نگاهی مختصر به بنیاد های فرهنگی دولت سامانیان 

 

استاد نورعلی خان

 

به گونه ای مقدمه قابل یاد آوری می دانم که آل سامان نام خود را از اجداد بزرگ شان " سامان خدات " برگزیده اند.

 سامان نام قریه ای از مربوطات نواحی شهر سمرقند بوده که با افزودن کلمه خدات به معنی " صاحب " (رئیس ، امیر سامان ) آل سامان به وجود آمده است. توضیح این موضوع در اکثر تواریخ مربوط به این سرزمین (معجم البلدان ، قاضی منهاج سراج جورخانی، طبقات ناصری ، تاریخ ایران و اسلام ، تاریخ بخارا ) و غیره به صراحت تام ذکر گردیده است. که به طور نمونه در تاریخ بخارا در توضیح این مطلب چنین آمده است:" چون سامان خدات که جد ایشان ( سامانیان ) از بلخ بگریخت و به نزدیک وی (اسد بن عبدالله القیری حاکم خراسان ) آمد به مرو او را اکرا می کرد و دشمنان او را قهر کرد و بلخ را به وی داد. در مقام حق شناسی از مساعدتی که برایش انجام یافته بود فرزند خود را به نام حکمران خراسان اسد نامید." (1)

 آل سامان از جمله اعیان واشراف ماورالنهر بودند. به گفتهء تعدادی از مورخین ، سامان از جلمهء یاران ابومسلم خراسانی بوده نسب او به بهرام چوبین می رسد.

( سامان بن حسام بن طعام بن هرمز بن بهرام چوبین) بهرام چوبینه خود را از دودمان اشکانی ها (2) و سرکردهء برجسته لشکری خسرو پرویز (628-590) پادشاه دولت ساسانیان بود.

 ابوالقاسم فردوسی در اثر بی زوال خود " شاهنامه " در مورد بهرام چوبینه در دفاع از میهن در برابر تهاجم ترکان چنین بیان نموده است :

قوی استخوان ها و بینی بزرگ                   سیه چرده گردی دلیر و سترگ

جهان جوی چوبینه دارد لقب                      هم از پلهوانانش دارد نسب

ز بهرام چوبینه پور گشب                         سوار سرافراز پیچیده اسپ (3)

با استناد به نظریات مورخین سامان خدات چهار پسر داشت به اسمای ، نوح ، احمد، یحیی و الیاس . که در میان ایشان احمد بن اسد در جمال و کمال و جلال و تدبیر کار به نیکوئی یاد شده است که بنا به اهلیت و شایستگی دارای اقتدار ملی و سیاسی گردید. موصوف هفت پسر داشت :( نصر، یعقوب ، یحیی ، اسمعیل ، اسحق ، اسد ، حمید.) در میان آنان از همه معروفتر و سلحشور و با تدبیر " اسماعیل " بود که هم او اساس گذار دولت سامانیان بوده است ، که در سال 280 هج فرمان امارت ناحیه ماورالنهر را از معتضد خلیفه بغداد در یافت و ساحه پادشاهی اش را وسعت بخشید چنانچه توانست خراسان، گرگان، طبرستان ، سیستان ، ری و قزوین را هم درقلمرو خود اضافه کند."(4)

 مدت زمان دولت سامانیان حدود یکصد و ده سال بوده است.

با وجود شرایط نا مساعد همان زمان میتوان این دوره را از جمله بهترین مرحله شگوفائی فرهنگ و مدنیت تاجیکان نامید. علاوتاً تاسیس دولت مستقل و مقتدر و متمرکز تامین وتحکیم روابط سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی با حکومات دور و نزدیک ، رشد وانکشاف کشور در عرصه سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی واقتصادی دستاورد های این دولت بودند که بطور موجز به آنها اشاره می نمایم.

