نام «حقیقتٍ حقیقت» شایع کردند و سلطنت را از بنیاد بکوفتند».-گ. 

[51]  . بایگانی...، پرونده ویژه 12، پوشه 70، پرونده 156، برگ های 128-129.

[52]  .  همان جا ، برگ 26

[53]  .  همان جا، برگ 41

[54] .  در این زمینه غبار در ص 40 جلد دوم افغانستان در مسیر تاریخ می نگارد: « راجع به عبدالرحمان خان توطئه یی شد که توسط شیر احمد خان تاجر در بدل اجرت یک نفر جهرچی را وا داشتند که از نام عبدالرحمان خان- رییس بلدیه در بازارهای کابل جهر بزند : « مردم شمالی (کوهدامن و کوهستان) بغاوت کرده و تا نزدیک کابل رسیده اند. شما مردم کابل هوشیار و حاضر به دفاع خود شوید و دکان ها را ببندید». حکومت این جهر را تحریک مردم از طرف رییس بلدیه خوانده، خودش را کشت، خانه اش را تفتیش و آثار قلمی اش را ضبط نمود و آن گاه محمد گل خان مهمند- وزیر داخله در منبر مسجد چوب فروشی کابل بالا شد و نطقی دایر «به کفر و زندقه و الحاد» عبدالرحمان ایراد کرد و بوتلی را کشیده به مردم نشان داد و گفت : « این بوتل شرابی است که از خانه عبدالرحمان به دست آورده ام.»- گ.

[55] . همان جا، برگ 53..

در ص 44 جلد دوم افغانستان در مسیر تاریخ این صحنه به گونه زیر پرداز شده است: «... شاه با جمع غفیری از درباریان، پیاده برای تفرج عصری از دروازه ارگ خارج شد و همین که در سرک مقبره امیر عبدالرحمان خان رسید، بیستاد و درودی به روح آن پادشاه خونریز بخواند و آن گاه رو به جمعیت کرد و گفت: « در تمام سلاطین افغانستان، مردی که مردم افغانستان را خوب شناخت و خوب اداره کرد، همین پادشاه ( اشاره به قبر امیر) بود...».- گ.

[56] . به خواهش حکومت افغانستان، اشتراک کنندگان تبعید شده شورش کوهدامن، سال های درازی در هند بریتانیایی نگهداشته شدند.  و تنها پاییز 1939 همه آن ها به افغانستان آورده شدند. (نگاه شود به: اوستا اولسن، اسلام و سیاست در افغانستان، ترجمه خلیل زمر... ) 

[57]  . بایگانی...، پرونده ویژه 12، پوشه 70، پرونده 156، برگ 38.

[58] . بایگانی سیاست خارجی فدراسیون روسیه مواد رفرنس در باره افغانستان پرونده ویژه 12، پرونده 70، پوشه 156، برگ 207، بایگانی...، مواد رفرنس در باره افغانستان، پرونده ویژه 12، پرونده 7، پوشه 156، برگ 122. 

[59] . محمد یعقوب خان- وزیر پیشین دربار امیر امان الله خان، در عهد نادر خان به سمت والی کابل گماشته شد- مرکز نگهداری و بررسی اسناد تاریخ نوین روسیه ، فوند 62 پرونده ویژه 2، پوشه 2208، برگ 134.

[60] . همان جا، برگ 123، لودویک آدمک کارشناس سرشناس امریکایی مسایل افغانستان یک فاکت دلچسپ را گزارش می دهد که بار دیگر بر اپورتونیسم سیاسی جوانب جنگ داخلی 1920- اوایل 1930 گواهی می دهد. بنا به مدارک او، یکی از اشتراک کنندگان رخدادهای مزار عطا محمد، نه تنها سزا ندید، بل که به کمیسیون یعقوب خان شامل ساخته شد.  Adamec, Ludwig W. Who, Who of Afghanistan, Grz, 1975,p. 124-125

[61]  . نورم جلب و احضار به خدمت زیر پرچم  با احتساب یک نفر از هشت نفر واجد شرایط در محلات بر اساس پشک( قرعه) -گ.

