قاچاقبران آثار باستانی و فرهنگی افغانستان چی کسانی هستند!

 

 
آهوی طلاتپه، یکی از آثار به دست آمده از گنجینه یی طلایی 

چندی قبل در سایت پرمحتوا و همه جانبۀ کاتب هزاره مقالۀ را تحت عنوان قاچاق آثار باستانی بامیان به خارج ، مورد مطالعه و تفحص قرار دادم. 

اکنون با اغتنام از فرصت میخواهم نکاتی چند را جهت ارایه معلومات بیشتر به شما خوانندگان عزیز تحریر نمایم امید بتوانم چند کلمۀ را در این باب به گنجینۀ اندوخته های پربارشما شیفته گان علم و فرهنگ بیفزایم. زمانیکه ما میخواهیم راجع به آثار باستانی که همانا نشان دهندۀ هویت فرهنگی کشور و ملت ما است تطبوع نمایم پرسشی در قلمرو ذهن ما تردد می نماید که چه چیزی و یا کدام اثری را می توان در زمرۀ آثار باستانی و فرهنگی برشمرد. از آنجایکه فلاخن قضا مارابه گوشه ی از باختر زمین یعنی سرزمین مهد تمدن های گونا گون پرتاب کرده است ، پس سهل است برما تا بدانیم آثار باستانی به کدام آثار گفته میشود. در این باب اگر تمسک نماییم به قانون حفظ آثار تاریخی و فرهنگی افغانستان در مادۀ سوم این قانون چنین در خواهیم یافت.

- آثار تاریخی و فرهنگی در این قانون عبارت است از 1 کلیه محصول کار بشر منقول یا غیر منقول که از نظر تاریخی ، علمی ، هنری و فرهنگی دارای ارزش برجسته و جامع بوده حد اقل قدامت صد ساله داشته باشد.

- آثاریکه کمتر از صد سال عمر داشته ولی از نظر ارزش علمی ، هنری و فرهنگی قابل نگهداشت شناخته شود.

بعد از ذوال سیطرۀ سیاه طالبان از کشور، حکومت حامد کرزی بلاخص وزارت اطلاعات و فرهنگ در دورۀ  مؤقت و انتقالی حد اکثر تلاش خویش را به خرج داد تا آثار باستانی و فرهنگی افغانستان را از داخل و خارج کشور جمع آوری نموده وموزیم ملی کشور را در پایتخت و ولایات غنا ببخشد که این پروسه به شدت ادامه داشت  در همین بریدۀ از زمان بود که شخصی به اسم احمد شاه سلطانی علاقه گرفت اولین موزیم خصوصی را در کابل در سایۀ حکم ماده 24 قانون حفظ میراث های تاریخی و فرهنگی افغانستان که قرار ذیل است بنأ گذارد.             

آثار تاریخی وفرهنگی منقول که قبل از انفاذ این قانون در تصرف اشخاص حقیقی یا حکمی قرار دارد ، از جانب وزارت اطلاعات و فرهنگ سجل میگردد ، مالکین آثار تاریخی و فرهنگی منقول مکلف اند موضوع را در مرکز به انستیتوت باستانشناسی و در ولایات به ریاست های اطلاعات و فرهنگ اطلاع دهند. در این صورت ملکیت اشخاص بر چنین آثار محفوظ میماند. 

به همین ترتیب در خواست آقای احمدشاه سلطانی مبنی بر تاسیس موزیم خصوصی در کابل بعد از پیمایش مراحل قانونی و توشیح ریس جمهور پا به عرصۀ وجود گذاشت. 

سلطانی به اساس آمارگیری ، ثبت وسجل ، تفحص و مداقۀ ریاست باستانشناسی در مورد آثار موزیم وی به، ارزش میلیون ها دالر آمریکایی آثار تاریخی و فرهنگی را از لندن به کابل با مداخلۀ مستقیم پولیس انتر پول وقیادت وزارت اطلاعات وفرهنگ وتلاش جدی وزیر اسبق این وزارت آقای داکترسید مخدوم رهین به کشور انتقال داد که بعدازآمارگیری( انفنتوری) ریاست های باستانشناسی و موزیم ملی در مقر فعلی موزیم سلطان واقع نگارستان ملی در معرض دید علاقه مندان و فرهنگ دوستان قرار گرفت که جمع کثیری از شهروندان کشور ماشاهد این حقیقت انکار ناپذیر هستند. 