 با ایجاد دولت سامانیان زبان فارسی به حیث زبان رسمی ملی مجدداً مورد استفادهء همه امور دولتی و علمی قرار گرفت و به رسمیت زبان عربی خاتمه داده شد. بر پایه این تدابیر زبان و ادبیات بدیعی نظم و نثر و دیگر عرصه های زبان وادبیات ترقی نموده زبان فارسی از نفوذ کلمات و واژه های زبان عربی تاحدودی پاکسازی گردیده به  آن آهنگ و نظم تازهء بخشیده شد و شهر های بزرگ همان زمان ( بخارا و سمرقند ، خجند، بلخ ، هرات ، خوارزم ، نیشاپور،طوس و مرو) به حیث بزرگترین کانون های ارزشمند فرهنگی عصر خود عرض وجود نمودند. درین شهر ها حکومت داران به علما، دانشمندان ، شعرا، نویسندگان ، هنرمندان و اهل کسبه توجه خاص نموده به دیدهء احترام می نگرستند. مقدسی سیاح معروف اسلامی که تمام امارات اسلامی عصر خود را سیاحت نموده از شیوه حکومتداری ، رفتار و کردار امرای اسلامی نسبت به مردم ، علما و شعرا و دانشمندان چشمدید های خود را به رشتهء تحریر در آورده و در قسمتی چنین مینویسد:" در دربار سامانیان شاعران، نویسندگان و علما جای خاصه داشتند. سامانیان در تاریخ نسبت به همه پادشاهان در مورد دوستی وحمایه از علما بهترین بوده اند. ایشان اهل علم را نمی خواستند که به احترام زمین بوسند. تمام ماه رمضان همه بیگاه در حضور پادشاه محفل ها آراسته می شد و بحث ها و مناظره های علمی ، ادبی و فلسفی می شد. امیرسامانیان به مسله آغاز می کرد، حاضرین در اطراف مسله گفتگو می کردند." (5)

 سازماندهی برگزاری چنین محافل عملی ، بحث و گفتگو ها در دربار شاهی نمایانگر توجهء عالی شاه و اهل دربار به معرفت و رشد و انکشاف و فرهنگ و  مدنیت میباشد. قابل توجه است که اکثریت اهل دربار ، مشاورین و نزدیکان شاهان سامانی را علما ، فضلا ، اهل ادب ، اعیان و اشراف تشکیل میدادند که دارای تعلمیات و سواد علمی بودند.

 مورخین می نویسند که اکثریت علما ، دانشمندان ، شعرا ، نویسندگان ، هنرمندان و کاسبان بدربار شاهی و سایر مراجع و مراکز سیاسی اجتماعی و فرهنگی حکومتی و رسمی فقط به زبان عربی صورت می گرفت.

 در واقع فراهم آوری امکانات و شرایط برای رشد و انکشاف علم و هنر زمینه های مطمین را برای ایجاد شخصیت ها ، گروه ها و محافل علمی وفلسفی بوجود آورد که بطور نمونه میتوان از گروه اخوان الصفا یاد کرد.

  گروه علمی و فلسفی اخوان الصفا ، بطور استوار و خلل نا پذیر اندیشه های علمی وفلسفی عصر شان را در جهت بیداری و ارتقا سطح آگاهی مردم پخش و نشر می نمودند.

 شهر های بزرگ نظیر بخارا ، سمرقند ، خجند ، بلخ ، هرات ، مرو ، نیشاپور ، با داشتن بزرگترین مدارس ، خانقاه ها ، مساجد ، مکاتب و دیگر مراکز علمی و فرهنگی ،  به اماکن بزرگ علمی  و فلسفی عصر خود مبدل گردیدند که علما و دانشمندان ، شاعران ، نویسندگان و صنعت کاران و طالب العلمان از تمام گوشه و کنار کشور های اسلامی به ماورالنهر و خراسان به منظور تعلمیات و آموزش روی می آوردند.

 شهر بخارا درین عصر به حیث مرکز بزرگ فرهنگ و مدنیت شرق تبارز نمود. چنانچه معروف بود:

"  بخارا قوت اسلام و دین است                بخارا گوهر روی زمین است ."