[62]  . این واژه، جاگزین واژه «غلام بچه» گردید که در گذشته در دربارهای عبدالرحمان خان و حبیب الله خان کاربرد داشت-گ. 

[63]  . مرکز نگهداری و ..... فوند 62، پرونده ویژه 2، پوشه 2208، برگ های 141-142.

[64]  . بایگانی سیاست خارجی....، فوند رفرنس ها در باره افغانستان، پرونده ویژه 126، پروتکل1، پرونده 155، برگ 27.

[65]  . نگاه شود به : یوری گانکوفسکی، مقاله: ابراهیک بیک لقی، مجله «آسیا- افریقا- امروز» ، 1994، شماره 4 ؛ همچنان اثر دیگر وی :

Ibrahim Beg Loqai – Pakistan Jornal of History and Culture, Islamabad, 1996, v. 17 = 1,pp. 105-114.

ارزیابی گانکوفسکی از شخصیت و پویایی ابراهیم بیک ملاحظاتی را از سوی برخی از خوانندگان در پی داشت. برای نمونه، در نقد  مفصلی که بر  مقاله او در زمینه مبارزه با مسایل باسماچی گرایی در مجله انترنتی«ترکستان» (که در هالند به نشر می رسد)، نوشته شده است، ابراهیم بیک چونان «مرد خون آشامی که در کشتن آدم های بسیاری دست داشت» ، توصیف می شود.

. Turkistan newsletter, v. 97: 1-104 (2 December 1997) – Turkistan-n@Turkistan.org

[66] .  مرکز نگهداری و .... فوند 62، پرونده ویژه 2، پوشه 1803، برگ 6

 مهاجران ترکمنی نیز با قره قل همین گونه رفتار می کردند:

آن ها قره قل را به افغانستان می بردند که دو بار گرانتر می فروختند. افزون بر آن، حتا آن بخش قره قل، که از سوی نهادهای بازرگانی دولتی به آن ها داده می شد، بعدا به افغانستان قاچاقی برده می شد.

[67]  . دلچسپ است که در گفتگو با مرزبانان شوروی در 1929 یکی از بای ها اعلام داشت که او خود را از اتباع نیکلای دوم می شمارد و دیگری از اتباع امیر بخارا.  همان جا، برگ 18.

[68] . برای نمونه، در قره قوم جنوبی بیش از 300 هزار راس گوسفند ماده را قبیله های درانی و غلزایی می چرانیدند.

[69] .  یوری گانکوفسکی، مقاله یی زیر نام « ابراهیم بیک لقی» - مجله آسیا و افریقا امروز، 1994، ص.62 .

 [70]  . مرکز نگهداری  و بررسی اسناد تاریخ نوین روسیه ...  فوند 62،  پرونده ویژ] 2،  پوشه 2208، برگ 211.

[71]  .  بایگانی سیاست خارجی روسیه،  فوند  رفرنتوری  در باره افغانستان، پرونده ویژه 12ب، ردیف اول، پرونده 157، برگ های 55-56،

 در عمل، این گونه طرح آشکار مساله، تنها ابراز دیدگاه های شخصی است، چون خود تسوکرمان هنگام  بررسی این موضوع، به دلیل از میان رفتن ساختار بخش  شرق میانه در کمیساریای ملی، دیگر دست اندر کار مسایل افغانستان نبود.  معاون کمیساریای ملی با دیدگاه او موافق بود، چیزی که در باره آن به دیگر کارمندان این اداره، به ویژه به نماینده دایمی شوروی در انگلستان سوکولنیکف رهنمود داده بود.

[72]  . بایگانی سیاست خارجی شوروی، فوند رفنتوری در باره افغانستان، پرونده ویژه 13، ، پرونده 161، پوشه 41، برگ های 222-223.

