دکتورلعل
زاد
بمناسبت
بزرگداشت
ازششمین
سالروزشهادت
جانگدازاحمد
شاه
مسعود
وکلیه
شهیدان
گلگون
کفن
میهن
که
روح
شان
شاد،
خاطره
شان
گرامی
وجنت
فردوس
جای
شان
باد.
مسعود؛
راهت ادامه
دارد ...
سخن
برسرابرمردیست
درتاریخ
سرزمین ما که
حدود 30 سال ازعمرعزیزخویش
را درمبارزه
بر علیه
استبداد
داخلی، اشغال
خارجی
وتروریزم
بین
المللی وقف
کرده و دراوج
افتخاروعظمتی
که شایسته
اوست، 6 سال
قبل ازامروز، جام
شهادت مینوشد.
آغازفعالیت
سیاسی
ومقاومت برضد
اشغالگران
سرخ:
بلی
سخن
برسرمسعود
بزرگ است که درسال
1352 که هنوزدانش
آموزانستیتوت
پولی تخنیک
کابل است، با
پیوستن به
"جمعیت
اسلامی"،
فعالیت سیاسی خویش
را آغازمیکند.
درسال 1354 علیه
رژیم استبدادی
داود
درپنجشیربقیام
برمیخیزد،
ولی این قیام بشکست
میانجامد.
مسعود
درسال 1358
عملا
به نبرد
مسلحانه برضد
رژیم استبدادی
تره کی درپنجشیرمیپردازد
و بعدا مقاومت
مسلحانه خویش
بر ضد اشغال ارتش
سرخ شوروی را گسترش
میدهد.
مقاومت
پیروزمندانه
مسعود
درکوهپایه
های هندوکش
برعلیه ارتش
سرخ درطول
دهسال، اورا
به مظهر درخشان
مقاومت مبدل
میکند و
به
شیرپنجشیرمشهورمیشود.
شکست
حملات پیهم
ارتش سرخ دربین
سالهای 1358 – 1361
دردرۀ
پنجشیراورا
بسطح جهانی
شهرت میدهد ونام
مسعود منحیث
یک قهرمان
شکست
ناپذیردرردیف
سایرقهرمانان
جنگ های
گوریلایی
جهان قرارمیگیرد.
پنجشیرطی 10
سال مقاومت،
شاهد 7 بار لشکرکشی
سنگین قوای
شوروی میشود
وهریکی ازین حملات
درچند مرحله
اجرا وهریک به
شکست می
انجامد.
مسعود
وحکومت داری
مجاهدین:
با
پیروزی مسعود
وایجاد حکومت
مجاهدین درکابل،
آرزوهای
پاکستان
بخاطربقدرت
رسانیدن حکمتیاربه
یاس مبدل
میگردد.
درنتیجه،
حکمتیاربه
راکتباران
شهرکابل
اقدام نموده
وشهرزیبای
کابل را به
ویرانه تبدیل
میکند.
شاید
سخت ترین وتلخ
ترین دوران
حیات سیاسی
مسعود همین
دوران حکومت
مجاهدین
درکابل باشد.
با وجود اینکه
حکمتیارپیروزنمیگردد
اما ازایجاد
یک حکومت با
ثبات درکابل
جلوگیری میکند.
تلاشهای
مسعود درجلب
همکاریهای
سران ورهبران
سیاسی تنظیم
های مجاهدین
توفیق نمی
یابد وازپشتیبانی
موثرکشورهای
خارجی وبخصوص
همسایگان
نیزبی بهره
میماند.
بنابرین، موصوف
ازوضع کابل و
بی بندوباری
مجاهدین دراین
دوران سخت
ناراض است و بنا
بگفتۀ
همرزمانش
باربار از اینکه
قبل ازرسیدن
بکابل شهید
نشده،
اظهاراندوه
وتاسف میکند.
مسعود
ومقاومت برضد
اشغالگران
سیاه:
ناکامی
حکمتیاردرمبارزه
با مسعود باعث
ایجاد وارسال
نیروی جدیدی -
بنام طالبان -
ازطرف
پاکستان
میشود. این
نیروی تازه
وارد بکمک
ارتش پاکستان
موفق میشود
قسمتهای
زیادی ازکشور
را اشغال
وبطرف کابل
پیشروی کند.