بزرگترین علما و دانشمندان ، فیلسوفان و شعران ، نویسندگان در همین شعر ها به غایه و کمال رسیدند و عالیترین شاهکار های علمی و ادبی ، معماری و عمرانی را آفریدند. شهر بخارا دارای کتابخانه های متعدد بود از  جمله بزرگترین کتابخانه عصر خود به نام " سوانح الحکومت " مربوط دربار شاهی وجود داشت که در آن نادرترین کتابهای علمی جمع آوری شده بود . ابوعلی ابن سینا ، از کتابخانه مذکور چنین یاد آوری می نماید "

" روزی از او ( پادشاه بخارا ، نوح ابن منصور ) اجازت پرسیدم که به کتابخانهء ایشان درآیم و به مطالعهء و خواندن کتابهای طب که در آن جاست بپردازم ، وی مرا اجازت داد و وارد سرای شدم که خانه های بسیار داشت ، در هرخانه صندوقهای کتاب بالای هم چیده شده بودند، در یک خانه کتابهای علمی ، عربی و شعر در هر خانهء کتابخانه یک علم جا داشت. سپس فهرست کتابهای پیشینیان را مطالعه نموده آنچه را بدان نیاز داشتم خواستم ، کتابهای دیدم که بسیار کسان حتی نام شانرا نمی دانستند و من آنها را پیش ازین وبعد از آن ندیده بودم." (6)

 علاوتاً، کتابخانه ها و کتابفروشی های مهم و بزرگ زیادی هم در شهر بخارا و دیگر شهر های مهم موجود بودند.

 علاقمندی و حمایهء رهبران و بزرگان دولت سامانی از علم و ادب و فلسفه و ایجاد زمینه های مناسب رشد و انکشاف علوم فلسفه در مراکز تعلیمی شهر های بزرگ مانند بخار و سمرقند ، فرغانه ، خوارزم و مرو و هرات ، بلخ و خجند و دیگر شهر ها شخصیت های بزرگ علمی و فلسفی به جامعه انسانی تقدیم گردیدند که عالی ترین آثار علمی و فلسفی و ادبی را به بشریت میراث گذاشتند.

از جملهء ده ها نام آوران همیشه یاد شده و ده ها بزرگمرد گمنام علمی و ادبی را میتوان اسم برد ، به مانند: ابوعبدالله رودکی ، ابوالحسن شهید بلخی ، ابوالمنصور محمد دقیقی و ابوالحسن کسائی مروزی ، ابوالحسن مراد بخارائی ، ابوشکور بلخی ، رابعهء بلخی ملقب به (زین العرب ) ، حنظله بادغیسی ، غزال لوگری ، فیروز مشرقی و دیگران را میتوان نام برد.

همچنان در ساحه علوم طبی و اجتماعی مانند : ریاضیات ، هندسه و نجوم ، کیمیا ، نباتات ، جغرافیه ، معدن شناسی ، تاریخ و سایر بخش های علوم ، شخصیت های علمی نام آوری ظهور کردند که در انکشاف زمان خود نقش درخور توجه داشتند که بطور نمونه میتوان از ابونصرفارابی ، محمد ابن موسی الخوارزمی ، مشهور به المجوزی ، اساس گذار مکتب ریاضی و در عین زمان جغرافیه دان و منجم عصرش ، ابومحشر جعفر و احمد ابن عبدالجلیل سجیزی استاد ابوریحان بیرونی ، ابونصرعراقی خوارزمی ، احمد بن عبدالله مروزی ، احمد عبدالعباس سرخسی ، عبدالمحود خجندی مخترع اسباب کیهان شناسی ، ابوالوفا ابن محمد جوزجانی خراسانی ، ابوالحسن علی ابن احمد سنفی خراسانی ، ابوریحان بیرونی و ده ها عالم و دانشمند وشخصیت های دیگر که هرکدام در زمینه رشد وانکشاف علوم مختلفه و فلسفه و ادب نقش ارزنده و شایستهء را ایفا نمودند. 

این چنین در ساحه علم طب ، کیمیا و دارو سازی موفقیت های بزرگ علمی بدست آمده است. شخصیت های بزرگ علمی وفلسفی چون جابر ابن عیان مشهور به گیبر ( عالم نام آور اروپایی ) از شهر طوس، ابوبکر محمد ابن ذکریا رازی از خراسان ، ابوبکر ربی ابن احمد اخاوتی بخارائی ، احمد ابن عمر ابن علی سمرقندی ، ابوعلی ابن سینا بلخی ، ابومنصور موفق ابن عبدالعزیز نیلی نیشاپوری و دیگران را نام برد که آثار علمی این دانشمندان تاکنون نیز مورد استفاده محققین و کارشناسان است.