[73] .  غبار، جلد دوم افغانستان در مسیر تاریخ، ترجمه انگلیسی، ص.64

[74]  .  بایگانی سیاست خارجی روسیه، فوند ریفرنتوری در باره افغانستان، پرونده ویژه 13، پروندخ 161،  پوشه 41، برگ های 45-46.  پروفیسور ویکتور کارگون [ مسوول بخش مطالعات افغانستان در انستیتوت خاورشناسی فرهنگستان علوم روسیه- گ.] در این باره می نویسد: «... نیروهای نادر شاه به رهبری وزیر حربیه- شاه محمود به نواحی شمال کشور گسیل گردیدند و در آن جا در مرز افغانستان با شوروی  یکجا با یگان های ارتش سرخ آخرین دسته های مسلح باسماچی ها را  بیخی نابود ساختند». مگر وی هیچ گونه اسناد و مدارکی برای ثابت ساختن این مدعای خود نمی آورد.  نگاه شود به نوشته او در اثر  «تاریخ سامانه یی مناسبات بین المللی» ، جلد یکم، ، مسکو، 2000، ص. 223

[75] .  شاهخمارف س.  مهاجران آسیای میانه در سال های دهه  20 سده بیستم در افغانستان، مجله برگ های تاریخ، نشر فرهنگستان علوم جمهوری تاجیکستان، سری: خاورشناسی، تاریخ و زبانشناسی، 1991، شماره 4، ص 57.

[76] .  مرکز نگهداری و بررسی ....، فوند 62، پرونده ویژه 2، پرونده 2548، برگ 101.

[77]  .  بایگانی سیاست خارجی روسیه، فوند رفرنتوری در باره افغانستان ، پرونده ویژه 13،  پیک 41، پرونده 161، برگ 170ب.

[78]  .  غبار در جلد دوم افغانستان در مسیر تاریخ، محمود طرزی را  نیز  به این گروه مربوط می داند. مگر هیچ گونه منابعی که گواه بر پویایی های سیاسی طرزی – رهبر پیشین  جوانان افغان و خسر امان الله خان در دوره  مهاجرت تازه وی باشد، به دست نمی دهد. نگاه شود به جلد دوم افغانستان در مسیر تاریخ، به زبان انگلیسی، ص 94.

[79] . بر پایه مدارک منابع دیپلوماتیک شوروی در ایتالیا، در این جا، مقارن با تابستان 1930 گروهی از ناسیونالیست های افغانی تشکل یافته بود که هدف آن برگزاری  مجلس ملی در  کابل بود: پویایی گروه دارای بار زیرزمینی بود. روزنامه گروه در هند به چاپ می رسید که پنهانی به افغانستان برده می شد- بایگانی سیاست خارجی فدراسیون روسیه، رفرانتوری در باره افغانستان،  پرونده ویژه 12، پوشه 69، پرونده 156، برگ 21.  

[80]  . اقدامات مهاجران، حکومت را تا آن جا نگران ساخته بود که فیض محمد زکریا- وزیر امور خارجه، کتابی نوشت زیر نام «رد آوازه ها در باره شاه سرنگون شده» (به زبان های دری و اردو، چاپ کابل، 1931)، که در آن، وی شاه پیشین را که زمانی «امان الله کبیر» می خواند،  به باد سرزنش گرفت و متهم به همه گناهان  و تحریکات در برابر پادشاه جدید- نادرشاه کرد. غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، جلد دوم، ص 95 ، ترجمه انگلیسی.

غبار در چاپ دری جلد دوم افغانستان در مسیر تاریخ، در ص 115 این موضوع را چنین بازتاب داده است: « ... یک بار هم اعلامیه مشروح در چندین صفحه با امضای شخص امان الله در افغانستان منتشر گردید. در این اعلامیه، پروپاگند و اتهامات مخالفان علیه امان الله خان به شکل استواری رد شده، مرام او برای ترقی افغانستان توضیح شده بود و ضمنا از لغزش های گذشته عاقلانه اعتراف گردیده و چهره اصلی رژیم نادرشاه تصویر شده بود. سه نفر با آوردن این اعلامیه در افغانستان نزد نادر شاه متهم گردیدند که یک نفر آن دوران خان نام یک مهاجر هندی بود. دوران خان دستگیر و فورا در  بالاحصار کابل اعدام گردید.