مسعود پس
ازارزیابی
اوضاع، با
قوای خود بطرف
شمال پایتخت
عقب نشینی
نموده
وطالبان
درمیزان 1375
وارد کابل
میشوند
وباینترتیب
آرزوی دیرینه پاکستان
مبنی برایجاد
رژیم
طرفدارپاکستان
درکابل
وتبدیل
افغانستان
بصوبه پنجم
آنکشورعملی
میگردد.
دراین
زمان است که
شخصیت
استثنایی
مسعود – منحیث
سمبول واقعی واسوۀ
مقاومت –
باردیگر گل
میکند. زیرا
درهمین شرایط
است که همه
رهبران
وفرماندهان
درداخل وخارج کشور،
مقاومت را
بیهوده
پنداشته
وازاو میخواهند
که باید
کشوررا ترک
گوید. اما او
با صدای رسای
خویش چنین
فریاد میزند: اگریکنفرهم
باقی بمانم نه
تسلیم میشوم
ونه فرار
میکنم، بلکه
مقاومت میکنم.
بلی،
همین پایداری
وایستادگی
بینظیر
دربرابرطالبان
قرون وسطایی -
این ارتش سیاه
- اورا به
سردارمقاومت
ملی دربرابرطالبان
پاکستانی وتروریزم
بین المللی
مبدل میکند
وهنگامیکه ابرهای
یاس ونومیدی
سراسرکشوررا
فراگرفته است،
مسعود بازهم
درگوشۀ
ازمیهن با
امکانات نهایت
محدودی، پرچم
مقاومت ملی
درمقابل اشغالگران
خارجی را
دراهتزاز نگه
میدارد.
حماسه
مقاومت
دلیرمردان
کوهپایه های
هندوکش درطول
پنجسال
وپیوستن
فرماندهان
ورهبران گروهها
واقوام مختلف
کشوردرمناطق
زیرکنترول
وتحت رهبری
خردمندانه
مسعود
دردرون
ساختارجبهه
متحد ملی
درمقابل
لشکریان جهل
وظلمت ازجمله
افتخارات
بزرگ مسعود
وفصل نوینی
درزندگی
سیاسی موصوف
پنداشته
میشود. دراین
هنگام است که
شخصیت مسعود
ابعاد جدیدی
پیدا میکند
ومسعود از
"
آمریت درسطح
پنجشیر" به
یگانه امید و
"رهبردرسطح
کشور" مبدل
میگردد. مسعود
پس ازسفربه
اروپا، منحیث
شخصیتی درسطح
جهانی، مطرح و
مورد پذیرش
قرارمیگیرد.
اینجاست
که
دیگرتروریزم
بین المللی
متوجه رشد
شخصیت مسعود
درمقیاس
جهانی گردیده
وبرای
برداشتن
موصوف
ازسرراه، با
شیوه های
نامردانه
وفرومایه
وارد عمل میگردند
وازهمان
اسلوبی
کارمیگیرند
که سالها قبل،
همتبارانش
درقتل
ابومسلم
خراسانی -
رهبرآزادیخواه
ومقاومت
خراسان زمین -
کارگرفته
بودند.
بلی،
ما را درسوگ
مسعود
نشانیدند
وتراژیدی
اشغال خارجی واستبداد
داخلی ادامه
دارد! اما
امروزنام
مسعود احیا
کنندۀ حیٍثیت
های ازدست
رفته،
غرورهای
شکسته شده
وآرمانهای
برباد رفته مردم
ما است.
+
+ +
دوستان:
سخن برسربزرگ
سازی ویا
معصوم سازی
مسعود نیست. دیگرمسعود
درکنارما وجود
ندارد اما
زندگی عملی،
بینش سیاسی
وسابقه
مبارزاتی
اوازمسعود
چنان شخصیتی
ساخته است که
با وجود تمام
اشتباهات
سیاسی که
انجام داده
ونیزانتقادات
جدی ایکه
دربعضی موارد
(بخصوص
دردوران
حکومتداری
مجاهدین
درکابل)، علیه
اووجود دارد اورا به
یک "اسطوره" ویک
"مکتب" تبدیل
نموده است.
زیرا
اوفرماندهی
است برخاسته
ازمیان مردم
که دربین آنها
زندگی میکند.