 در ساحهء علم جغرافیه ، اثرگرانبهای حدود العالم من المشرق و المغرب که به زبان فارسی ایجاد گردیده و این اثر که از دو قسمت جغرافیای طبعیی و جغرافیای اقتصادی عبارت است به شصت و یک (61) فصل ترتیب و تنظیم گردیده ، در برگیرندهء معلومات علمی و تاریخی از جهت جغرافیائی بوده دارای ارزش فوق العادهء علمی و تاریخی برای پژوهشگران است. بزرگترین دانشمندان این ساحه همچو ، حفص ابن منصور مروزی ، الندر ابن سمیل ، احمد ابن محمد خطیب ، ابو العباس جعفر ابن احمد مروزی ، ابوالقاسم ابن خرداد، عبدالله ابن احمد ، ابو زید ابن سهیل بلخی و عبدالله جیحونی بوده اند که هرکدام در رشد و انکشاف علوم طبعیی و اجتماعی کار های ثمر بخشی انجام داده اند.

 در ساحهء تاریخ وجامعه شناسی دانشمندانی مانند : عبدالله ابن جعفر نرشخی ، عمرابن محمد نسقی ، ابومعین الدین بلخی ، عبدالواحد ابن محمد جوزجانی ، ابوعبید هروی و دها شخصیت علمی و تاریخی را میتوان نام برد که در ساحه از علوم آثار بی نظیری بجا گذاشته اند.

 دایره العمارف تدوین یافته به قلم ابو علی ابن سینا ، ابوریحان بیرونی ، ابونصر فارابی ، ابوبکر ابن سراج ، شاهکار علمی فوق العاده با اهمیت این عصر میباشد.

 در دوران حکومت داری سامانیان ، ادیان و مذاهب مختلف اسلام ( حنفی ، شافعی ، حنبلی ، مالکی ، معتزلیان ،کرامتیان ، اسماعیلیان ) و ادیان دگر همچو ، مسیحی ، زرتشتی و دیگر جماعت های خرد و بزرگ دینی ، فعالیت های عقیدتی داشتند. معتزلیان و کرامتیان در اکثرمدارس شهر سمرقند و بخارا اندیشه های عقلی و فلسفی را تبلیغ و ترویج میدادند. اسماعیلیان با انتشار رسالات اخوان الصفا به منزلهء نخستین دایره المعارف اسلامی مبادی علمی و فلسفی را در بارهء طبعیت انسان در پیوند با آرای فلاسفه یونان ، آفرینش عالم و رابطهء آن با پروردگار و مقام انسان در هستی بیان نمودند و راه را برای فیلسوفانی چون ابونصرفارابی و عصر و ابوعلی سینا و دیگران گشودند.

آزادی فعالیت های عقیدتی ، ادیان و مذاهب در حدود سامانیان گواه بر مصونیت وجدان مردم و آزادی بیان و عقیده بوده که در دیگر قلمرو های اسلامی همان زمان جائی نداشت و یا کمتر به نظر میرسید.

فضای زندگی اجتماعی روز تا روز آسوده تر و توام با خوشی وطراوت ، بروحشت و اظطراب که طول سالهای گذشته در نتیجهء تجاوز و غارت قدرت های اجنبی محیط زیست ، افکار و زندگی شاد مردم را نابود و خفه ساخته بود، چیره گردید. حکومت و مردم اکنون درفضای خودی به بهتر شدن زنده گی می اندیشیدند و به آرایش منازل، تاسیس منازل جدید و با شکوه – اعمار قصر های مجلل ، باغ و بوستان – می پرداختند.

 بخش هنرو موسیقی ، رقص و آواز به ترقیات زمان رسید. شاهان، اعیان و اشراف و در مجموع مردم به هنر موسیقی به دیدهء قدر می نگریستند. دربار شاهان ، اعیان و اشراف و همهء محافل خوشی مردم توام با موسیقی ، رقص و آواز بود.

 در دوران حکومت داری سامانیان ، زراعت و مالداری انکشاف به سزا نمود. دولت در ایجاد نهر ها و بند ها – آبرسانی و آبیاری – با مردم همکاری و دستگیری نموده و به رشد و انکشاف زراعت به حیث عامل مهم سکتور اقتصاد خانواده و ملت اهمیت زیاد می داد.

 علاوتاً حکومت سامانیان در استخراج معادن بطور ساده و ابتدائی ، به موفقیت های نایل آمدند. چنانچه معادن آهن ، نقره ، طلا ، سیماب ، مس ، موم ، لاجورد ، نوشادر ، و غیره استخراج میگشت. 