این اعلامیه، سلطنت نادرشاه را تکان داد و بر خشونت او افزود. فیض محمد زکریا – وزیر خارجه، داوطلب تردید اعلامیه گردیده و شتابزده کتابی به نام «تردید شایعات باطله شاه مخلوع» به زبان های اردو و دری (طبع کابل، سال 1310) منتشر ساخت. در این کتاب، فیض محمد خان که قبلا امان الله خان را « امان الله کبیر» می نامید، شدیدا او را سرزنش و متهم کرده و در صفحه سوم «اغتشاش سقوی» را « انقلاب کبیر» خواند-گ.

[81]  . بایگانی سیاست خارجی فدراسیون روسیه، رفرانتوری در باره افغانستان، پرونده ویژه 12ب، پوشه 157، برگ 34

[82]  . مرکز نگهداری و بررسی....، فوند 495، پرونده ویژه 154، پوشه 417 آ ، برگ 2. گردانندگان کمینترن (انتر ناسیونال کمونیستی) در سال های 1930-1931 با پیشنهاد نمودن اندیشه ایجاد حزب انقلابی افغانی، بی گمان دستاوردهای ناچیز پخش ایدئولوژی و پراتیک چپ رادیکال را در سال های 1919-1921 در افغانستان در سنجش نگرفته بودند. دشواری های فزونشمار (سازمانی، مادی و  باوری- سیاسی) در این راستا منتظر حتا چپی های به بارها کارکشته تر ایرانی از دیدگاه معیارهای آسیای میانه بود.

 

سلطان زاده- نماینده حزب کمونیست ایران در کمینترن، در یادداشت گزارشی خود به کمیسیون سیاسی کمیته اجرایی انترناسیونال کمونیستی، با اندوه، بار تصادفی پیوندهای این سازمان را با هوادارنش در منطقه خاطر نشان ساخت:  مهم ترین اسناد پس از گذشت 4-5 ماه به این جا می رسیدند و در خود مقر انقلاب جهانی در باره برخی از مهم ترین رخدادهای خاور پس از ده ماه آگاهی می یافتند!  وضع  پخش مواد و مدارک سیاسی- تبلیغاتی هم از این بهتر نبود: « تا 1928 یعنی تا آمدن من به کمینترن، هیچ گونه اثر مارکسیستی- لنینستی به زبان پارسی نبود. پس از کار توافرسای سه ساله، توانستم به یاری شماری از رفقای پارسی [( ایرانی)-گ.] ، کتابخانه کوچکی از کتابواره ها (بروشورها)ی مارکس، لنین و استالین ایجاد نموده، و چاپ مجله حزبی- «ستاره سرخ» و روزنامه حزبی- «پیکار» و گسیل آن  ها را به خارج سازماندهی نمایم (همان جا،  پوشه 461، برگ های 33، 35 ). کمبود مواد سیاسی- تبلیغاتی و دیگر مشکلات برشمرده شده چپی های ایرانی، به پیمانه از این هم بیشتری می بایستی در افغانستان بروز کرده باشد- جایی که کار همانندی عمدتا به زبان فارسی به پیش برده می شد.

[83]  .  همان جا، برگ های 57-59 .

[84]  . مرکز نگهداری و بررسی...، فوند 495، پرونده ویژه 154، پوشه 461، برگ 9، ولادیمیر بویکو، دورنماهای توسعه اجتماعی افغانستان، در  اوایل سال های دهه 1930: دیدگاه مبصر- مجله آنالیز ها، مسکو، انستیوت خاور شناسی اکادمی علوم فدراسیون روسیه، صص 34-39 .

[85]  .  بایگانی سیاست خارجی روسیه، فوند رفرانتوری در باره افغانستان،  پرونده ویژه 13، پوشه 41، پرونده 161، برگ 19.