افتتاح دومین موزیم سلطانی در ولایت هرات که شامل سیزده هزار اثر تاریخی و فرهنگی به ارزش 550 میلیون دالر آمریکایی به اساس اطلاعاتی که از طریق رسانه های گروهی و جمعی به نشر رسیده است مبین آن است که موصوف یک شخص قاچاقبر نه بلکه یک فرزند صدیق این مرزوبوم است. که طی سالیان متمادی این آثار را جمع آوری نموده و دوباره به وطن برگردانده است. 

اگر از اصل موضوع تباعد ننمایم ورکین نباشیم حسب مدارک و شواهدی که هم اکنون در وزارت اطلاعات و فرهنگ موجود است و بامحوریت اظهارات علنی احمدشاه سلطانی این آثار تاریخی وفرهنگی پس از مرگ وی به مردم افغانستان متعلق است و حتی خانوادۀ وی حق تصرف مالکانه به این آثاررا ندارند. پس از قراینی که زیب متن هذارا تشکیل میدهند درمیابیم که تا دم حال هیچ فرزند این سرزمین همچو فداکاری را در حق این ملت و مملکت در این راستا ننموده است.

 پرسش پیش می آید که آیا شخصی که به ارزش میلیون ها دالر ملکیت شخصی خویش را وخم این ملت میکند چه نیازی دارد تا سر یک مجسمۀ بودای کوچک را به خارج از کشور قاچاق نمایید. 

 سرقت 21 قلم آثار باستانی موزیم ملی هرات و طبق معلوم بیش از هفده قلم آثار باستانی موزم سلطانی، به شهادت رسانیدن مسجد تیموریان که بیش از هشتصد سال قدامت داشت  در این ولابه یغما بردن حد اقل ده بت کوچک بودا ودیگر آثار بودایی که اخیراً در اثر کاوش های تیم باستانشناسان فرانسوی و آقای زمریالی طرزی در ولایت بامیان از دل خاک بیرون کشیده شد و با در نظرداشت تدابیر شدید امنیتی پیرامون حفظ این آثار در هر دولایت  نمایانگر بی کفایتی و ذیدخل بودن منسوبین وزارت اطلاعات وفرهنگ و هکذا تیم های امنیتی این دوولایت در سرقت این آثار گرنبها است. 

دال براین مسؤلین وزارت اطلاعات فرهنگ در محضر ملت باید جواب گوی این همه نابسامانی باشند و پارلمان کشور که متاسفاً در حال نزع قرار دارد باید موضوع را جداً پیگری نماید، زیرا آثار باستانی و فرهنگی افغانستان حیثیت ناموس این ملت را دارد.   

قاچاقبران آثار باستانی و فرهنگی کشور ولو هرکسی که باشد، مربوط به هر قوم و تباری که باشد و در هر مقام و منزلتی که قرار داشته باشد این وظیفۀ حکومت و بلاخص وزارت اطلاعات وفرهنگ است تا آنهارا شناسایی نموده و این سیهکاران را به پیشگاه قانون و مردم افغانستان حاضر نماید، نه اینکه برای کتمان نمودن بی کفایتی و مسامحۀ شان دروغ پراگنی نموده و دیگران را مورد تهمت قراردهند تاباشد ایشان در سایۀ افتراأت خویش نور حقیقت را کمرنگ سازند. اما با اظهار تأسف که شخصی در سمت این وزارت قرار دارد که حکم همانا گربۀ را دارد که نگهبان گوشت است. 

                                                                                                         

اگر بینی که نابینا وچاه است              اگر خاموش بنشینی گناه است

 

یورش آریایی   خزان سال 1387 کابل

موضوع بحث :

اسم نظردهنده  :

  ----------------  نظرات شما  -------------------