 صنایع کوچک و نیمه ماشینی در ساحات ذوب فلزات و تبدیل مواد خام به پخته ایجاد گردید. که در نتیجهء از انواع فلزات عموماً اسباب و وسایل زراعت ، اسباب و آلات تعمیراتی و ساختمان ، وسایل کار فلزی ، انواع ظروف و سامان و آلات نظامی و غیره تهیه می نمودند. همچنان شغل زرگری در اثر مهارت فوق العادهء کاسبان این هنر رونق شایان یافت. زرگران از فلزات نجیبه و سنگ های قیمتی جواهرات وزیورات بی نظیری تهیه می نمودند. باید گفت هنر نقاشی ، سفالی ، کاشی کاری و کندن کاری روی چوب و فلزات ، شیشه کاری و جابجا سازی این آفریده های هنری ، در ساختمانهای قصر ها و منازل به اوج خود رسید و هنرمندان چیرهء دستی در این ساحه عرض اندام نمودند. هکذا هنر بافندگی متاع ابریشمی ، پشمی و پختهء، خیاطی و خامک دوزی ، ایجاد و تهیه بهترین فورم های بافت و دوخت البسه شاهانه ، اعیان و اشراف و لباس های ملی ، قالین بافی ، گلیم بافی در دورهء زمامداری سامانیان بدرجهء بلندی ارتقا یافت . با ایجاد و کار برد سنگ های نیم کاره و تیار ، چونه و ریگ و خشت پخته ، انواع مصالح تعمیراتی ، کاشی کاری ، ملمع کاری ، حکاکی ، کندن کاری ، رنگمالی و آرایش منازل و قصر ها به مناظر طبعی و تصاویر مختلف توام با هنرمندی خاص دگرگونی های عظیمی در بخش ساختمان تعمیرات بوجود آمد با وجود تهاجم های مکرر اجانب و تخریبات و به کام آتش فرو رفتن شهر ها ، یادگار های محدود و نمونه های از هنر معماری در هئیت ، مساجد ، مقبره ها و آثار باستانی بر جا ماندهء آن زمان گواه بر هنرمندی و پخته گی کار ساختمانی آن دوره را بازگو مینماید.

 سامانیان، اساس و شالودهء مناسب فرهنگی را در قلمرو شان طوری گذاشتند که برای رشد و انکشاف فرهنگ و مدنیت حکومت های بعدی ( غزنویان وغوریان ) سرچشمه و تهداب مادی و معنوی میباشد.

 در حقیقت کار فرهنگی حکومت های بعد از سامانیان ، ادامه خط و مشی میراث و مکتب سامانیان می باشد.

با ترقیات چشمگیری که علم و هنر و ادبیات ، فلسفه و صنعت در دورهء سامانیان داشت ، عصر دهم را میتوان بنام عصر انکشاف علم و صنعت و ادبیات و زبان فارسی و همه مردمان غیر فارس این سرزمین دانست.

 بطور اخص قابل ذکر است که دوران حکومت داری سامانیان در عصر خود مناسب ترین شرایط را برای رشد و انکشاف فرهنگ ( فلسفه ، علوم ، ادبیات بطور خاص ، صنعت و هنر ، فراهم و بزرگترین شخصیت های علمی، فلسفی ، شاعران و نویسندگان را به جهان بشریت تقدیم نمود که تاکنون جامعه انسانی مقام والای علمی شان را به دیدهء احترام می نگرند.

زیر نویس ها :

1- تاریخ بخارا صفحات 81-82

2- المنتظم القسم الثانی الملجد الحامس ص     141

3- شاهنامهء حکیم ابوالقاسم فردوسی ، جلد چهارم ، تهران ص 479

4- تاریخ ایران از ظهور اسلام تا سقوط بغداد تالیف اکرام بهرامی ص 331

5- دولت سامانیان ، نعمان نعمت اف ، دوشنبه ، تاجیکستان ص 153

6-تاجیکان ، جلد یکم ، بابا جان غفورف ، ص 507

7- دولت سامانیان ، نعمان نعمت اف ،ص 153

8- دولت تاجیکان ، جلد یکم ، بابا جان غفورف ص 467