[86]  . بایگانی سیاست خارجی فدراسیون روسیه، فوند رفرانتوری در باره افغانستان، پرونده ویژه 13، پوشه 158، پرونده 8، برگ 104.  بنا بر مدارک  ارایه شده از سوی دیپلومات های شوروی، محمد گل خان هوادار ساختار اصلاحی بود. مگر انجام آن را در افغانستان پیش از وقت می خواند. در مراسلات دیپلوماتیک  سال های دهه 1930 او به عنوان یک هوادار پنهانی امان الله پرداز می گردد. فاکت های به دست آمده بر اساس منابع خطی و نیز تصویری از روی عکس ها نشان می دهند که همو  محمد گل خان هنگامی که تصدی وزارت داخله را در دولت نادریه داشت، یکی از عمده ترین و در عین حال یکی از  پرشورترین سرکوبگران قیام کوهدامن بود. پسان ها هنگامی که والی این استان گردید، به همین پیمانه با خشونت به تسویه حساب با  نیروهای اپوزیسیون پرداخت.

[87]. Afghanistan strategic intelligence: British records. 1919-1970 vol.2  Ed by Anita L.P. Burdent. Slough: Archive editdions . 2002 p.  331-332.

[88] . به گفته غبار در صص 116-117 جلد دوم افغانستان در مسیر تاریخ، در این صحنه غلام جیلانی خان- بردار غلام نبی خان و پسران عمش جانبازخان نایب سالار  و جنرال شیر محمد خان حضور داشتند. او گفتگوی نادر خان و غلام نبی خان را این گونه پرداز می کند: « خوب غلام نبی خان! افغانستان به شما چه کرده است که شما خیانت می کیند؟» . غلام نبی خان در پاسخ گفت: « افغانستان می شناسد که خایین است».-گ.

[89]. افغانستان در مسیر تاریخ، جلد دوم به زبان انگلیسی، ص 96 .

[90] . برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر در باره ماجراهای فقیر ایپی، نگاه شود به مقاله « استخبارات آلمان در منطقه قبایل» در همین کتاب.

[91]  . خانواده اعتمادی – یکی از شاخه های خاندان محمد زایی، از بازماندگان سردار سلطان محمد خان طلایی-  نیای بزرگ محمد  نادر خان است.

[92]. Afghanistan strategic intelligence: British records. 1919-1970 vol.2  Ed by Anita L.P. Burdent. Slough: Archive editdions . 2002 p.  331-332.

[93]  . به گفته غبار،  سید شریف خان-  سر یاور (آجودان نظامی) شاه-گ.

[94] . در ص 66 جلد دوم افغانستان در مسیر تاریخ این سخنان چنین ثبت گردیده است: « به نادر خان بگویید که اگر تو هزار آدم مثل مرا بکشی، باز هم روزی رسیدنی است که ملت افغانستان ماهیت اصلی ترا خواهد شناخت و حساب خود را خواهد گرفت».-گ.

[95] .  Adamac Ludwig W. Who is who in  Afghanistan. Graz . 1975 P. 152.

[96] .  داکتر عبدالحکیم طبیبی، خاطرات ده سال زندگی دیپلماتیک من، 1995 ، ص 29 ، متن انگلیسی. 

[97] . Marwat Fazal-ur- rahim. The Evolution and Growth of Communism in Afghanistan… P. 184-185.

[98] . در باره موجودیت و سرنوشت این گروه در دوره نادریه، سید فدا یونس  افسر و دیپلومات پیشین پاکستانی در کتاب خود زیر نام «افغانستان ، احزاب و جریان های سیاسی در سال های 1879-1997»، چاپ پیشاور، 1997 صص 23-24  خبر می دهد.