درمیان
سربازانش
غذامیخورد
ودرکنارآنها
میجنگد. درجمع
آنها میخوابد
ودرنبردهای
بزرگ درخط
مقدم
قراردارد.
مسعود
درعفت
وپاکدامنی
بیمانند است
وهیچکس نتنها ذرۀ
انحراف
اخلاقی
دراوسراغ
ندارد بلکه،
بقول
همرزمانش،
هیچکس شاهد
فحش وناسزا
اززبان وی
نبوده است.
تاکنون
هیچگونه سند یا
شاهدی وجود
ندارد تا نشان
دهد که مسعود
درفکراندوختن
مال ومقام
بوده باشد. مسعود
میتوانست مانند
سایررهبران
وفرماندهان،
پولداربزرگی
باشد اما وی
زاهدانه
زندگی میکند.
مسعود
میتوانست مانند
تعداد زیادی
ازرهبران
وفرماندهان
جهادی، هرچند
گاهی ازدواج
جدیدی کند ولی
او با یک ازدواج
ساده
ودورازهرگونه
آوازه
وتشریفات
اکتفا میکند.
مسعود
به تاریخ،
فرهنگ وگذشته
سرزمین
ونیاکانش
افتخاردارد
وبآن عشق میورزد.
مسعود معتقد
است که
آزادی بدون
آگاهی
میسرنیست!
اومیگوید
اگر قرارباشد
سه کتاب را
بهمراه ببرم –
قرآن مجید،
مثنوی معنوی
وشاهنامه
فردوسی را برمیگزینم.
درمورد حافظ
میگوید که
غزلهای او سرود
های من است.
پیام
مسعود واضح وآرمان
مسعود روشن
است: مقاومت
وایستادگی در مقابل
اشغال خارجی و
استبداد
داخلی - یعنی
آزاد سازی
کشوروتامین عدالت
اجتماعی
دربین مردم.
مسعود
نظراتی صریح
دربارۀ حکومت
آینده دارد؛
چنانچه
درمصاحبه ای
میگوید: حکومت
آینده باید از
طریق
انتخابات و آرأ
مستقیم مردم
که درآن زنان
و مردان
اشتراک داشته
باشند بوجود
آید.
یگانه
طرز حکومتی که
بتواند عدالت
اجتماعی را در
بین اقوام
مختلف
برقرارسازد
دموکراسی
وانتخابات
مردمی است.
+
+
+
گرچه
تاکنون مقالات
بیشماری
درمورد اوصاف وابعاد
مختلف شخصیت
مسعود برشته
تحریردر آمده
است. اما، بعقیده
من،
آنچه
شخصیت مسعود
را یک سروگردن
ازتمام
فرماندهان و رهبران
دیروزی
ومدعیان
امروزی آن
متمایز و محبوب
القلوب خاص وعام میسازد،
سه اصل زرین
است:
1.
تقوا و
پاکدامنی
درزندگی شخصی
وخصوصی، نه
آلودگی
وفساد؛
2.
مقاومت و پایداری
درمقابل
اشغال
واستبداد،
نه معامله
وسازش
درمقابل
پول ومقام؛
3.
استقلال
وغیروابستگی
در رابطه به
بیگانگان، نه
مزدورمنشی و
دست نشاندگی.
باینترتیب،
من سخت
باوردارم که بزرگداشت
وتجلیل ازشخصیت
ومقام
مسعود بمعنی
مبالغۀ اوصاف،
کارکردها،
مقدس سازی ها
ویا اشک ریختن
ها درسوگ
اونیست، بلکه
تجلیل واقعی،
دوست داری، وفاداری
و پیروی از مسعود،
همانا تعقیب "مکتب"
او و ادامه "راه"
او یعنی تقوا و پاکدامنی،
مقاومت
وپایداری و استقلال
وغیروابستگی
درعمل است و بس!
مزن
ای مدعی دست
طمع بردامن
یوسف
زلیخا
نیستی،
قدرخریداری
نمیدانی
منابع:
1.
احمدشاه
مسعود شهید
راه صلح
وآرامی
(مجموعه مقالات).
بکوشش مجیب
الرحمن رحیمی.
1382
2.
ویب سایت
احمدشاه
مسعود (مجموعه
مقالات).
http://www.ahmadshahmassoud.com/