منابع دیگر، تاریخ تشکیل این گروه را دو دهه بعد تر، در دوره صدراعظمی شاه محمود خان- پس از پایان جنگ جهانی دوم می پندارند که بیشتر مقرون به واقعیت است. بلخی، بر پایه این مدارک، پس از بازگشت از ایران، نخست هسته جنبشی را در هرات گذاشت و سپس به کابل آمده حزبی پی ریزی کرد و پس از چندی دست به کودتاه زد. او، بی درنگ به روز اول حمل 1329 در زمان نخست وزیری شاه محمود خان، پس از شکست کودتای نافرجام نوروزی اش، زندانی شد و مدت چهارده سال تا 1343 در زندان بماند و به سال 1347 درگذشت.-گ.  

[99] . غبار در ص 154-155 نام این شخص را به نام محمد عظیم از تحصیل یافتگان آلمان یاد می کند و شرح مفصلی از ماجرا ی سفارت انگلیس پرداز می کند. به گمان غالب، منابع روسی نام محمد عظیم را  به اشتباه محمد امین آورده باشند-گ.

[100] . آ.  ارنولد- شوروی شناس و خاورشناس امریکایی بر آن است که اقدامات دهشت افگنی زنجیره یی آغاز دهه 1930 -  کار دست جوانان افغان از لیسه نجات ( که توسط آلمانی ها ساخته شده و اداره می شد)،  بود. ارنولد در شمار مسایلی که جوانان افغان و نادریه را از هم متمایز می ساختند( افزون بر یک رشته تضادهای مربوط به به پادشاهی رسیدن نادر و مانند آن) خواست های آنان مبنی بر  برگردانیدن سرزمین های از دست رفته استان شمال باختری هند بریتانیایی با باشندگان پشتون را که برای نادریه اصولا غیرعملی پنداشته می شد، بر می شمارد. ارنولد که شاید یگانه پژوهشگر از جمله پژوهشگران این مساله باشد که رد پای خارجی را در توطیه اوایل سال های دهه 1930 جوانان افغان پی گرفته است. او برای نمونه؛ می نگارد: «شوروی ها .... دست کم از پیش از سوء قصد  برنامه ریزی شده  به جان نادر خاناز آن آگاهی داشتند». آن چه که مربوط به خود جوانان افغان (دقیق تر کسانی که ارنولد  به عنوان جوانان افغان  پرداز می نماید) می گردد، آن ها به رغم دکترین انقلابی شان و پیوندها با شوروی ها، متمایل به مارکسیسم نبودند. آن ها ناسیونالیست های پرشور و خونگرم بودند که به خاطر هر آنچه که آنان از دیدگاه تاریخی و بازگردانیدن سرزمین های از دست رفته،  ناروا می پنداشتند، انتقام می گرفتند.

بسیاری از اندیشه های آنان، یک سره با روح مارکسیم- لنینیسم هماهنگ بود. مگر با این هم، این جنبش  زیر تاثیر شوروی نرفت. برگرفته از اثر ارنولد زیر نام «افغانستان: دو حزب کمونیست»، ص 8، به زبان انگلیسی.

 ارزیابی های ارنولد که جستارهایی از آن را  آوردیم، به راستی  به دشوار قانع کننده به نظر می رسند. شاید، در چهارچوب ارزیابی هایی کلیشه یی زمان جنگ سرد، نگاشته شده باشند. مگر یادآوری وی از عامل آلمانی درخور توجه است. واقعا اوضاع بین المللی  عمومی  در اوایل سال های دهه 1930 (بحران جهانی اقتصادی و مانند آن) و تعویض رژیم سیاسی در آلمان(روی کار آمدن هیتلر درآلمان)، نمی توانستند بر تمایلات افغان های حلقه لیسه نجات تاثیر برجا نگذارند. در این جا، محیط بس مناسبی برای انگلیسی ستیزی، تندروی و مانند آن وجود داشت  که به پیمانه یی انجام اقدامات دهشت افگنانه سال 1933 آن را تایید کردند.   

[101] . بسیار به دشواری می توان با این دیدگاه  همنوا بود. به باور بیشتر تاریخ نگاران، نادر از همان آغاز، در اندیشه گرفتن تاج و تخت بود-گ.